نجات اسلام توسط سيد الشهدا عليهالسلام
ايشان با توجه به حوادث صدر اول اسلام، اعتقادشان اين بود كه اصل فطرت، بعد از رسول خدا صلىاللهعليهوآله بنا بود به دست اشرار به اسارت گرفته شود. اسلام نيز نهال نوپايى بود وتمام رشد اين نهال در مدينه بود و جاى ديگر نيز اسلام ظهور نداشت، مكه تا سال آخر عمر پيغمبر صلىاللهعليهوآله در دست مشركين بود وهمه نيروى اسلام در مدينه بود، ولى به صورت نهال جوانى بود كه بعد از مرگ پيغمبر صلىاللهعليهوآله خيلى راحت مىشد اين نهال را از جا بكنند و بخشكانند سرانجام نابود كنند و ديگر اسلامى نبود كه از مدينه ظهور خود رابه مناطق ديگر وخارج ازمنطقه عرب برساند وروزى بيايد كه دنياگير شود.
با ولادت حضرت سيدالشهدا عليهالسلام، پروردگار براى هميشه فطرت را از اسارت نجات داد و اين درخت با خون حضرت سيدالشهدا عليهالسلام و ياران با كرامتش آبيارى شد و اين خون تزريق شده، حيات ابدى اسلام را تضمين كرد كه جمله زيبايى نيز نقل شده است كه نمىدانم از كيست، ولى حقيقت است كه:
«الاسْلامُ نَبَوِىُّ الحُدُوثِ وَ حُسَينىُّ البَقاء»
ظهور و رخ نشان دادن اسلام، مربوط به پيغمبر صلىاللهعليهوآله است، اما دوام اين دين، مربوط به حضرت سيد الشهداء عليهالسلام است.
آن مرد بزرگ اين مطلب را بر اساس اين آيه قرآن كه فرشتگان مطلقا اهل معصيت نيستند مىگفت، كه فطرس را به اين شكلى كه نقل كردند و جزء نُقل شيرين مجالس امام حسين عليهالسلام شده است، رد مىكرد و مىگفت: آيه قرآن از قبول اين داستان امتناع دارد، چون خلاف صريح آيات قرآن مجيد است.
ملائكه اهل گناه نيستند، همين طور حيوانات نيز اهل گناه نيستند:
«مَّا مِن دَآبَّهٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُ بِنَاصِيَتِهَآ»
پروردگار عالم در قرآن مىفرمايد: مهار تمام موجودات زنده زمين به دست من است.
من آنها را از لانه بيرون مىآورم و به لانه برمىگردانم. پيدا كردن مواد غذايى آنها بر عهده من است. من مهار آنها را در اختيار دارم و در حقيقت موجودات مجبورى هستند كه در فضاى اجبار، گناه كردن معنا ندارد. اطلاعات ما از جنّ نيز بسيار كم است، لذا ورود به اين بحث بىفايده است.
English