لطفا منتظر باشید

قرآن و مسئله شكر

منابع : کتاب عرفان اسلامی جلد سه    نوشته: استاد حسین انصاریان 

قرآن مجيد به مسئله شكر در آيات با عظمتش اشاره مى‏كند و در مسائل گوناگونى به چهره شكر تصريح مى‏نمايد.

در قسمتى از آيات، وجوب شكر را گوشزد مى‏نمايد و اين كه دارنده نعمت بايد از دهنده نعمت تشكّر كند، البته اسلام، شكر نعمت را به گفتن الحمد للّه نمى‏داند، الحمد للّه لفظ شكر است، بلكه مهم‏ترين مرحله شكر، عملى است و آن نعمت را در همان راهى كه حضرت حق معين فرموده مصرف كردن است.

در پاره‏اى از آيات به اين معنى اشاره مى‏كند كه يكى از خواسته‏هاى مهم انبيا و اوليا اين بوده كه خداوند به آنان توفيق شكر عنايت كند.

در برخى از آيات به اين حقيقت اشاره شده كه شكر سود بسيارى براى شاكر دارد و باعث رضايت حق از عبد و ازدياد نعمت است.

و در قسمتى از آيات به نعمت‏ها اشاره شده و از اكثريت به خاطر غفلتى كه از شكر نعمت دارند سخت گلايه شده است، در اين‏جا لازم است براى هريك از اين موارد نمونه‏اى از آيات ذكر شود:

[وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ] «1».

و به راستى ما به لقمان حكمت عطا كرديم كه براى خدا سپاس گزار و هركه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس مى‏گزارد، و هركه ناسپاسى كند [به خدا زيان نمى‏زند؛ زيرا] خدا بى‏نياز و ستوده است.

[فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ‏] «2».

پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و مرا سپاس گزاريد و كفران نعمت نكنيد.

[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏] «3».

اى اهل ايمان! از انواع ميوه‏ها و خوردنى‏هاى پاكيزه‏اى كه روزى شما كرده‏ايم بخوريد، و خدا را سپاس گزاريد، اگر فقط او را مى‏پرستيد.

[فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏] «4».

از نعمت هايى كه خدا روزى شما كرده است، حلال وپاكيزه بخوريد، و نعمت‏

______________________________
(1)- لقمان (31): 12.

(2)- بقره (2): 152.

(3)- بقره (2): 172.

(4)- نحل (16): 114.

خدا را سپاس گزاريد، اگر تنها خدا را مى‏پرستيد.

[فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ‏] «1».

پس رزق را نزد خدا بجوييد و او را بندگى كنيد و او را شكر كنيد كه [فقط] به سوى او بازگردانده مى‏شويد.

[كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ] «2».

از رزق و روزى پروردگارتان بخوريد، و براى او سپاس گزارى كنيد، سرزمينى خوش و دلپذير [داريد]، و پروردگارى بسيار آمرزنده.

[اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ] «3».

اى خاندان داود! به خاطر سپاس گزارى [به فرمان‏ها حق‏] عمل كنيد و از بندگانم اندكى سپاس گزارند.

[وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ‏] «4».

گفت: پروردگارا! به من الهام كن تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم عطا كرده‏اى به جاى آورم، و اين‏كه كار شايسته‏اى كه آن را بپسندى انجام دهم، و مرا به رحمتت در ميان بندگان شايسته‏ات درآور.

[قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ‏

______________________________
(1)- عنكبوت (29): 17.

(2)- سبأ (34): 15.

(3)- سبأ (34): 13.

(4)- نمل (27): 19.

صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ‏] «1».

گويد: پروردگارا! به من الهام كن تا نعمتت را كه بر من و پدر و مادرم عطا كرده‏اى سپاس گزارم، و كار شايسته‏اى كه آن را مى‏پسندى انجام دهم و ذريه و نسل مرا براى من صالح و شايسته گردان كه من به سوى تو بازگشتم و به يقين از تسليم شدگان [به فرمان‏ها و احكام‏] توام.

[وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ‏] «2».

و هر كس كه سپاس گزارى كند به سود خود سپاس گزارى مى‏كند و هر كس ناسپاسى ورزد [زيانى به خدا نمى‏رساند]؛ زيرا پروردگارم بى‏نياز و كريم است.

[نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ] «3».

[اين‏] نعمت و رحمتى از سوى ما بود، اين‏گونه كسى را كه سپاس گزار است، پاداش مى‏دهيم.

[ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً] «4».

اگر شما سپاس‏گزارِ [نعمت هاىِ بى‏شمارِ حق‏] باشيد و ايمان آوريد، خدا را با عذاب شما چه كار؟ خدا همواره پاداش دهنده و داناست.

[وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ] «5».

______________________________
(1)- احقاف (46): 15.

(2)- نمل (27): 40.

(3)- قمر (54): 35.

(4)- نساء (4): 147.

(5)- ابراهيم (14): 7.

و [نيز ياد كنيد] هنگامى را كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر سپاس گزارى كنيد، قطعاً [نعمتِ‏] خود را بر شما مى‏افزايم، و اگر ناسپاسى كنيد، بى‏ترديد عذابم سخت است.

[وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏] «1».

بلكه مى‏خواهد شما را [از آلودگى‏ها] پاك كند و نعمتش را بر شما تمام نمايد، تا سپاس گزاريد.

[وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ‏] «2».

و شما را در زمين جاى داديم، و در آن براى شما وسايل و ابزارزندگى قرار داديم، ولى بسيار اندك و كم سپاس مى‏گزاريد.

[وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏] «3».

و اوست كه دريا را رام و مسخّر كرد تا از آن گوشت تازه بخوريد، و زينتى را كه مى‏پوشيد از آن بيرون آوريد و در آن كشتى‏ها را مى‏بينى كه آب را مى‏شكافند [تا شما را براى حمل كالا، تجارت و داد و ستد جابجا كنند] و براى اين‏كه از فضل واحسان خدا طلب كنيد و [در نهايت‏] به سپاس گزارى خدا برخيزيد.

[وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ‏

______________________________
(1)- ابراهيم (14): 7.

(2)- مائده (5): 6.

(3)- اعراف (7): 10.

وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏] «1».

و خدا شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد، و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزارى كنيد.

[إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ‏] «2».

خدا نسبت به مردم داراى فضل و احسان است، ولى بيشتر مردم سپاس نمى‏گزارند.

قرآن مجيد به انواع نعمت‏هاى مادّى و معنوى حق كه از باب فضل و رحمت به انسان عنايت شده اشاره مى‏كند و راه مصرف آن نعمت‏ها را به انسان مى‏آموزد و در اين زمينه حجّت خدا را بر مردم تمام مى‏كند.

حكم عالى عقل، اقتضا مى‏كند كه انسان در برابر منعم به شكر نعمت‏هايش اقدام كند و نعمت را برابر با خواسته منعم مصرف نمايد و از هرگونه تخلّف و عصيانى نسبت به نعمت حضرت حق بپرهيزد و برابر با آيات قرآن بداند كه اگر شكر نعمت‏هاى الهى را به جا آورد، نعمت بر او افزون شده و ثابت و پايدار خواهد ماند و اگر ناسپاسى ورزد هم نعمت از دست او مى‏رود و هم به مجازات سنگينى دچار خواهد گشت.

______________________________
(1)- نحل (16): 78.

(2)- بقره (2): 243.

 [وَأَدْنَى الشُّكْرِ رُؤيَةُ النِّعْمَةِ مِنَ اللّهِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ يَتَعَلَّقُ الْقَلْبُ بِها دُونَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَ‏]

 

عادّى‏ترين مرحله شكر

عادّى‏ترين و پست‏ترين مرحله شكر اين است كه تمام نعمت‏ها را اعم از مادّى و معنوى، مستقيماً از حضرت حق بدانى و قلبت جز اين حقيقت به مسئله ديگر تعلق و توجه نداشته باشد.

قرآن مجيد درباره تمام بودن و كامل بودن نعمت‏هاى حق بر انسان در سوره لقمان مى‏فرمايد:

[أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً] «1».

آيا ندانسته‏ايد كه خدا آنچه را در آسمان‏ها و آنچه را در زمين است، مسخّر و رام شما كرده، و نعمت هاى آشكار و نهانش را بر شما فراوان و كامل ارزانى داشته.

قرآن مجيد، علاوه بر اين كه نعمت مادّى و معنوى را بر انسان كامل و تمام مى‏داند، در بسيارى از آيات متذكّر اين معنى مى‏شود كه تمام اين نعمت‏ها از جانب‏

______________________________
(1)- لقمان (31): 20.

خداست و احدى غير او در ساختن نعمت و ارائه و مرحمت آن به انسان دخالت ندارد.

قرآن براى شخص انسان و نعمت‏هايى كه در اختيار اوست، در عالم آفرينش جايگاه بلندى قايل است و او را از بسيارى از موجودات غيبى و شهودى از نظر استعداد و قوّه برتر مى‏داند.

انسان در خانه خلقت، ميهمان عزيز خداست و ساير موجودات عالم بنا به فرموده قرآن؛ خدمتگزار او در كنار سفره جهانند.

انسان بين خدا و تمام نعمت‏ها قرار گرفته و چيزى بر او مقدّم نيست و وظيفه و تكليف و مسؤوليت سنگين او در اين است كه نعمت را طبق دستور به خود منتقل كند و خويش را با آراسته كردن به نعمت‏ها كه در وجود او تبديل به قدرت مى‏شود، به مقام قرب حضرت دوست برساند.

تمام نعمت‏هاى الهى در راه كمالند، ولى براى رسيدن به كمال بايد از كانال وجود انسان بگذرند، بنابراين تمام نعمت‏ها در انتظار اين هستند كه انسان آنها را به خود منتقل كند و خدا در انتظار اين است كه انسان پس از صرف نعمت‏ها خويش را به خدا برساند.

در حقيقت، نعمت‏ها بايد به حضرت حق برگردند و راهى جز اين ندارند كه دست به دامن انسان بزنند و از طريق او به حق برسند.

واى به حال كسى كه از اين معنى غافل گردد، نعمت را از خدا نبيند و آن را مصرف كرده، پس از مصرف در گردونه گناه قرار دهد، آن زمان است كه از رسيدن نعمت‏ها به كمال جلوگيرى كرده و در حقيقت به تمام نعمت‏هايى كه مصرف كرده خيانت ورزيده آن هم خيانت در سطحى كه حسابش از عهده انسان خارج است.

اگر كارگاه وجود انسان به نور معرفت روشن باشد و به حقيقت تربيت، آراستگى‏ داشته و از هدايت الهى بهره‏مند باشد، نعمتى كه مصرف مى‏كند، نتيجه آن نعمت نتيجه مثبت خواهد بود.

نعمت، در حقيقت نور و روشنايى است، اگر انسان با تربيت و متوجّه حضرت حق از راه شرعى نعمت را كسب كند، چون راه شرعى هم در حقيقت نور است پس نور را از طريق نور به دست آورده، چون بدين‏گونه كسب نعمت كند و در راه مصرف كردن نعمت، راه نور را بپيمايد، يعنى برابر با خواسته حضرت حق مصرف كند، اين‏گونه مصرف در حقيقت عبادت و در ذات نور است، البته يك چنين انسانى آنچه از او صادر مى‏شود، چون برابر با فرمان الهى است، صادر از او داراى مقام علّو است و عمل او كه عبارت از عبادات او نسبت به حق و خدمات او نسبت به خلق است، ميل برترى و حركت به سوى منبع نور را دارد و در نتيجه عمل او خود را به قبولى و رضايت حق مى‏رساند و اين رضايت در قيامت به صورت بهشت الهى كه داراى نعمت‏هاى جاويد است به او عنايت مى‏شود. شخص تا وارد بهشت مى‏شود و چشمش به آن نعمت‏ها مى‏افتد، ناگهان فرياد مى‏زند: اين نعمت‏ها همان‏ها هستند كه در زمان قبل، يعنى در دنيا روزى من شده بود! آرى، وقتى نعمت تبديل به عبادت شود، عبادت تبديل به قبولى مى‏گردد و قبولى تبديل به بهشت و اين همان است كه قرآن مجيد مى‏فرمايد:

[وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ‏] «1».

و كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، مژده ده كه براى‏

______________________________
(1)- بقره (2): 25.

آنان بهشت‏هايى است كه از زيرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است؛ هرگاه از آن بهشت‏ها ميوه‏اى آماده به آنان روزى دهند، گويند: اين همان است كه از پيشْ روزىِ ما شده است، و از انواع ميوه‏ها كه [در طعم و گوارايى‏] شبيهِ هم است، نزد آنان آورند؛ در آنجا براى ايشان همسرانى پاكيزه است و در آنجا جاودانه‏اند.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه