صبر و زحمت تحصيل ملا مهدى نراقى
ايام طلبگى ملا احمد در سختى نبوده است، اما ملا مهدى در سختى كامل بود و مىشود گفت: او مظهر صبر بوده است. مرحوم ملا مهدى با اين درخت صبر منافع بسيارى به جهان شيعه داده است و عزّت خود را در آن مشكلات عجيب حفظ كرد.
او وقتى وارد اصفهان شد، مدارس آباد اصفهان، مانند مدراس چهار باغ، خواجو، صدر و نيماورد، حجره نداشتند كه به او بدهند و كسى او را نمىشناخت.
او با پاى برهنه و لباس كهنه كه به نظر علماى متولى به چهره او نمىآمد كه در علوم حوزوى پيشرفت نمايد، وارد اصفهان شده بود.
دين به ما مىگويد: به ظاهر افراد نگاه نكنيد، چون درون انسان دريايى از جوشش و هيجانات روحى و فكرى است. به اين خيمه روى روح، قد و چهره سياه نگاه نكنيد، درون انسان را نگاه كنيد كه با جرقهاى كه انبيا و اولياى الهى به اين انبار بزنند، موجودى درست مىشود كه به عرش خدا مىرسد.
به مرحوم نراقى حجره ندادند. مدرسهاى را پيدا كرد كه نيمه ويرانه بود و بعضى از اتاقهاى او كه مقدارى قابل اعتماد بود و طلبههاى ساده و غريبه ساكن آن بودند.
مرحوم نراقى در يكى از اين اتاقها سكونت كرد و چون براى غذا پول نداشت، در وقت خلوت غروب يا صبح زود، به كوچههاى اصفهان مىرفت تا كسى او را نبيند، نان خشك، پوست هندوانه و خربزهاى كه مردم دور ريخته بودند را پنهانى جمع مىكرد و زير عبايش مىگرفت و به حجره مىآورد، پوست خربزه و هندوانهها را مىشست و تميز مىكرد و نان خشكها را آب مىپاشيد تا قابل خوردن شوند. چند سالى به اين شكل صبر كرد و درس خواند تا به اين مقام والاى عالم تشيع رسيد و دين را به ما منتقل كرد.
ايشان براى مطالعه درس، اول شب در يكى از دستشويىها كه چراغ موشى پردود در آن روشن بود مىآمد، در را مىبست و در توالت مىماند وايستاده درس مىخواند و مطالعه مىكرد.
ما زير قيمتىترين چراغها، روى فرش دستباف، با احترامى كه به ما مىگذارند، مىآييم دين و حلال و حرام خدا را به اين راحتى ياد مىگيريم و بهشت را به راحتى مىخواهيم به دست بياوريم و نمىدانيم كه اين دين را چگونه و با چه زحماتى به اينجا رساندهاند.
English