لطفا منتظر باشید

نام پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام در تورات‏

توراتى در آنجا بود. به ما گفت: هر چه به حضرت موسى عليه السلام نازل شد، در اين هست. تمام تورات‏هاى بيرون تقلبى است.

ما هم متخصّص زبان عبرى بوديم، آن را باز كرديم و خوانديم. به صفحه‏اى رسيديم، ديديم خداوند متعال در آيات تورات گفته است: كار به حضرت موسى عليه السلام تمام نمى‏شود و در آينده پيغمبر به اين اوصاف، اين نام و نشان و اخلاق خواهد آمد و بعد از او نيز كار در اختيار دامادش، به اين نام و نشان قرار مى‏گيرد.

خوانديم و بيرون آمديم.

«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ» 

شما با لياقت و خواستن مرا ياد كنيد، من هم شما را ياد مى‏كنم. شما قدمى به سمت من بياييد، من ده قدم به طرف شما مى‏آيم.

به برادرم گفتم: ما ديگر حق نداريم يهودى بمانيم، نظر تو چيست؟ گفت: من هم نظرم همين است. حال كجا برويم و دين اصلى را پيدا كنيم؟ به مدينه آمديم، ديديم نمى‏توانيم آنجا بمانيم. اگر خانواده ما بفهمند، ما را نابود مى‏كنند.

با هم به بغداد آمديم. در كاروانسرايى اتاق اجاره كرديم، مدير كاروانسرا پيرمرد محاسن سفيدى بود. خيلى به ما محبت كرد، گفت: اهل كجا هستيد؟ گفتيم: اهل خيبر هستيم و مى‏خواهيم مسلمان واقعى شويم. گفت: فردا صبح شما را نزد قاضى القضات بغداد مى‏برم. قاضى از اسلام، قرآن و پيغمبر صلى الله عليه و آله براى ما صحبت كرد. در پايان گفت: بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله كار به ابن ابى قحافه رسيد.

گفتيم: اى قاضى! به خدا قسم! در تورات اصلى كه ما با خواندنش تشويق شديم كه مسلمان شويم، اسم جانشين پيغمبر صلى الله عليه و آله اين نبود. اسمى كه به عبرى در تورات بود، به عربى «على بن ابى‏طالب» مى‏شد، عبدالله بن ابى قحافه در تورات نبود.

قاضى فرياد زد و گفت: اين دو رافضى خبيث را بيرون كنيد. ما را بيرون كردند.

نمى‏فهميديم لفظ رافضى يعنى چه؟ به چه كسى رافضى مى‏گويند؟ ناراحت و دل‏شكسته به همان اتاق كاروانسرا آمديم. پيرمرد مالك كاروانسرا صبح آمد و جريان را براى او گفتيم، گفت: عيبى ندارد، دوباره برويم، من شما را مى‏برم، شفاعت مى‏كنم، با شما نرم شود.

رفتيم و صحبت كرديم. دوباره مصرّ شد كه بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله حق خلافت از آن عبدالله بن ابى قحافه بود. باز قسم خورديم كه اين اسم در تورات نبود.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه