فارسی
جمعه 04 اسفند 1402 - الجمعة 12 شعبان 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

فلسفه وجود شيطان

اگر كسى بگويد : ابليس كه از دوستى با خدا به دشمنى گراييد و از عبادت و طاعت به نخوت و پستى دست يافت و خود را با سوء اختيار از همنشينى با فرشتگان محروم كرد چرا به او مهلت دادند تا سر راه انسان قرار گيرد و با وسوسه و فريب به زندگى بنى آدم هجوم برد ؟ بايد گفت : با بررسى ساختار و نيروهاى وجود خود و ابعاد روحى و علمى و معنوى خويش درمى يابيم كه استعدادهايى شگفت در وجود ما نهفته است ، ولى رشد و بالندگى آنها در مصاف برخورد با رقيب است .در جبهه كارزار با حريف استعدادهايمان شكوفا مى شود و اگر حريف و ميدانى نباشد ممكن است جوانه آن قوا خشك شود ، يا به صورت دفينه اى براى هميشه راكد بماند و تحليل برود .به طور نمونه مى توان گفت : هيچ قهرمانى و ركورددار و يا فرد ممتاز مسابقات علمى جهان در آغاز كار حتى خودش نيز باور ندارد كه چنين نيرويى در اختيار دارد و شكوفايى توان و استعدادش تا اندازه اى مرهون وجود حريف قوى در ميدان و درگيرى و رقابت با اوست .چون اگر فرضاً حريفى نبود او نيز به كار نمى افتاد و ورزيده و آب ديده نمى شد و مجبور نبود پيوسته و بىوقفه تلاش كند و بنابراين هيچ گاه به اوج نمى رسيد و ورزيده و پيشتاز نمى شد .روى اين حساب وجود حريفى بسان شيطان لازم است تا با درگيرى با او توانايى هاى عظيم معنوى انسان كه گاهى حتى براى خودمان ناشناخته است رخ نمايد و خود را نشان دهد .اصولا از ديدگاه قرآن كريم دوره در دنيا زيستن و قرار گرفتن در كاروان سالكان سفر تكاملى و پيدايش مرگ و حيات براى ورزيدگى و آزمون و شناسايى و اثبات بهترين هاست . الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً . . ..
آنكه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد . . .
و اين مرحله دنيا نوعى آزمايشگاه و گزينش گاه براى ماست همانگونه كه در سخنان حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) آمده است :« فَفِيهَا اختُبِرْتُمْ وَلِغَيْرِهَا خُلِقْتُم ».هركس در اينجا بايد خودسازى كند و سرمايه اى فراهم سازد و با كوشش و تلاش سرنوشت خويش را رقم زند . وَأَن لَّيْسَ لِلاِْنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى * وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى.و اينكه براى انسان جز آنچه تلاش كرده  هيچ نصيب و بهره اى  نيست ، * و اينكه تلاش او به زودى ديده خواهد شد .با اين توضيح روشن است كه بدون وجود حريف و رقيب ، شكوفايى و رشد و بالندگى پيدا نمى شود و انسان به مجاهدت و خودسازى و درك مقامات و منازل انسانى نمى رسد و در همان مرحله اوليه الفباى استعداد مى ماند ، اگر ميدان هاى جهاد و يا شاهكارهايى چون كربلا نبود ، آيا اوج عظمت و انسانيت و عبوديت رهبران آزادى و انسانيت ، زمينه اى براى جلوه و ظهور مى يافت ؟ و در آن صورت ، فرشتگان حق نداشتند كه انسان را كه مى تواند اشرف موجودات باشد در چهره مفسد و خون ريز و امثال آن ملاحظه كنند ؟ابليس حريفى است كه با وسوسه هايش زمينه كارزار را فراهم مى كند و در اين صحنه است كه بندگان حق با درگيرى و مبارزه توان فرسا با او به مقابله برمى خيزند و مشتى به سينه دشمن و دست نيازى به درگاه خدا دارند و بر اثر مجاهدت و كوشش و بكارگيرى تقوا به درجات و مدال هاى انسانيت نايل مى گردند .اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد :« صافُوا الشَّيطانَ بِالمُجاهَدَةِ وَاغْلِبُوهُ بِالمُخالَفَةِ تُزَكُّوا أنْفُسَكُم وَتَعْلُوا عِنْدَ اللهِ دَرَجاتِكُمْ ».با كوشش مثبت در برابر شيطان صف بندى كنيد و با نافرمانى از او بر او چيره شويد تا وجودتان رشد يابد و درجاتتان نزد خدا بالا رود .
 شيطان محك ارزشها
مردان خدا كه به مقام قرب و درجه لقا و جنت وصال رسيدند ، به سبب مجاهدت مداوم با وسوسه هاى دشمن درونى و بيرونى و كسب پيروزى در ميدان جهاد اكبر بوده است ، از اين جهت اين فاتحان را قهرمان واقعى نام نهاده اند و پيكار با شيطان و نفس سركش را جهاد اكبر ناميده اند .
پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) به يارانشان كه با پيروزى از جبهه نبرد برگشته بودند تبريك گفت و هشدار داد :« مَرْحَباً بِقَوْم قَضَوُا الجِهادَ الاصغَرَ وَبَقِىَ عَلَيْهِمُ الجِهَادُ الأكْبَر ».آفرين به گروهى كه جهاد كوچك تر را گذشتند و جهاد بزرگتر بر عهده آنان باقى است .جلال الدين رومى اين روايت را چنين به نظم كشيده است :
اى شهان كُشتيم ما خصم برونماند خصمى زو بتر اندر درون
كشتن اين ، كار عقل و هوش نيست *** شير باطن سخره خرگوش نيست
قد رجعنا مِن جهاد الاصغريم *** با نبى اندر جهاد اكبريم
قوّتى خواهم ز حق دريا شكاف *** تا به ناخن بر كنم اين كوه قاف
سهل شيرى دان كه صف ها بشكند *** شير آن را دان كه خود را بشكند
زيبايى هاى معنوى نيز همانند زيبايى هاى ظاهرى هنگامى جلوه مى كنند كه در كنار زشتى ها باشد و اگر هيچ مزاحم و منافى نباشد زيبايى ها جلوه نمى كنند ، از اين رو گفته اند : زشتى ها حق بزرگى بر گردن زيبايى و جمال دارند ، بنابراين وجود حريفى چون شيطان لازم است تا توانايى هاى عظيم معنوى ما كه حتى براى خود ما هم نامعلوم است رخ نمايد .
 دنياپرستان
دنيايى كه بسيارى از مردم بر آن دل مى بندند و به قول قرآن مجيد جز متاع اندك و كالايى قليل چيزى نيست و اين دل بستگى سبب مى شود كه عمر خود را در به دست آوردن آن و جمع كردن ثروت ، هزينه كنند و به بستر غفلت بخوابند و از ياد خدا و قيامت غافل شوند و حدود حلال و حرام را پايمال كنند و به حقوق ديگران تجاوز نمايند ، دنيايى است كه نهايتاً ميان انسان و رحمت خدا حايل مى شود و آدمى را از الطاف خاصه حق محروم مى كند و راهى سراشيبى به سوى هلاكت و دوزخ است و انصافاً ارزش ندارد كه انسان يك لحظه از عمر خود را هزينه آن كند ، با توجه به اينكه اينگونه هزينه كردن مساوى با خسارت هاى غير قابل جبران و زيان هاى ابدى است .اگر انسان با حفظ ايمان و اعتقاد به قيامت به دنيا و مواد و عناصر آن دل ببندد و اين دلبستگى به خاطر اين باشد كه دنيا را به عنوان ابزارى جهت عبادت و خدمت و آباد كردن قيامت بكار گيرد در حقيقت رابطه اى معقول و مثبت با دنيا برقرار كرده و دنيا براى او سرمايه تجارتى مى شود كه سودش ابدى و بهره اش هميشگى است .
 كلام بهلول در بى ارزشى دنيا
بهلول براى مجسّم كردن بى ارزشى دنياى نامعقول و دنيايى كه دلبستگى به آن سبب خسارت ابدى است ، براى هارون كه از طريق دنيادارى به نخوت و غرور و كبر و طغيان و حمله به حقوق مردم و ريختن خون بى گناهان آلوده شده بود ، از او پرسيد : اگر در بيابانى گرم و كويرى كه آفتاب سوزانش غيرقابل تحمل است تشنه شوى و شدّت تشنگى تو را تا مرز هلاكت و مردن سوق دهد آن گاه آبى پيدا شود كه بايد آن را بخرى تا چه مبلغ حاضرى براى خريد آن آب جهت نجات خود از هلاكت بپردازى ؟ هارون تأملى كرد و گفت : در چنان حالى كه اگر آب نياشامم نابود مى شوم حاضرم نيمى از كشورم را جهت دريافت آب بپردازم .
بهلول با طرح سؤالى ديگر درباره همين آب پرسيد : پس از نوشيدن آب و رفع تشنگى و سپرى شدن مدتى كوتاه اگر دچار فشار ادرار شدى و راه دفع آن بسته شده باشد و تو را در مضيقه و تنگنايى بسيار رنج آور اسير كرده باشد و لحظه به لحظه بر شدّت درد افزوده شود ، براى نجات و بهبودى از اين درد جانكاه و رنج سخت چه مبلغ مى پردازى ؟ هارون گفت : حاضرم نيم ديگر كشورم را بپردازم تا درمان شوم و از آن سختى نجات يابم ، بهلول گفت : كشور و سلطنتى كه با شربتى آب و دفع يك بار ادرار از دست برود چه ارزشى دارد كه براى به دست آوردن و حفظش اين همه فكر و انديشه و عمر هزينه شود و عاقبت هم با مردن از دست انسان برود.

بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان

0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

جهان در شب ولادت پیامبر رحمت(ص)
از فاطمه‌ای که معصومه بود
نگاهی به راهبردهای ارزشی پیامبر اکرم صلی الله ...
خشوع مايه آسانى عبادت‏
رمضان ماه نزول قرآن است
نگاهی به محکم و متشابه در قرآن  
وفای به عهد معیار اعتماد و سنجش ایمان
صبر، هدیه الهی به مومنان
برکات دعا
چرا امام سجاد در کربلا نجنگید؟

بیشترین بازدید این مجموعه

ارزش و جايگاه مساجد
وداع با ماه مبارک رمضان
شیوه های ترویج قرآن کریم در سیره نبوی
ماه مبارک رمضان، بهار انس با قرآن
سابقه درمانی روزه
عوامل استحکام خانواده در فرهنگ قرآن
پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
نیمه شعبان؛ لیلة القدر منتظران ظهور
شهيدان كوى حسين (ع)
اهمیت ذکر صلوات در ماه شعبان

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^