فارسی
جمعه 04 اسفند 1402 - الجمعة 12 شعبان 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

توجه ويژه خدا به بعد از درگيرى يوسف عليه السلام و زليخا

 

 

 

آنچه را كه در اين بحث مى بينيد، كه به نظر بسيار مهم مى رسد و همه دقايق و لطايفش در آيات قرآن كريم است، نگاه پروردگار به بعد از اين جريان است، نه قبل از آن. همه اين مسائل براى بعد از هيجان شهوات و درگيرى حضرت با اين زن و مقاومت هفت ساله و حفظ دامن خود در تمام حيات از آلودگى است.

تمام نگاه خاص پروردگار به حضرت يوسف عليه السلام به خاطر بعد از اين جريان است. البته قبل از اين جريان، پروردگار عالم به او نظر دارد، اما فقط به عنوان فرزند كوچك حضرت يعقوب عليه السلام، يعنى از زمانى كه حضرت يوسف عليه السلام به دنيا آمد، تا زمانى كه با اين زن ناخواسته روبه رو شد و به صورت غلام زرخريدى كه همه راه هاى فرار به روى او بسته شده است و نمى تواند جايى برود و آزادى ندارد، تا زمانى كه ناخواسته او را در فضاى كاخ قرار مى دهند و در خلوت كاخ به عنوان غلامِ شوهر اين زن و خدمت كار او قرار مى دهند.

نگاه پروردگار به او از زليخا به بعد شروع مى شود، تا آنجايى كه روزگار فراق تمام مى شود، حضرت يعقوب عليه السلام و فرزندانش وارد مصر مى شوند و به شدّت مورد احترام حضرت يوسف عليه السلام قرار مى گيرند و او نيز در اوج كرامت و بزرگوارى از ظلم هاى ده برادر خود گذشت مى كند و داستان ديگر تمام مى شود.

مرگ حضرت يوسف عليه السلام با كمال آبرو، كرامت، آقايى، بزرگوارى، انسانيت و در حالى كه براى همه مرد و زن جهان درس و الگو شده است، مى رسد و ايشان از دنيا خارج مى شوند.

اهميت جذب نگاه خدا در جوانى  

 

اين گوشه اى از نگاه پروردگار به آيات كتاب وجود حضرت يوسف عليه السلام است كه اين جوان، در اوج جوانى؛ چون اين نگاه، مربوط به پيرى او نيست. هر پيرمردى از گذشته بدش پشيمان است- البته اگر بد كرده باشد- و خوب مى شود، مگر كافر باشد. هر پيرمردى در روزگار پيرى وارد نماز، عبادت و مناجات مى شود. روزگار گردنش را كج مى كند، نه اين كه خودش بخواهد كج كند. هر پيرمردى سعى مى كند كه توبه كرده، خودش را پاك كند، بعد از دنيا برود. نگاه خدا به روزگار پيرى حضرت يوسف عليه السلام نيست، بلكه به روزگار پر بودن وجودش از كرامت هاى ايام جوانى است.

در اين بخش از زمان، اگر كسى نگاه خدا را به خودش جلب كند، هنر كرده است؛ چون خيلى ها در اين بخش روى خدا را از خود برمى گردانند و رابطه خدا را با خودشان قطع مى كنند. خيلى ها به خاطر قدرت و اوج جوانى، در مقابل حضرت حق دچار كبر مى شوند.

اگر در اين فصل از جوانى، انسان بتواند نگاه حضرت حق را به خود جلب كند، شاهكار كرده است. جلب نگاه در پيرى با توبه، التماس، گريه و پشيمانى كار مهمى نيست. پيرمرد است و مى گويد: ديگر دارم از كار مى افتم، كمرم، پايم، سرم، چشمم و گوشم، از كار افتاده است، خدايا! كسى كه به ما رحم نمى كند، اقلًا تو رحم كن، گذشته ما كه بسيار كثيف، آلوده و ناپاك بوده، ما را ببخش، نفهميديم، جاهل بوديم، بد كرديم.

 


منبع : پايگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

حسن فعلی و فاعلی، شرط قبولی اعمال
موضوعات اخلاقی - جلسه نهم - نماز الهي و شيطاني
ظلمت روى ظلمت
اهل ايمان و گناه كبيره‏
حلال و حرام مالی - جلسه نوزدهم (متن کامل +عناوین)
مفلحون در قرآن
دو گنج بزرگ برای رسیدن به نور قلب
معرفت در اسلام - جلسه هفدهم
توبۀ حقیقی در زمرۀ نیکی‌ها
پرهیز از خودرأیی

بیشترین بازدید این مجموعه

حلال و حرام مالی - جلسه نوزدهم (متن کامل +عناوین)
رزق و روزى خداوند
اهل ايمان و گناه كبيره‏
اثر پنجم تقوا: فضايل و ارزش‏ها
مفلحون در قرآن
ظلمت روى ظلمت
عنايت عام و عنايت خاص پروردگار
شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه دوازدهم - (متن کامل ...
عشق و محبت
حسن فعلی و فاعلی، شرط قبولی اعمال

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^