محبّت در قرآن
منابع : کتاب عرفان اسلامی جلد یک نوشته: استاد حسین انصاریان
همان گونه كه گذشت محبّت و عشق محصول معرفت و آگاهى به حقايق است.
اينك به ذكر آيات و روايات مربوط به محبّت مىپردازيم:
[وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ] «1».
ولى خدا ايمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دل هايتان بياراست، و كفر و بدكارى و نافرمانى را ناخوشايند شما ساخت، اينان [كه داراى اين ويژگىها هستند] هدايت يافتهاند.
ايمان خط ارتباط بين انسان و اللّه است. خداى متعال در اين آيه به اين معنى اشاره مىكند كه وقتى به شما توفيق شناخت حقايق عنايت شود آن حقايق محبوب شما خواهد شد.
[قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ] «2».
______________________________
(1)- حجرات (49): 7.
(2)- آل عمران (3): 31.
بگو: اگر خدا را دوست داريد، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بيامرزد و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.
ادّعاى خدا دوستى بدون شناخت پيامبر صلى الله عليه و آله و اطاعت از آن حضرت كه مبلّغ فرهنگ الهى است، بىمورد است. قرآن مجيد بارها از مردم دعوت كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله را بشناسند، پيامبرى كه پرونده قبل از بعثتش روشن است و از ابتداى ابلاغ نبوّت دلايل و براهين واضحى داشت و خداى متعال تمام نشانههاى نبوت را با او قرار داده بود تا براى هيچكس عذرى باقى نماند. آنان كه براهين و دلايل و حجج او را ديدند و براى آنان معلوم شد كه تنها عامل سعادت دنيا و آخرت آنان، پذيرش رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله بود، به او علاقهمند شدند.
علامت آن علاقه و عشق، اطاعت از قرآن و سنّت او بود كه از همين راه پاكباخته خدا شدند و در راه محبوب از همه چيز خود گذشتند و در تاريخ بشر از بهترين بندگان شايسته حق شدند.
سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار، ياسر، سميّه، بلال و چهرههايى از اين قبيل، همانان بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به حقيقت شناختند و دل در گرو عشق او دادند. آنان از طريق تعليمات آن حضرت، خدا را شناختند و در صف مقدم عاشقان حق قرار گرفتند. آرى، عشق به خدا محصول معرفت به پيامبر صلى الله عليه و آله و دين خداست كه بدون اين معرفت، ادّعاى عشق به خدا پندار و خيالى بيش نيست.
[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ] «1».
______________________________
(1)- مائده (5): 54.
اى اهل ايمان! هر كس از شما از دينش برگردد [زيانى به خدا نمىرساند] خدا به زودى گروهى را مىآورد كه آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنانْ فروتناند، و در برابر كافرانْ سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد مىكنند، و از سرزنش هيچ سرزنش كنندهاى نمىترسند. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد مىدهد و خدا بسيار عطاكننده و داناست.
راستى بدون شناخت راه اللّه چگونه انسان به چنين صفاتى كه در اين آيه شريفه آمده است، آراسته گردد؟ انسان تا معرفت به صراط مستقيم پيدا نكند، از راهى غير از فكر، انديشه و معرفت و شناخت، عشق پيدا نكرده و به مراتب عارفان دست پيدا نمىكند. اين راه خداست كه انسان پس از مطالعه و دقّت در آن، مىيابد كه تنها راه نجات است. بنابراين چگونه انسان بعد از يافتن راه نجات، به آن عشق پيدا نكند و به لوازم آن دل نبدد؟
راه نجات، راه خداست و سرانجام به او پايان مىپذيرد، پيمودن اين راه، محبّت به اوست و محبّت به او مهمترين راه رسيدن به عشق است. عشقى كه از درجات عرفان و مرتبه عارفان است بنابراين هر چه شناخت ومعرفت بيشتر، عشق شعلهورتر و آتشينتر خواهد بود. اين است كه آيه شريفه مىفرمايد: [وَ يُحِبُّونَهُ] انسانهايى كه به شدّت به خداى متعال عشق مىورزند. همين عشق عامل حركت آنان به سوى اوست و مركب اين راه همان برنامههايى است كه در آيه ذكر شده است. اينان فراق بين خود و محبوب را با انجام شايستهترين اعمال كه دستور خود حق است، به وصل تبديل مىكنند.
[وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ] «1».
ولى آنان كه ايمان آوردهاند، محبّت و عشقشان به خدا بيشتر و قوىتر است.
ايمان آورندگان چرا نهايت عشق را به خدا نداشته باشند؟ مگر جز حضرت حق كسى مىتواند چنين صفاتى داشته باشد:
خالق، بارى، مصوّر، اول، آخر، ظاهر، باطن، رازق، بديع، مقدّر، مدبّر، حكيم، مطهّر، منوّر، ميسّر، مبشّر، منذر، مقدّم، مؤخّر، عاصم، قائم، دائم، راحم، سالم، حاكم، عالم، قاسم، قابض، باسط، غنىّ، وفىّ، علىّ، مَلىّ، حفىّ، رضىّ، زكىّ، بدىّ، قوىّ، ولىّ، احد، واحد، شاهد، ماجد، حامد، راشد، باعث، وارث، ضارّ، نافع، مانع، دافع، رافع، صانع، سامع، جامع، شافع، واسع، موسع، جليل، جميل، وكيل، كفيل، دليل، قبيل، مديل، منيل، مقيل، محيل، غافر، ساتر، قادر، قاهر، فاطر، جابر، ذاكر، ناظر، ناصر، عفوّ، غفور، صبور، شكور، رؤوف، عطوف، مسئول، ودود، سبّوح، قدّوس، ناطق، صادق، فالق، فارق، فاتق، راتق، سابق، سامق، سميع، رفيع، منيع، كبير، قدير، خبير، مجير «2».
مگر انسان با شناخت اين صفات به اين معنى نمىرسد كه همه چيز انسان اوست و غير او چيزى نيست، در اين صورت چرا انسان كمال عشق را به فرموده آيه شريفه، مخصوص به حقّ نگرداند.
اين نكته را نيز نبايد ناگفته گذاشت: آنان كه از طريق معرفت عاشق حقّند، خداوند هم عاشق آنان است و در حقيقت اين عشق طرفينى است، عشق عبد به حق و عشق حق به عبد، خداى بزرگ در قرآن مجيد در ده مورد به بندگان عزيزش،
______________________________
(1)- بقره (2): 165.
(2)- دعاى جوشن كبير.
آنان كه در عشق و عمل مىسوزند، اعلام محبّت و عشق كرده است.
گوشهاى از محبّت حق در قرآن
اينك تنها به ذكر موارد محبّت حق به عبد اشاره مىكنيم و شرح هر كدام را به تناسب ذكر خواهيم نمود.
[إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ] «1».
يقيناً خدا كسانى را كه بسيار توبه مىكنند، و كسانى را كه خود را [با پذيرش انواع پاكىها از همه آلودگىها] پاكيزه مىكنند. دوست دارد.
در اينجا بايد توجه داشت كه منظور از طهارت در آيه شريفه طهارتى است كه به دستور خداى متعال به دست مىآيد، نه اين كه هركس كه خود را شستشو دهد مورد محبّت خدا قرار گيرد.
[فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ] «2».
و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن؛ زيرا خدا توكل كنندگان را دوست دارد.
[قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ] «3».
بگو: اگر خدا را دوست داريد، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد.
در اين آيه اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله علّت محبّت حق به عبد است.
______________________________
(1)- بقره (2): 222.
(2)- آل عمران (3): 159.
(3)- آل عمران (3): 31.
[بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ] «1».
آرى، هر كه به پيمان خود [در تعهد به اجراى احكام دين] وفا كرد، و [در همه امور زندگى] تقوا پيشه ساخت، [بداند كه] يقيناً خدا تقوا پيشگان را دوست دارد.
[الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ] «2».
آنان كه در گشايش و تنگ دستى انفاق مىكنند، و خشم خود را فرو مىبرند، و از [خطاهاىِ] مردم در مىگذرند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
[وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ] «3».
و اگر ميانشان داورى كردى به عدالت داورى كن؛ زيرا خدا عدالت پيشگان را دوست دارد.
[وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ] «4».
چه بسا پيامبرانى كه انبوهى دانشمندانِ الهى مسلك [و كاملان در دينِ] به همراه او با دشمنان جنگيدند، پس در برابر آسيبهايى كه در راه خدا به آنان رسيد، سستى نكردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسليم و فروتنى فرود نياوردند و خدا شكيبايان را دوست دارد.
______________________________
(1)- آل عمران (3): 76.
(2)- آل عمران (3): 134.
(3)- مائده (5): 42.
(4)- آل عمران (3): 146.
[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ] «1».
اى اهل ايمان! هر كس از شما از دينش برگردد [زيانى به خدا نمىرساند] خدا به زودى گروهى را مىآورد كه آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند.
[إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ] «2».
خدا كسانى را دوست دارد كه صفزده در راه او جهاد مىكنند [و از ثابت قدمى] گويى بنايى پولادين و استوارند.
English