نقش عمل انسان در ايجاد دوزخ
آرى ; حضرت حق براى احدى از جهانيان ، دوزخ و عذاب را نخواسته و نمى خواهد ، بلكه به تصريح آيات قرآن و روايات ، آتش بازتاب اعمال ناشايست و عقايد ناباب خود انسان است ، مانند زجرى كه يك بيمار نافرمان از فشار بيمارى تحمل مى كند ، هنگاميكه پزشك معالج نسخه مى نويسد بيمار اختيار دارد در اين كه برابر دستور طبيب خود را درمان و درد را نابود سازد ، يا اينكه نسخه را به كنارى اندازد و از عمل به آن خوددارى نمايد ، در نتيجه بيمارى او مزمن و ماندگار و زجرآور مى شود ، اين زجر و درد ، خواست پزشك نيست ، بلكه نتيجه عملكرد بيمار است ، دوزخ هم به همين صورت است ، نتيجه عملكرد زشت انسان در ايام تكليف و محصول فرار او از وظايف و مسؤوليت هاى شرعى و انسانى است .بنابراين ، خداى عزيز نه سبب ايجاد دوزخ است و نه بندگانش را براى عذاب در دوزخ آفريده و نه به اراده ازلى و ابدى اش براى كسى عذاب را خواسته ، به همين دليل همواره در همه آيات كتاب هاى آسمانى اش به ويژه قرآن مجيد هشدار داده كه خود را از دچار شدن به آتش دوزخ حفظ كنيد و خانواده خود را نيز از گرفتار شدن به عذاب دوزخ نگه داريد . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلاَئِكَةٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَ يَعْصُونَ اللهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ.اى مؤمنان ! خود و خانواده خود را از آتشى كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها است حفظ كنيد . بر آن فرشتگانى خشن و سخت گير گمارده شده اند كه از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى كنند و آنچه را به آن مأمورند ، همواره انجام مى دهند .و مى فرمايد : إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى * وَإِنَّ لَنَا لَلآخِرَةَ وَالاُْولَى* * فَأَنذَرْتُكُمْ نَاراً تَلَظَّى.بى ترديد هدايت كردن بر عهده ماست . * و به يقين دنيا و آخرت در سيطره مالكيّت ماست . * پس شما را از آتشى كه زبانه مى كشد بيم مى دهم .و نيز گوشزد فرموده : وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ..و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بپرهيزيد .
بسوزند چوب درختان بى برسزا خود همين است هر بى برى را
خداى مهربان كجا گفته : دوزخ ساخت من است ؟ ! يا كجا فرموده : من خواهان دوزخ براى بندگانم هستم ؟ ! بلكه به عكس اين بندگان هستند كه با كردار ناشايسته و اخلاق رذيله و تداوم بر كفر و شرك و عصيان و فسق ، خويشتن را سزاوار عذاب مى كنند و چون حضرت حق عادل است حق آنان را همانگونه كه خود خواسته اند و مستحق آن هستند ادا مى كند : . . . وَمَا اللهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبَادِ.و خدا ستمى بر بندگان نمى خواهد اين بندگان اند كه بر خود ستم روا مى دارند .اين انسان است كه با پيمودن راه انحراف و با اجابت دعوت شيطان ، خود را به اين بلاى عظيم و عذاب اليم كه دست ساخته و پرداخته خود اوست دچار مى كند ، وگرنه رحمت حق چنان گسترده است كه هر كسى مى تواند از آن بهره مند شود ، حتى گستردگى رحمت به صورتى است كه بسيارى از دوزخيان از طريق آن و به سبب شفاعت شفيعان نجات مى يابند ، افرادى هم كه ماندگار در دوزخ و جاودانى و هميشگى در آتش اند خود براى خود جاودانه بودن در آتش را تدارك ديده اند نه خدا ، كه خداى مهربان برنامه دينى و تكليف شرعى و قانون و خود سازى ما را آسان نموده تا به سهولت به رشد و كمال برسيم و از اين راه به رحمت خاصه حق متصل گرديم و وارد بهشت شده در آنجا اقامت جاودانه نماييم . . . يُرِيدُ اللهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ . . .. . . . خدا آسانى و راحت شما را مى خواهد نه دشوارى و مشقت شما را . . .حضرت حق در قرآن مجيد به طور مكرر بندگانش را به پيمودن راه مستقيم و جاده سلامت و رسيدن به آمرزش و بهشت دعوت نموده است .وَاللهُ يَدْعُوا إِلَى دَارِ السَّلاَمِ . ..و خدا مردم را به سراى سلامت و امنيت كه بهشتِ عنبر سرشت است دعوت مى كند . . . . . . وَاللهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ.
و خدا به توفيق خود به سوى بهشت و آمرزش دعوت مى كند و آياتش را براى مردم بيان مى فرمايد تا متذكّر شوند .رحمت الهى آن چنان گسترده است كه اقتضا مى كند بدترين افراد هم خود را مشمول آن سازند و از آتش دوزخ نجات يابند ، حضرت او در قرآن مى فرمايد : . . . يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَل مُسَمّىً . . . . او شما را دعوت به ايمان مى كند تا همه گناهانتان را بيامرزد و شما را تا سرآمد معينِ عمرتان مهلت دهد .
سپاس گذارى
از مسؤوليت ها و وظايف مهم انسان حق شناسى و سپاسگزارى است و چون صاحب و مالك اصلى هر نعمت و رحمت خداست بايد فقط او را پرستيد .وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ . . ..و پروردگارت فرمان قاطع داده است كه : جز او را نپرستيد . . .و دنبال بحث پرستش خدا مى فرمايد : . . . وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً . . .. . . . و به پدر و مادر نيكى كنيد . . .رمز اينكه احسان و حق شناسى پدر و مادر را بلافاصله پس از پرستش خدا بيان مى فرمايد همان رمزى است كه در پرستش خدا بيان مى فرمايد و همان رمزى است كه در پرستش و شكرگزارى خدا است ، بايد فقط خدا را بپرستيم تا شكرگزار اين همه نعمت و رحمت بى پايان او در خلقت و آفرينش خود باشيم و بايد پس از خدا پدر و مادر را سپاس و حرمت گزاريم چرا كه اين دو واسطه فيض و رحمت خدا در خلقت و هستى ما بوده اند .حضرت امام رضا (عليه السلام) فرموده :« مَنْ لَمْ يَشْكُرْ وَالِدَيْهِ لَمْ يَشْكُرِ اللهَ ».هركه شكرگزار پدر و مادرش نباشد خدا را شكر نكرده است .
حكايت شگفت انگيز از رحمت الهى
راستى پدر و مادر و به ويژه مادر در هر نوعى از انواع جانداران چه منبع شگفتى از محبت و لطف نسبت به فرزند هستند .در كتابى به نام « شگفتى هاى طبيعت » خواندم كه يكى از غربى ها مى گويد : خانه ام خانه اى بزرگ و باصفا بود و در جوار آن زمين هاى زراعتى زيادى وجود داشت ، من همواره سحرخيز بودم ، روزى صبح زود از پشت درِ خانه ام صداى ناله سوزناك گربه اى را شنيدم ، در را باز كردم و با تماشاى گربه دلم به حال او سوخت ، به اين خاطر برايش صبحانه آوردم ولى نخورد ، ناله كنان برگشت و گويى مرا به دنبال خود مى طلبد ، دنبالش حركت كردم ، در ميان مزرعه اى وارد كاهدان شد ، من هم وارد شدم ، ديدم به تازگى پنج نوزاد زاييده كه هنوز چشمانشان باز نشده بود و بناگاه اطراف مادر را گرفتند و گربه هم با ديدن من كه وضع بچه هايش را ديدم آرام گرفت .صبح فردا صحنه ديروز به خاطرم آمد ، تحريك شدم كه سراغ گربه و بچه هايش بروم ، ظرفى پر از شير با خود بردم وقتى به محل رسيدم ديدم گربه ماده مرده و نوزادان پستان خشك او را مى مكند ، تصميم گرفتم تا نوزادان به جايى برسند از آنها پذيرايى كنم .به حقيقت رحمت خدا و آثارش چه مى كند ؟ ! به گربه مادّه مى فهماند كه از عمر تو بيش از يك روز نمانده ، پرستارى ديگر براى نوزادان بگمار تا نوزادانت را سرپرستى كند و از آنها پذيرايى نمايد .
حكايت ديگر از رحمت الهى
نشانى ديگر از رحمت خدا اين داستان شگفت انگيز است :دانشمندى چينى مى گويد : روزى سرد در بيرون شهر بر فراز كوه هاى نزديك راه پيمايى مى كردم ، در مسير خود گنجشك هايى را ديدم كه روى بركه اى يخ زده نشسته اند و مى كوشند كه با سوراخ كردن قشر يخ به وسيله نوك هاى خود آبى براى نوشيدن پيدا كنند ، هر بار كه جايى از يخ را نوك مى زدند و بر اثر ضخامت يخ نتيجه نمى گرفتند به نوك زدن جاى ديگر مى پرداختند ، ولى همه اين تلاش ها به جهت ضخامت يخ بى ثمر بود به ناگاه ديدم يكى از گنجشك ها به روى يخ خوابيد !
گمان كردم كه بى چاره آسيبى ديده و به اين خاطر به پشت روى يخ افتاده است ، ولى گمان من به زودى باطل شد طولى نكشيد كه گنجشك مزبور از جاى برخاست و گنجشك ديگرى بر جاى او خوابيد ، پس از لحظاتى چند كه از خوابيدن او مى گذشت از جاى برخاست و خوابگاه خود را به سومى سپرد و سومى به چهارمى و چهارمى به پنجمى و اين روش ادامه يافت .هر گنجشكى با بدن گرم خود لحظه اى چند به روى يخ مى خوابيد و سپس برمى خاست و جاى خود را به ديگرى مى سپرد ، كم كم يخ نازك و نازك تر شد به يكباره گنجشك ها به قشر نازك يخ هجوم برده و با نوك هاى خود به سوراخ كردن پرداختند ، سوراخى ايجاد شد و همگى به نوشيدن آب مشغول شدند تا سيراب گرديدند !گنجشك مى داند كه در اين جا بركه آبى بوده و خشك نشده بلكه روى آن يخ بسته است ، گنجشك يخ و زمين سنگى را از هم جدا مى كند و مى داند كه در زير يخ آب است و مى داند كه يخ را با نوك زدن مى توان سوراخ كرد ، مى داند كه بدنش حرارت دارد ، مى داند كه حرارت هنگامى كه با يخ تماس بگيرد يخ را آب مى كند و از قانون حرارت و حركت اطلاع كامل دارد و گرما را به يخ مى رساند ، پس گنجشك از علوم طبيعى آگاه است .مى داند كه اگر دقيقه اى چند به روى يخ بخوابد سرما نمى خورد ، سينه پهلو نمى كند ، پس گنجشك درس پزشكى خوانده و مدرسه بهداشت را ديده است ! !مى داند كه پس از چند دقيقه كه به روى يخ خوابيد حرارت پيكرش نقصان مى پذيرد ، اگر خوابيدن را ادامه دهد به خودش زيان رسانيده و براى آب كردن يخ نيز سودمند نخواهد بود ، از جاى برمى خيزد تا تجديد نيرو كند و گنجشك ديگرى به جاى وى بخوابد .درست در همان نقطه نه اين طرف تر و نه آن طرف تر ، با استعمال طبيعى ترين وسايل قطعى ترين نتيجه را مى گيرد . چنين كارى عقل فوق العاده مى خواهد و به فكرى نيرومند و مغزى دانشمند نياز دارد>و اين همه را مهربانى و رحمت حق در گنجشك تأمين كرده است ! !
بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان
English