فارسی
دوشنبه 31 ارديبهشت 1403 - الاثنين 11 ذي القعدة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

صبر از ديدگاه اسلام - جلسه دوم (متن کامل +عناوین)

 

ارزش صبر راه رسيدن به الطاف پروردگار

 

تهران، مسجد امير

رمضان 1385

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين وصلّ على محمد و آله الطاهرين  خداوند مهربان از باب مهر، محبت و لطفى كه به بندگانش دارد، خيرات  و درجاتى را به طور كامل و جامع در دنيا و آخرت براى بندگانش قرار داده است كه براى رسيدن به آن، فقط به واسطه راهى كه خود او ترسيم كرده، ميسّر است.

براى هيچ سالك و حركت كننده اى مانع، حجاب و سدّى از جانب پروردگار در مسير راه او قرار داده نمى شود و وقتى كه سالك اين راه را طى مى كند، در به دست آوردن خيرات و درجات، از جانب خداوند بخلى ورزيده نمى شود.

 

دقت در آيات و روايات

 

انسان را با اين واقعيت آشنا مى كند كه خداوند متعال، رسيدن به بخشى از اين خيرات و درجات را در گرو صبر قرار داده است؛ يعنى راه رسيدن به خيرات و درجات، صبر است.

اگر كسى جاده صبر را به درستى طى كند و سالك اين مسلك باشد، به آن خيرات و درجاتى كه در رابطه با صبر است خواهد رسيد و اين معنا را، تجربه تاريخ، حيات پاكان و صابران عالم ثابت كرده است.

لغت صبر كه در قرآن و روايات بسيار آمده است، حتى در روايات، باب ويژه و خاصى براى صبر دارند، به معناى اين است كه انسان تحت هر شرايطى و هر بخشى از زمان و در هر موقعيتى خود را در حريم محبت و قوانين حق نگاه بدارد و خود را تسليم فضاهاى بيرون از حريم حق نكند، گرچه اين صبر براى او تلخ، سنگين و ناگوار باشد، اما بعد از صبر در همه تلخى هاى دنيا، بنا به وعده اى كه پروردگار مهربان عالم داده است، در آخرت با درجات و خيرات آن تلخى ها را جبران مى كند.

 

مراحل سه گانه صبر «1»

در روايات براى صبر سه مرحله بيان كرده اند:

نخست، صبر بر گناهان است كه انسان، خود را در حريم حق نگهدارد و از اين  حريم به جانب حريم شيطان قدم برندارد.

دوم: صبر در عبادت است كه تا آخر عمر، به طور پيوسته، در حريم واجبات الهى قرار بگيرد، كه اگر از اين حريم بيرون برود، وارد حريم گناه خواهد شد.

سوم: صبر در برابر ناگوارى ها و تلخى ها. از جمله تلخى ها، گرسنگى، تشنگى و خوددارى از شهواتى كه خدا بر انسان حلال كرده است مى باشد كه به همين خاطر، از روزه ماه مبارك رمضان به صبر تعبير شده است.

يعنى يك ماه طول مى كشد تا شما اين جاده را طى كنيد، اما بعد از طى كردن جاده صبر و خويشتن دارى به خيرات ودرجاتى كه در ارتباط با صبر خاص؛ يعنى روزه ماه مبارك رمضان است، خواهيد رسيد، كه بخشى از آن، مادى است؛ يعنى خير آن مادى است.

______________________________
(1)- الكافى: 2/ 91، حديث 15؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله الصَّبْرُ ثَلَاثَهٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَهِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَهِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَهِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَهِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَهِ دَرَجَهٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَهِ إِلَى الدَّرَجَهِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَهِ دَرَجَهٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَهِ إِلَى الدَّرَجَهِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَهِ دَرَجَهٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَهِ إِلَى الدَّرَجَهِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ.»

 

اگر روزه داران در ماه مبارك رمضان، براى افطار كردن و سدّ جوع، نه براى سير شدن و در سحر ماه رمضان، نه به اندازه سير شدن بخورند، چون كه خداوند متعال، شكم پر را دوست ندارد؛ اما شكمى كه صاحبش آن را پر نمى كند و به معده فشار مضاعفى وارد نمى كند، چنين شكمى نزد پروردگار محبوب است.

اگر روزه دار تا پايان ماه مبارك رمضان، غذا خوردن خود را تنظيم كند، بسيارى از اختلالات خونى و عصبى او برطرف خواهد شد. رسول خدا صلى الله عليه وآله مى فرمايند:

«صوموا تصحّوا» «1»

روزه بگيريد تا از بيمارى ها در امان باشيد و به صحت بدنى برسيد كه اين موارد از بركات اين صبر خاص است.

 

ارزش صبر در آيات قرآن

براى بيان اين موضوع، آيات و رواياتى براى شما مطرح مى كنم كه خداوند متعال، پيغمبر صلى الله عليه وآله و ائمه طاهرين: به خيرات و درجاتى كه از طريق صبر نصيب  انسان مى شود اشاره فرموده اند.

تركيب اين آيات و مطالب آن با يكديگر بسيار مهم است. انسان وقتى در اين  آيات و روايات دقت مى كند، فكر مى كند كه در ارزش هاى اخلاقى، چيزى به اندازه صبر داراى ارزش نيست.

«وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُواْ وَ كَانُواْ بِايَتِنَا يُوقِنُونَ » «2» ما به بعضى از انسانها مقام پيشوايى داديم كه براى جامعه بشرى سرمشق باشند

______________________________
(1)- مستدرك الوسائل: 8/ 7، باب 1، حديث 2.

(2)- سجده 24: 32؛ «و برخى از آنان را چون [در برابر مشكلات، سختى ها و حادثه هاى تلخ و شيرين ] صبر كردند و همواره به آيات ما يقين داشتند، پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى كردند.»

 

و انسان ها با اقتدا به آنها، به كمالات برسند. چگونه اينان به درجه پيشوايى و امامت رسيدند؟ قرآن مجيد مى فرمايد:

آنها به خاطر صبر و يقين به آيات خدا به چنين درجه اى رسيده اند و عجيب است كه خداوند، يقين به آيات را بعد از صبر مطرح مى كند؛ يعنى صبر، زمينه ساز يقين به آيات خدا است.

عبد وقتى به خاطر پروردگار، در برابر گناهان مى ايستد و در كنار عبادات صبر مى كند و ترك عبادت نمى كند، پروردگار او را كمك مى كند كه به آيات خدا باور صد در صد پيدا كند.

ممكن است در بعضى از مواقع ترديد و شك داشته باشد، ولى اين صبر او را به نقطه اى مى رساند كه در باطن خود، نسبت به تمام قرآن و مطالب آن احساس يقين كند.

چه كسانى داراى يقين هستند؟ «1» در روايات ما فرمودند: اگر زنده زنده گوشت بدن آنها را قطعه قطعه كنند، دست از باورهاى خود برنمى ندارند؛ زيرا معناى حقيقى دين را فهميده اند.

«وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُواْ وَ كَانُواْ بِايَتِنَا يُوقِنُونَ »

اين افراد به مرتبه اى رسيده اند كه نشان دهنده راه من به بندگان شده اند؛ زيرا صبر و يقين به آيات را سرلوحه خود قرار داده اند.

كسى كه در برابر اين سه واقعيت مهم، استقامت و صبر داشته باشد، با اعتماد به خدا، هادى و پيشوا مى شود و در روز قيامت، حجت را بر تمام انسانهاى بى دين تمام مى كند و به اذن پروردگار، آنها را به عذاب دوزخ محكوم مى كند.

خداوند مى فرمايد: چنين راهنما و پيشوايى را براى شما فرستادم كه شما مى توانستيد با اقتداى به او، در راه من قرار بگيريد، ولى آن فرصت بسيار مهم را از

______________________________
(1)- إرشاد القلوب إلى الصواب: 1/ 124؛ «قال الله تعالى- وَ الَّذِينَ يُومِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالآْخِرَهِ هُمْ يُوقِنُونَ فمدح الموقنين بالآخره يعنى المطمئنين بما وعد الله فيها من ثواب و توعد من عقاب كأنهم قد شاهدوا ذلك-.»

 

دست داده ايد و اين بدن جز اين كه در آتش بسوزد، شايستگى ديگرى ندارد.

 

صبر، بهترين عامل رسيدن به كمال

بهترين عامل رسيدن به مقام هدايت و پيشوايى و زمينه ساز يقين، صبر است. در روز قيامت، درجات و خيراتى كه به خاطر صبر و يقين به انسان مى دهند، فقط خداوند بر آن واقف است.

در كتاب شريف «كافى» نوشته شده است: وقتى ميت را در قبر مى گذارند و روح انسان وارد عالم برزخ مى شود، اولين برنامه اى كه در ابتداى ورود به عالم برزخ انجام مى شود اين است كه دو فرشته الهى براى سؤال و جواب بر روح انسان وارد مى شوند. «1» مگر خداوند بر احوالات و كارهاى خوب و بد انسان علم ندارد كه دو فرشته را براى سؤال و جواب مأمور مى كند؟ اين سؤالات براى رفع جهل نمى باشد، بلكه براى اتمام حجت بر مسافر وارد شده در عالم برزخ است، يا مى خواهد او را با پاسخ هايى كه مى دهد، به اوج شرف و كرامت برساند كه حضرت مى فرمايند: بعد

از پاسخ دادن، مأموران خدا عالى ترين بستر راحت را به او هديه مى كنند و به او مى گويند: استراحت كن، تا در روز قيامت تو را صدا كنيم.

هنگامى كه او را صدا مى كنند، روز برپا شدن قيامت است، ممكن است پنج هزار سال در برزخ استراحت كرده باشد. او را صدا مى كنند، بيدار مى شود، مى بيند قيامت برپا شده است، بسيار خوشحال و شادمان مى شود كه به نقطه

______________________________
(1)- الكافى: 3/ 236، حديث 7؛ «عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ يَجِى ءُ الْمَلَكَانِ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ إِلَى الْمَيِّتِ حِينَ يُدْفَنُ أَصْوَاتُهُمَا كَالرَّعْدِ الْقَاصِفِ وَ أَبْصَارُهُمَا كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ يَخُطَّانِ الْأَرْضَ بِأَنْيَابِهِمَا وَ يَطَئَانِ فِى شُعُورِهِمَا فَيَسْأَلَانِ الْمَيِّتَ مَنْ رَبُّكَ وَ مَا دِينُكَ قَالَ فَإِذَا كَانَ مُومِناً قَالَ اللَّهُ رَبِّى وَ دِينِىَ الْاءِسْلَامُ فَيَقُولَانِ لَهُ مَا تَقُولُ فِى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِى خَرَجَ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ فَيَقُولُ أَ عَنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله تَسْأَلَانِى فَيَقُولَانِ لَهُ تَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ فَيَقُولُ أَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ فَيَقُولَانِ لَهُ نَمْ نَوْمَهً لَا حُلُمَ فِيهَا وَ يُفْسَحُ لَهُ فِى قَبْرِهِ تِسْعَهَ أَذْرُعٍ وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّهِ وَ يَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا وَ إِذَا كَانَ الرَّجُلُ كَافِراً دَخَلَا عَلَيْهِ وَ أُقِيمَ الشَّيْطَانُ بَيْنَ يَدَيْهِ عَيْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ فَيَقُولَانِ لَهُ مَنْ رَبُّكَ وَ مَا دِينُكَ وَ مَا تَقُولُ فِى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِى قَدْ خَرَجَ مِنْ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ فَيَقُولُ لَا أَدْرِى فَيُخَلِّيَانِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الشَّيْطَانِ فَيُسَلِّطُ عَلَيْهِ فِى قَبْرِهِ تِسْعَهً وَ تِسْعِينَ تِنِّيناً لَوْ أَنَّ تِنِّيناً وَاحِداً مِنْهَا نَفَخَ فِى الْأَرْضِ مَا أَنْبَتَتْ شَجَراً أَبَداً وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى النَّارِ وَ يَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا.»

 

وصال كامل نايل شده است.

طبق آيات قرآن، انسان از كسى كه در كنار او ايستاده است سؤال مى كند: چه مدت در عالم برزخ بوديم؟ او مى گويد: يك يا دو روز. برزخ را براى صابران قرار داده اند كه اين برزخ در آنها هيچ گونه اثر نامطلوبى ندارد؛ يعنى انسان در آنجا فراق همسر، پسر، دختر، مال، مغازه، خانه، دوستان، عروس و داماد را احساس نمى كند، چون استراحتى كه به او مى دهند، استراحت مطلق فكرى، عصبى و باطنى است.

از انسان سؤال مى كنند:

«مَنْ رَبُّكَ و مَنْ نَبيُّكَ وَ مَنْ امامُكَ وَ ما قِبْلَتُكَ؟» «1»

حضرت مى فرمايند: قبل از اين كه در برزخ اين سؤالات شروع شود، نماز، روزه، زكات، حج، صدقه و خيرات او يك طرف و صبر در جانب ديگر او قرار مى گيرد.

صبر در برابر گناه، طاعت و ناگوارى، هر سه در روزه قرار دارد و به همين خاطر است كه در قرآن و روايات، پروردگار نمى فرمايد: «الصلوه لى»، «الحج لى»، «الزكوه لى» اما ارزش و منزلت روزه از همه عبادات بالاتر است، زيرا خداوند روزه را به ما واگذار نكرده است كه بگويد: «الصوم لكم» بلكه مى فرمايد: «الصوم لى» روزه مخصوص من است؛ گنجى است كه از باب محبت در اختيار شما مى گذارم و در روز قيامت، خودم به آن پاداش مى دهم: «و انا أجزى به». «2»

پاداش روزه در ارتباط با وجود مقدس حضرت حق است، چون اگر تمام غيب

و شهود جمع شوند، نمى توانند پاداش يك روز ماه رمضان را به شما بدهند.

يكى از زيباترين آيات قرآن را براى شما مطرح كنم. پروردگار مى فرمايد:

______________________________
(1)- بحار الأنوار: 6/ 175، باب 7، حديث 1.

(2)- مستدرك الوسائل: 7/ 498، باب 1، حديث 7.

 

«مَا عِندَكُمْ يَنفَدُوَ مَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ »

لباس، مال، ثروت، زمين، ملك، عمر، مقام، صندلى، رياست، وكالت و وزارت و هر چه در ارتباط با شما است از دست رفتنى است، اما آنچه در ارتباط با من است، مانند: احسان، رحمت، مغفرت، رضوان و بهشت، ابدى است و هرگز از دست رفتنى نيست.

بعد مى فرمايد:

«وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » «1» پاداش كسانى كه صبر كرده اند و براى رسيدن به هدف خود كوشش كرده اند را بر پايه بهترين عملى كه همواره انجام مى داده اند، به آنها مى دهيم؛ زيرا صبر، جاده است.

اما «ما عندالله» چيست؟ سرمايه ها، رحمت، لطف، رضوان، بهشت، درجات و خيرات بى نهايت است. براى رسيدن به «ما عندالله» اين جاده را بايد طى كرد؛ در برابر گناهان خود را حفظ نماييم، از حريم حرمت هاى خدا بيرون نرويم و حرام را حلال نكنيم و در برابر سختى ها، بلاها، مصايب و گرفتارى ها صبور باشيم و با ديدن مصايب، زبان به كفرگويى نگشاييم.

 

خويشتن دارى در عبادت

كسانى كه در كنار عبادات، خويشتن دارى كردند و در حريم عبادات ماندند و در برابر ناگوارى ها فرارى نشدند و آن را تحمل كردند، اين انسان هاى صابر، نزد من  اين پاداش را دارند:

______________________________
(1)- نحل 96: 16؛ «آنچه [از ثروت و مال ] نزد شماست، فانى مى شود و آنچه [از پاداش و ثواب ] نزد خداست، باقى مى ماند، و قطعاً آنان كه [براى دينشان ] شكيبايى ورزيدند، پاداششان را بر پايه بهترين عملى كه همواره انجام مى داده اند، مى دهيم.»

 

«وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم »

صبر اين افراد، فوق العاده با ارزش است، ولى پاداشى كه من در قيامت به آنها خواهم داد، يقينا و قطعا از صبرى كه آنها انجام داده اند، احسن و بهتر است.

اين آيه از غرايب آيات قرآن است. خداوند متعال سه مسأله را در آن مطرح مى كند كه حوصله، بردبارى، استقامت و صبر براى به دست آوردن آنها لازم است:

«أُوْلئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ »

اينان بندگانى هستند كه دو پاداش به آنها عنايت مى شود. پاداش اول بهشت است. رضوان، امنيت خاطر، آرامش و ابدى شدن در بهشت است. همه اين ها يك پاداش است.

پاداش دوم چيست و چرا به آنان داده مى شود؟ مى فرمايد:

«بِمَا صَبَرُواْ وَ يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّيّئَهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ » «1» به خاطر اين كه اهل صبر بودند، از حريم الهى بيرون نرفتند و در مقابل بدى هايى كه ديگران به آنها روا داشتند، آنها را با خوبى هاى خود برطرف كردند.

 

صبر و شكيبايى سيد ابراهيم قزوينى «2»

______________________________
(1)- قصص 54: 28؛ «اينان به علت صبرى كه [بر ايمان و عمل به قرآن ] كردند و بدى [مردم ] را با نيكى و خوبى خود دفع مى كنند و از آنچه به آنان روزى كرده ايم، انفاق مى نمايند، دوبار پاداششان مى دهند.»

(2)- أعيان الشيعه: 2/ 199؛ «السيد إبراهيم القزوينى، و قال السيد محمد إبراهيم.

توفى سنه 1150 و بضع كما فى نجوم السماء عن الشذور. و فى النجوم عن الشيخ على الحزين فى سوانح عمره عند ذكر من رآهم فى أثناء سفره قال: و من الأفاضل سيد العلماء الأمير محمد إبراهيم القزوينى جامع المعقول و المنقول من الأتقياء رايته فى دار السلطنه قزوين «انتهى» و هو غير السيد محمد إبراهيم بن محمد معصوم الحسينى القزوينى الآتى فى إبراهيم بن معصوم لأن ذلك توفى سنه 1145.

 

مرحوم آيت الله العظمى سيد ابراهيم قزوينى از بزرگترين عالمان شيعه است.

ايشان در نجف متولد شد. شخصيت بسيار فوق العاده اى است. زمانى كه تعداد شاگردان درس هاى مهم نجف به صد عدد نمى رسيده است، بيشترين علماى بزرگ شيعه را به عنوان شاگرد، در جلسه درس خود داشت.

ايشان اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب مى بيند كه به او مى فرمايند: بايد مقيم كربلا شويد. وظيفه شما اين است كه به كربلا برويد. از خواب بيدار مى شود. مى گويد:

من عالم هستم و خواب در اسلام حجت نيست، دليلى ندارد كه به خواب خود عمل نمايم. در دين اسلام، قرآن، فرهنگ اهل بيت عليهم السلام و عقل سالم حجت است و خواب فقط براى انبيا و ائمه عليهم السلام حجت بوده، اما براى ما حجت نيست.

مى گويد: شب دوم امام عليه السلام را در خواب مى بيند كه مى فرمايد: من به تو امر مى كنم كه به كربلا بروى. سيد دوباره بيدار مى شود و باز مى گويد: خواب كه حجت نيست. براى بار سوم اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب مى بيند، چهره حضرت نگران بود. مى فرمايد:

سيد ابراهيم! به تو امر كردم كه از اين شهر بيرون برو و مقيم كربلا شو. ايشان به كربلا مى آيد و منشأ آثار عجيبى مى شود. در كربلا اشرار، اهل دنيا و مفسد، عالم بى تقوايى را در برابر ايشان علم مى كنند و به افراد شيّاد و بى سواد پول مى دهند كه در درس او شركت كنند. با اين عمل مى خواستند حوزه با عظمت سيد ابراهيم را از بين ببرند تا ايشان از كربلا بيرون برود؛ زيراماندن ايشان در كربلا باعث تقويت دين و توبه بدكاران مى شد و دست اشرار از قدرت كوتاه مى گشت.

اشرار به خدمت سيد مى گويند: شما از فردا بايد در درس اين آقا شركت كنيد.

ايشان مى فرمايد: من درس، بحث و مطالعه دارم، مرا معاف كنيد. چون اگر مى خواست در آن درس شركت كند، جلسه گناه راتأييد مى كرد و اولياى خدا در اين گونه جلسات شركت نمى كنند.

گفت: من نمى توانم شركت كنم. آن فرد و اشخاص همراه او كه از اشرار كربلا و يزيدى مسلك بودند، آن قدر زندگى را بر سيد ابراهيم سخت گرفتند كه سيد

مجبور شد همه چيز را رها كند و از كربلا به حرم مبارك موسى بن جعفر عليهماالسلام در كاظمين پناهنده شود.

حاكم بغداد به خاطر شرارت آنها، لشكرى را به سوى كربلا روانه كرد و قصد داشت همه اشرار را دستگير و به بغداد بياورد تا آنها را اعدام و يا تبعيد كند. اشرار دستگير شدند، محور اسرا، آن عالم بى تقوا، منافق و مادى پرست بود كه دستگير شد.

سيد ابراهيم قزوينى در مسير رفتن به شهر كاظمين مشاهده مى كند كه تمام اشرار كربلا در غل و زنجير اسيرند و آنها را به طرف بغداد مى برند. اين عالم دنياپرست از ميان اشرار به سيد ابراهيم سلام مى كند و مى گويد: من به شما بد كردم، مى خواستم آبروى شما را ببرم و من باعث شدم كه شما را از كربلا بيرون كنند.

سيد ابراهيم از نظاميان، عفو آن عالم را خواستار شد و گفت: اين شخص را از شما خريدارى مى كنم. تقاضاى خريد اسرا به گوش حاكم بغداد رسيد، او گفت:

اين آقا اعدامى است. طبق گزارشاتى كه به من دادند، اين آقا مزاحم سيد ابراهيم قزوينى شده است و بايد اعدام شود. گفتند: خود سيد پول فرستاده و مى خواهد ايشان را بخرد. گفت: من به احترام سيد، ايشان را آزاد مى كنم، ولى اين چه اخلاق حسنه اى است كه اين سيد بزرگوار دارند.

اين حكايت در آيه گنجانده شده است:

«أُوْلئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُواْ»

به اينان دو پاداش مى دهم، چون هر سه مرحله صبر را دارا بودند، به خصوص در ماه مبارك رمضان، صبر در معصيت و طاعت داشتند و در مقابل ناراحتى گرسنگى و تشنگى و محدوديت، ايستادگى كردند.

«وَ يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّيّئَهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ »

بدى ديگران را با خوبى هاى خود دفع كردند و از آنچه به آنان روزى كرده ايم، انفاق مى نمايند.

دورى اهل صبر از بخل

آخرآيه اين است كه اين صابران، اهل بخل نبودند.

اى محور دايره ملكوت

سرگشته وادى ناسوتتا چند در اين قفس خاكى

اى بلبل گلزار جبروتاى ماه افتاده در محاق

يادى كن از افق ملكوتدر خطّه دين بزن قدمى

تا چند به پيروى طاغوتاز باده عشق خلاصى يافت

از حوت طبيعت صاحب حوت «1» كلمه حوت در قرآن مجيد به معناى آن ماهى بزرگى است كه حضرت يونس عليه السلام را در دريا بلعيد و ايشان با توسل به پروردگار، از شكم ماهى نجات پيدا كرد. شعر «باده عشق» ترجمه آيه:

«سُبْحَنَكَ إِنّى كُنتُ مِنَ الظَّلِمِينَ » «2» مى باشد.

ارزش روزه ماه رمضان فقط نزد پروردگار معلوم است. اما آيا امكان دارد كه بر اين ارزش، ارزشى ديگر اضافه كرد؟ بله، همان طورى كه روايات ما بيان كرده اند. اگر عمل، حال، بدن، جان و دل آميخته با اشك بر حضرت ابى عبدالله عليه السلام شود، اضافه كردنِ ارزشى ديگر، امكان دارد. آن وقت «نُورٌ عَلَى نُورٍ» مى شود.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

______________________________
(1)- شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى.

(2)- انبيا 87: 21؛ «تو از هر عيب و نقصى منزّهى، همانا من از ستمكارانم.»

 

 

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه بیستم - (متن کامل + ...
5 آراسته و پاكيزه بودن‏
شخصیت‌ والای حضرت معصومه(س) در روایات 
ايمان و آثار آن - جلسه اول (2) - (متن کامل + عناوین)
در امان ماندن اهل خير از ضلالت‏
روایتی عجیب
جايگاه انسان در كلام رسول خدا ...
شهر ری آستان امامزاده ابوالحسن دهه سوم محرم 95 ...
اشتیاق خدا نسبت به بندگانش
رسم بنده‏پرورى خدا

بیشترین بازدید این مجموعه

مرگ و فرصتها - جلسه یازدهم
وسائل هدايت - جلسه یازدهم (2) - (متن کامل + عناوین)
تواضع و آثار آن - جلسه چهاردهم - (متن کامل + عناوین)
«ارحنا يا بلال»
سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏
اهميت ارتباط پيوسته با عالمان ربانى
گناه و سبب آن - جلسه دهم (2) – (متن کامل + عناوین)
ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه بیست و چهاروم – (متن ...
تبیین لغت دنیا
شاه‌کلیدی برای اجابت حوایج بندگان

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^