لطفا منتظر باشید

آراستن باطن به صدق و ظاهر به طاعت‏

منابع : کتاب عرفان اسلامی جلد چھار    نوشته: استاد حسین انصاریان 

در آراستن باطن به صدق و رهبت و ظاهر به طاعت، خواجه نصير طوسى در «اخلاق ناصرى» مى‏گويد:

قومى گفته‏اند كه بر اقرار به ربوبيت او و اعتراف به احسان و تمجيد او بر حسب استطاعت اقتصار نمايد.

و طايفه‏اى گفته‏اند كه تقرب حضرت او به احسان بايد نمود، اما با نفس خود به تزكيه وحسن سياست واما با اهل ونوع خود به مواسات وحكمت وموعظت.

و جماعتى گفته‏اند كه حرص بايد نمود بر تفكر و تدبر در الهيات و تصرف در محاولاتى كه موجب مزيد معرفت بارى سبحانه بود تا به واسطه آن معرفت به كمال رسد و توحيد او به حد تحقيق انجامد.

 

انواع عبادت‏

و طبقه‏اى از متأخرين حكما گفته‏اند كه عبادت خداى‏تعالى در سه نوع محصور تواند بود:

اول: آنچه تعلق به ابدان دارد مانند صلاة و صيام و وقوف به مواقف شريفه از جهت دعا و مناجات.

دوم: آنچه تعلق به نفوس دارد مانند اعتقادات صحيح چون توحيد و تمجيد حق تعالى و تفكر در كيفيت افاضه وجود و حكمت او بر عالم و آنچه از اين باب بود.

سوم: آنچه واجب شود در مشاركات خلق مانند انصاف در معاملات و مزارعات و مناكحات و اداى امانات و نصيحت ابناى جنس و جهاد با اعداى دين و حمايت حريم.

و از ايشان گروهى كه به اهل تحقيق نزديك‏ترند گفته‏اند كه عبادت خداى تعالى سه چيز است:

اول: اعتقاد حق.

دوم: قول صواب.

سوم: عمل صالح.

 

مقامات قرب به حضرت حق‏

و ببايد دانست كه نوع انسان را در قرب به حضرت الهيت منازل و مقامات است و آن مقام چهار است:

مقام اول: مقام اهل يقين است كه ايشان را موقنان خوانند و آن مرتبه حكماى بزرگ و علماى كبار باشد.

مقام دوم: مقام اهل احسان است كه ايشان را محسنان گويند و اين مرتبه كسانى بود كه با كمال علم به حليه عمل متحلى باشند و به فضائلى كه بر شمرديم موصوف.

مقام سوم: مقام ابرار بود و ايشان جماعتى باشند كه به اصلاح بلاد و عباد مشغول باشند و سعى ايشان بر تكميل خلق مقصور بود.

مقام چهارم: مقام اهل فوز بود كه ايشان را فائزان و مخلصان گويند و نهايت اين مرتبه منزل اتحاد بود و وراى اين نوع انسان را هيچ مقام و منزلت صورت نبندد.

 

اسباب اتصال‏

و استعداد اين منازل به چهار خصلت باشد:

اول: حرص و نشاط در طلب.

دوم: اقتناى علوم حقيقى و معارف يقينى.

سوم: حياد «1» از جهل و نقصان قريحتى كه نتيجه اهمال بود.

چهارم: ملازمت سلوك طريق فضايل به حسب طاقت و اين اسباب را اسباب اتصال به حضرت حق خوانند.

 

اسباب انقطاع‏

و اما اسباب انقطاع از آن حضرت كه آن هم چهار بود:

اول: سقوطى كه موجب اعراض بود و استهانت به تبعيت لازم آيد.

دوم: سقوطى كه مقتضى حجاب بود و استخفاف به تبعيت لازم آيد.

______________________________
(1)- الحياد: كناره‏گيرى از چيزى- دورى گزيدن از چيزى.

سوم: سقوطى كه موجب طرد بود و مقت به تبعيت لازم آيد.

چهارم: سقوطى كه موجب خساست بود، يعنى دورى از حضرت و بغض به تبعيت لازم آيد.

 

اسباب شقاوت‏

و اسباب شقاوت ابدى كه مؤدى بود بدين انقطاعات نيز چهار بود:

اول: كسل و بطالت و تضييع عمر تابع آن افتد.

دوم: جهل و عبادتى كه از ترك نظر و رياضت نفس به تعليم خيزد.

سوم: وقاحتى كه از اهمال نفس و خداعت و خلاعت غدار او، در تتبع شهوات تولد كند.

چهارم: از خود راضى شدن به رذايلى كه از استمرار قبايح و ترك انابت لازم آيد و در الفاظ به تنزيل، زيغ و رين و غشاوه و ختم آمده است.

چون اين چهار رذيلت كسى از خود دور كند، از آن چهار سقوط در امان بماند و چون آن چهار حقيقت به كار بندد به آن مقامات عالى برسد و چون به آن مقامات عالى برسد به صدق ظاهر و باطن رسيده است.

به قول عارف شوريده، حاج ميرزا حبيب اللّه خراسانى:

از داغ غمت هركه دلش سوختنى نيست‏

 

از شمع رُخَت محفلش افروختنى نيست‏

گرد آمده از نيستى اين مزرعه را برگ‏

 

اى برق مزن خرمن ما سوختنى نيست‏

در طوف حريمش زفنا جامه احرام‏

 

كرديم كه اين جامه به تن دوختنى نيست‏

     

يك دانه اشك است روان بر رخ زرين‏

 

سيم و زر ما شكر كه اندوختنى نيست‏

در مدرسه آموخته‏اى گرچه بسى علم‏

 

در ميكده علمى است كه آموختنى نيست‏

خود را چه فروشى به دگر كس، به خود اى دل‏

 

بفروش اگر چند كه بفروختنى نيست‏

گويند كه در خانه دل هست چراغى‏

 

افروخته كاندر حرم افروختنى نيست‏

     

يك بار ديگر به جملات نورانى حضرت صادق عليه السلام درباره لباس پوشيدن دقت كنيد:

زمانى كه لباست را پوشيدى، به يادآور كه خداوند بزرگ با لباس رحمت خود گناهان تو را پوشاند و آبروى تو را حفظ كرد، به شكرانه حفظ آبرويت، باطنت را با لباس صدق بپوشان، چنانچه ظاهرت را با لباس مادى پوشاندى و بايد باطنت در پوشش خوف و ظاهرت در پوشش اطاعت و عبادت قرار بگيرد.

 [وَاعْتَبِرْ بِفَضْلِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ حَيْثُ خَلَقَ أَسْبابَ اللِّباسِ لِتَسْتُرَ الْعَوْراتِ الظّاهِرَةَ، وَفَتَحَ أَبْوابَ التَّوْبَةِ وَالإِنابَةِ لِتَسْتُرَ بِها عَوْراتِ الْباطِنِ مِنَ الذُّنُوبِ وَأَخْلاقِ السُّوءِ]

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه