لطفا منتظر باشید

سرانجام پایداری جوان در برابر طنازی زیباترین زن جهان

سرانجام پایداری جوان در برابر طنازی زیباترین زن جهان

به گزارش سرویس قاب نقره برنا، زندگى بزرگان مخصوصاً اولیاى الهى دانشگاهى است انسان‌ساز که شاگردان آن سلمانها و ابوذرها هستند و بهترین عمل تدبر و تفکر و اندیشه در زندگى اولیاء الهى است.

زیباترین صورتهاى معشوق حقیقى در هر زمان و مکانى تمامى فرزندان آدم (ع) را به عشق بازى فرا مى‌خواند ، اما آدمزادگان چنان سرگرم خورد و خوراک و پوشاکند که از تمام فریادهاى بلند جهان هستى حتى ندایى ضعف را نمى‌شنود .

حضرت امیرالمؤمنین (ع) در بیانى نورانى مى‌فرمایند : مایه عبرت بشر بسیار است ولیکن عبرت آمرزان اندک‌اند .

و نداى ملکوتى فرشته وحى به تمامى بشر امر می‌کند : اگر دلى بیدار باشد خواهد دید که سراسر جهان هستى فریاد برمى آورند ، یکى هست و نیست جز او.

لیکن اقتضاى زندگى مادى ، انسان را از مسیر حق غافل مى کند؛ لذا خداوند انبیاء و اولیاء خود را براى بیدار کردن فطرت خفته بشر مى‌فرستد تا شاید انسان خاک نشین نظرى به افلاک کند و همراه آخرین فرستاده خود ثقل اکبر و نور مبین قرآن کریم را نازل مى‌کند و در آن قصه و داستان گذشتگان را بیان مى کند تا شاید « عبرت آموزان » عبرت بگیرند .

در ادامه حکایتی درباره لطف و رحمت خداوند به بندگانش است که استاد حسین انصاریان آن را نقل کرده‌اند:

یک طرف داستان، حضرت یوسف علیه السلام سمبل زیبایى در جهان قرار داشت که در این درگیرى در اوج جوانى و هیجان شدید غریزه شهوت بود؛ یعنى در فضایى قرار داشت که میلیون‏ها نفر شکست مى‏ خورند. بیشتر آنهایى که در این فضا قرار گرفتند، اگر مؤمن هم بودند، چند دقیقه صبر کردند، اما اکثراً شکست خوردند.

ولى این زیباى نمونه، در اوج جوانى و اوج هیجان شهوات، در برابر طنّازى، حیله‏ گرى، فتنه‏ گرى و آسیب رسانى زن جوانِ مشرکِ بریده از خدا، هفت سال، شبانه روز مقاومت کرد و دامن پاک الهى او آلوده نشد و مارک شیطانى به او نخورد.

در اوج مقاومت با قدرت ظالمانه بانوى کاخ، زن نخست وزیر، نُه سال محکوم به زندان مى‏ شود و در زندان روحیّات عجیبى را از عالم ملکوت کسب مى‏ کند و روزى که آزاد مى‏ شود، لایق مى‏ شود نه عزیز مملکت مصر، بلکه عزیزِ مصرِ وجود شود و خداوند متعال چند هزار سال، این داستان گم شده را از لابلاى تاریخ فراموش شده و از پرونده روزگار بیرون بیاورد و محور بیش از صد آیه قرارش دهد و در قرآن مجید، کتابى که تا قیامت جاوید خواهد ماند، نام و داستان او را بگنجاند. این علت «أَحْسَنَ الْقَصَصِ‏» بودن این داستان است.

مقاومت هفت ساله و حفظ پاکدامنی

آنچه را که در این بحث مى‏‌بینید، که به نظر بسیار مهم مى‏‌رسد و همه دقایق و لطایفش در آیات قرآن کریم است، نگاه پروردگار به بعد از این جریان است، نه قبل از آن. همه این مسائل براى بعد از هیجان شهوات و درگیرى حضرت با این زن و مقاومت هفت ساله و حفظ دامن خود در تمام حیات از آلودگى است.

تمام نگاه خاص پروردگار به حضرت یوسف(ع) به خاطر بعد از این جریان است. البته قبل از این جریان، پروردگار عالم به او نظر دارد، اما فقط به عنوان فرزند کوچک حضرت یعقوب علیه السلام، یعنى از زمانى که حضرت یوسف علیه السلام به دنیا آمد، تا زمانى که با این زن ناخواسته روبه ‏رو شد و به صورت غلام زرخریدى که همه راه‏هاى فرار به روى او بسته شده است و نمى ‏تواند جایى برود و آزادى ندارد، تا زمانى که ناخواسته او را در فضاى کاخ قرار مى‌‏دهند و در خلوت کاخ به عنوان غلامِ شوهر این زن و خدمت کار او قرار مى‏ دهند.

نگاه پروردگار به او از زلیخا به بعد شروع مى‏‌شود، تا آنجایى که روزگار فراق تمام مى‏‌شود، حضرت یعقوب علیه السلام و فرزندانش وارد مصر مى‏ شوند و به شدّت مورد احترام حضرت یوسف علیه السلام قرار مى‏ گیرند و او نیز در اوج کرامت و بزرگوارى از ظلم‏هاى ده برادر خود گذشت مى‏ کند و داستان دیگر تمام مى‏ شود.

مرگ حضرت یوسف علیه السلام با کمال آبرو، کرامت، آقایى، بزرگوارى، انسانیت و در حالى که براى همه مرد و زن جهان درس و الگو شده است، مى‏ رسد و ایشان از دنیا خارج مى‏ شوند.

سرانجام شاهد بى گناهى یوسف

در برخى از تفاسیر قرآن نقل شده است : چون یوسف بر مسند حکومت مصر نشست ، به نظرش رسید که در امور مملکتى ، وزیرى لازم دارد که بتواند به اصلاح معیشت و تربیت مردم برخیزد و درهاى عدل و محبت را به روى آنان بگشاید . امین وحى از سوى حق به نزد او آمد و گفت : خدا مى فرماید : تو را وزیرى لازم است . یوسف فرمود : من نیز در این خیالم ولى کسى که سزاوار این مسند باشد نمى دانم کیست ؟ جبرئیل گفت : فردا صبح که از مقرّ حکومت حرکت مى کنى ، اول کسى که بنظرت آمد ، این منصب را به او ارزانى دار . یوسف اول صبح نظرش به کسى افتاد که به شدت ضعیف و لاغر و رخساره زرد بود و بسته اى از هیمه بر پشت داشت ، با خود گفت : این شخص تحمل مسئولیت وزارت را نخواهد داشت . خواست از وى بگذرد ، امین وحى به او گفت : از او مگذر و او را براى پست وزارت انتخاب کن ، زیرا که او را بر تو حقى است ، او همان کسى است که در دربار عزیز مصر به پاکى و عصمت تو شهادت داد ، او را این لیاقت هست که امروز پست وزارت را به او وا گذارى .

جایى که حضرت حق به خاطر شهادتى صحیح ، پست وزارت به شاهد پاکى و عصمت یوسف عطا مى کند ، به کسى که عمرى به وحدانیّت او شهادت مى دهد چه خواهد داد؟!

آرى ، لطف و رحمت حضرت دوست چیزى نیست که قابل درک باشد و در این مقام پاى عقل عاقلان و خرد خردمندان و هوش هوشمندان لنگ است و کسى را قدرت فهم این حقایق آن چنان که هست نیست .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه