لطفا منتظر باشید

تفكر و تدبرمسؤوليت انسان در برابر نعمت ها

حضرت حق سفارش مى كند و بلكه در قرآن دستور واجب مى دهد كه به آثار رحمت خدا بنگريد و اهل نظر و بصيرت باشيد نه ظاهر نگر .فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَةِ اللهِ . . .پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر . . .سفارش هاى الهى بر نظر ، بصيرت ، تفكر و تعقل در آثار و آيات و نشانه هاى حق فراوان است .حضرت حق در آغاز سوره ملك مى فرمايد : . . . وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ * الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَماوَات طِبَاقاً مَا تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفَاوُت فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُور * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِيرٌ. . . . و او تواناى شكست ناپذير و بسيار آمرزنده است . * آنكه هفت آسمان را بر فراز يكديگر آفريد . در آفرينش  خداى  رحمان ، خلل و نابسامانى و ناهمگونى نمى بينى ، پس بار ديگر بنگر آيا هيچ خلل و نابسامانى و ناهمگونى مى بينى ؟ * سپس بار ديگر بنگر تا ديده ات در حالى كه خسته و كم سو شده  و از يافتن خلل ، نابسامانى و ناهمگونى فرو مانده  و درمانده گشته است ، به سويت باز گردد .قرآن مجيد مكرّر گوشزد مى كند كه همه افراد از اين آيات و آثار استفاده نمى كنند و اين ها براى اهل خرد و تفكر و بصيرت است .قرآن گاهى با گلايه مى فرمايد :أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِى الاَْرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا . . ..آيا در زمين گردش نكرده اند تا براى آنان دل هايى  بيدار و بينا  پيدا شود كه با آن بينديشند يا گوش هايى كه با آن  اندرزها را  بشنوند ؟و گاهى اهل غفلت را كه به آيات و آثار حق نمى نگرند بدتر از بهائم معرفى مى كند . وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَ يَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِكَ كَالاَْنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ.و مسلماً بسيارى از جنّيان و آدميان را براى دوزخ آفريده ايم  زيرا  آنان را دل هايى است كه به وسيله آن  معارف الهى را  در نمى يابند و چشمانى است كه توسط آن حقايق و نشانه هاى حق را  نمى بينند و گوش هايى است كه به وسيله آن  سخن خدا و پيامبران را  نمى شنوند ، آنان مانند چهارپايانند بلكه گمراه ترند ; اينانند كه بى خبر و غافل  ازمعارف و آيات خداى  اند .
 انديشه انبياء واولياء نسبت به خلقت الهى
يوسف (عليه السلام) حكومت و دانشش را طبق آيات قرآن اينگونه ارزيابى مى كند : رَبِّ قَدْ آتَيْتَنى مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِى مِن تَأْوِيلِ الاَْحَاديثِ فَاطِرَ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ أَنتَ وَلِىِّ فِى الدُّنْيَا وَالاْخِرَةِ تَوَفَّنِى مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِى بِالصَّالِحِينَ.پروردگارا ! تو بخشى از فرمانروايى را به من عطا كردى و برخى از تعبير خواب ها را به من آموختى . اى پديد آورنده آسمان ها و زمين ! تو در دنيا و آخرت سرپرست و يار منى در حالى كه تسليم  فرمان هاى تو  باشم جانم را بگير و به شايستگان مُلحقم كن .او همه چيز را از خدا مى داند و سند و ملاك عزت را در اين مى شمارد كه عاقبت به خير شود و در حال تسليم به حق بميرد و به شايستگان ملحق گردد .او سند عزّت را در خدمت به خلق و نجات مردم مصر از شرك و قحطى به حساب مى آورد و ملاك برترى را صبر و تقوا مى داند .سليمان (عليه السلام) كه سلاطين زمانش در برابر او خاضع و فروتن بودند و علاوه بر انسان ، جن و باد و پرندگان در اختيارش قرار داشتند ، هنگاميكه تخت ملكه سبا را در كنارش حاضر كردند گفت : . . . هذَا مِن فَضْلِ رَبِّى لِيَبْلُوَنِى ءَأَشْكُرُ أَم أَكْفُرُ . . ... . . اين از فضل و احسان پروردگار من است ، تا مرا بيازمايد كه آيا سپاس گزارم يا بنده اى ناسپاسم ؟او هر روز غروب پس از دست كشيدن از كار حكومت به شغل سبد فروشى براى امرار معاش اقدام مى كرد و هنگاميكه به اندازه رفع نياز سبد مى فروخت به يكى از مساجد فلسطين براى عبادت مى رفت و اگر كسى در صف نماز از او مى پرسيد كيستى ؟ پاسخ مى داد : مِسْكِينٌ مِنَ المَسَاكِين!.
منطق اولياى حق فقط خدا مى باشد و ورد جان و زبانشان تعبيرهايى چون لله ، من الله ، فى الله و الى الله است ، اصولا به خود نظر ندارند و همه چيز را از خدا مى دانند و خود را فانى فى الله مى بينند .حكومت و ثروت را امانت حق مى دانند و آن را در همان جايى قرار مى دهند كه صاحب امانت مى خواهد . . . . وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ . .. . . . و از اموالى كه خدا شما را در آن جانشين خود قرار داده انفاق كنيد . . .اينان صحنه هاى مادى و نعمت ها و لذّت ها و مصائب و سختى ها و مشكلات را زمينه رشد ، آزمون و ابتلا و مزرعه عمل خالصانه مى دانند و دنيا را به منطق قرآن كريم محل آزمايشگاه اخلاص و احسن عمل و نمايشگاه ارزش هاى واقعى باور دارند .بى ترديد اگر كسى خود را امانت دار خدا بداند ، نه با روى آوردن دنيا طغيان گر و مغرور مى شود و نه با از دست رفتن دنيا به همه چيز بدبين مى گردد و از كوره مسلمانى در مى رود .زاهد واقعى كه از زنجير تعلق نامعقول به دنيا آزاد است ، در دو آيه قرآن چنين معرفى شده است : مَا أَصَابَ مِن مُصِيَبة فِى الاَْرْضِ وَلاَ فِى أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِى كِتَاب مِن قَبْلِ أَن نَبْرَأَهَا إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَال فَخُور.هيچ گزند و آسيبى در زمين  چون زلزله ، سيل ، توفان و قحطى  و در وجود خودتان  چون بيمارى ، رنج ، تعب و از دست رفتن مال و ثروت  روى نمى دهد مگر پيش از آنكه آن را به وجود آورديم در كتابى  چون لوح محفوظ  ثبت است ، بى ترديد اين  تقدير حوادث و فرمان قطعى به پديد آمدنش  بر خدا آسان است . * تا  با يقين به اينكه هر گزند و آسيبى و هر عطا و منعى فقط به اراده خداست و شما را در آن اختيارى نيست  بر آنچه از دست شما رفت ، تأسف نخوريد و بر آنچه به شما عطا كرده است ، شادمان و دلخوش نشويد و خدا هيچ گردنكش خودستا را  كه به نعمت ها مغرور شده است  دوست ندارد .ثروت و دارايى دنيا ملاك ارزش نيست و سند عزّت و شخصيت نمى باشد ، اگر بود قرآن مجيد آن را تأييد مى كرد ، اما به عكس همواره سفارش مى كند كه نبايد انسان ، فريفته و دلباخته و بنده و اسير دنيا گردد و هدف هاى عالى تر و والاتر را از دست بگذارد . زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالاَْنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ.محبت و عشق به خواستنى ها  كه عبارت است  از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپايان و كشت و زراعت ، براى مردم آراسته شده است ; اينها كالاى زندگىِ  زودگذرِ  دنياست ; و خداست كه بازگشت نيكو نزد اوست .و در آيه ديگرى مى فرمايد : زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ . ..زندگى  زودگذرِ  دنيا براى كافران آراسته شده و  به اين سبب  مؤمنان را مسخره مى كنند ، در حالى كه پروا پيشگان در روز قيامت  از هر جهت  برتر از آنان هستند . . .

برگرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان

نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه