گناه، مخالفت با نظام هستى
عدهاى گناه را اين گونه تعريف كردهاند: مخالفت با مجموع نظام هستى. اين تعريف يعنى چه؟ به آيهاى از قرآن توجه كنيد:
«سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ»
شب، روز، خورشيد، ماه، ستارگان، همه را رام شما قرار داد كه براى شما كار كنند، شما زنده بمانيد و روزى بخوريد، ولى اگر آنها زبان داشتند، به شما مىگفتند:
ما خود را براى شما هزينه مىكنيم كه شما نيز خود را براى خدا هزينه كنيد.
گناه يعنى: اى موجوداتى كه براى ما هزينه مىشويد تا ما براى خدا هزينه شويم، شما را خرج مىكنيم، اما دست شيطان را مىبوسيم. اين گناه و معصيت است.
تعبير ديگرى در تأويل آيه ديگرى از قرآن درباره گناه وجود دارد:
«يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ»
گناه يعنى با دست خود كلنگ برداشتن و ساختمان انسانيت را تخريب كردن كه پايان كار بگويم: خدايا! من ديگر در مدار انسان بودن نيستم، حال تو هر نظرى دارى، داشته باش. نظر خدا چيست:
«أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»
اگر ساختمان انسانيت خراب شود، چيزى از انسان نمىماند. جملهاى از اميرالمؤمنين عليه السلام بشنويد:
«فالصُّورَةُ صُورَةُ إنسانٍ وَ القَلْبُ قَلْبُ حيوان» حال ما هستيم و كوهى از گناهان مختلف كه هر كدام به تناسب وضع خود مرتكب شدهايم. خدا با ما چه معاملهاى مىكند؟
English