بنده مؤمن واقعى
«انَّ مِنْ أَغْبَطِ اوْلِيائِى عِنْدِى، عَبْداً»
اولًا اين عاشق من، عبد و بنده واقعى من است. بنده واقعى كيست؟ قرآن مجيد بنده واقعى را، انسان صد در صد تسليم خدا مىداند كه تا آخر عمر، با خدا چون و چرا ندارد.
نمىگويد: نماز را مىخوانم، ولى كارى به خمس و زكات ندارم. روزه را مىگيرم، ولى حج واجب را نمىروم. به زيارت مىروم، اما به آيات صله رحم كار ندارم. كسانى كه اين گونه هستند، داراى دين پوك وپوچ هستند، بلكه بايد:
«إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبّ الْعَلَمِينَ» اگر محبوب، از عبادت حرف بزند، عاشق مىگويد: روى چشم، حال آن عبادت مىخواهد، عملى، حالى، پولى و يا جانى باشد، عاشق مىگويد: آن چه كه پروردگار بخواهد. او عبد پروردگار است و فرمان خدا را تكه پاره نمىكند؛ نمىگويد: من اين مقدار را قبول دارم و اين مقدار را قبول ندارم. اين عبد خدا نيست، بلكه عبدِ هواى نفس خويش است و خيال مىكند كه عبد است.
«عبداً مؤمناً» كدام ايمان؟ آن ايمانى كه در سوره حجرات مىفرمايد:
«ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا» اين عاشق من كه عبد مؤمن است و داراى نيكوترين حال است، در هيچ يك از حقايق الهيه شك ندارد.
English