لطفا منتظر باشید

اثر كمالات معشوق در عاشق‏

اين دروغ بود كه مى‏گفت: من عاشق يوسف هستم. او در جهالت بود. اگر بيدار بود، مى‏فهميد كه عاشق خود و لذّت براى خودش است و مى‏خواهد كه يوسف عليه السلام ابزار ارضاى شهوت حرام او بشود. اسم معشوق خود را به غلط روى يوسف گذاشته بود.

كسى كه عاشق پاكى‏ها باشد، پاكى‏ها به او انتقال پيدا مى‏كند. خود حضرت يوسف عليه السلام عاشق معشوقى بود كه همه پاكى‏ها، جلال و جمال، كمالات، اسماى حسنى‏ و صفات عليا را داشت و لحظه به لحظه از طريق اين عشق، كمالات معشوق را نصيب خودش مى‏كرد.

ارزش عشق زليخا، به ارزشى مجازى و از بين رفتنى و خاموش شدنى مقيّد بود؛ چون بعد از اين كه حضرت يوسف عليه السلام از زندان آزاد شد، ديگر چهره‏اش عوض شده بود و سنّ زليخا نيز بالا رفته بود و آن آتش در وجودش خاموش شده بود و هيچ مزاحمتى براى يوسف عليه السلام نداشت؛ چون نيروى لذّت گرايى او رو به غروب رفته، در حال افول بود، بنابراين نمى‏توانست كارى به كار يوسف عليه السلام داشته باشد.

اما ملاك عشق يوسف عليه السلام كه حضرت حق بود، روز به روز بر عشق، كمالات و مفاهيم انسانى او اضافه كرد و در نهايت او به ولىّ خالص الهى، الگو و سرمشق براى همه شهوت‏داران، زيبارويان، حاكمان، اميران، معلّمان و خانواده‏داران عالم تبديل شد و نامش در كنار نام ابدىّ معشوق به پاكى به جا ماند و از صفحه دنيا و آخرت پاك نخواهد شد.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه