آثار روزه ماه رمضان
منابع مقالہ : کتاب تواضع و آثار آن نوشتہ : حضرت آیت اللہ حسین انصاریان
عبادت كرامت مىآورد. كرامت؛ يعنى از او بخواهند و او در جواب تأخير نياندازد. روزه تركيبى از عرفان است كه به امر خدا مىباشد، مبطلات و مقوّمات آن چيست؟ روزه تركيبى از تسليم است، خود را به خدا و فرمان خدا واگذار كردن است كه بگويم غذا نمىخورم، تواضع مىكنم و روزه را مىگيرم، و نيت من فقط براى تو است، و بدن خود را به ميدان مىآورم كه معرفت، تسليم، تواضع و نيت را تحقق دهد. وقتى روزه را گرفتيد، آثار فراوانى دارد، يكى از آن آثار تقوا است.
«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «1»
روح تقوا موجب مىشود كه در پايان ماه رمضان با اين عبادت و تركيبات آن، شما يك عبدالله واقعى خواهيد شد.
به خاطر اين است كه مىگويند اگر روزهدار در شب عيد فطر، خواستههاى مثبت خود را از خدا بخواهد، خداوند اجابت مىكند؛ يعنى روزه، شما را به كرامت مىرساند و اثر ديگر آن، پروردگار فرموده «الصوم لى» روزه مال خود من است، اما در ساير عبادات، با هم شريك هستيم. اما روزه ويژه من است، «وأنا أجزى به» «2» پاداش روزه بر عهده خودم مىباشد، در قيامت، اجر و ثواب روزه با من مىباشد، حساب رسى با انبيا و ملائكه نيست؛ يعنى شما از فيض اين عبادت- كه تقواى در دنيا و پاداش ويژه الهى در آخرت است- غير از آن كرامت، بهرهمند خواهيد شد.
|
خوشا آنان كه الله يارشان بى |
كه حمد و قل هو الله كارشان بى |
|
|
خوشا آنان كه دائم با تو باشند |
بهشت جاودان بازارشان بى «3» |
|
دو خوشحالى براى روزهدار
پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله از پروردگار نقل مىكنند
«انّ للصّائم فرحتين»
براى روزه دار، دو خوشحالى مىباشد،
«اذا افطر فرح» «4» اولين خوشحالى، اول اذان مغرب و وقت افطار مىباشد، روزهدار خوشحال است كه امروز فرمان پروردگار را اجرا كرده است. خوشحالى ديگر، در قيامت است. آن وقتى كه اجر روزه را به او مىدهند، روزه دار در اول افطار غصّهدار نمىباشد.
غنيمت شمردن فرصت
روزگار، مخلوق پروردگار عالم است و كسى از ابتدا و انتهاى آن خبر ندارد، هيچ بخشى از روزگار برتر و مفيدتر از ماه مبارك رمضان نيست. در دعاها و روايات، بخصوص از وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله كه عالم به همه حقايق بودند، روايت شده، كه ماه مبارك رمضان «افضل الشهور» «5» است؛ يعنى هيچ زمان و فرصتى بالاتر از ماه مبارك رمضان نيست. به دو علت ماه رمضان بر همه زمانها برتر مىباشد، كه هر دو علت، در قرآن كريم بيان شده است. علت اول را خداوند در قرآن بيان مىكند، كه اين فرصت خاص و زمان ويژه، زمانِ نزول قرآن مجيد مىباشد.
زمان نزول قرآن
البته ما نمىدانيم نزول كل قرآن در چه زمانى بوده است. چون قبل از اينكه انسان آفريده شود، نظام خلقت، با محاسبه دقيق برپا شد و از همان زمان برپا شدن اين نظام، پروردگار عالم دوازده ماه قمرى را تقسيم در زمان كرده و نظم داده است،
«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» «6»
يعنى زمانى كه انسان خلق نشده بود، ماه رمضان وجود داشته است، و قرآن كريم از آسمان علم پروردگار، در كدام رمضان بر لوح محفوظ طلوع كرد؛ يعنى از حالت سرّ و پنهان به حالت آشكار در آمده است، براى كسى معلوم نيست. اما خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد:
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» «7»
يا در سوره قدر مىفرمايد:
«أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» «8» «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» «9»
شب قدر از هزار ماه بالاتر و بهتر است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد: روز و شب آن از روز و شبهاى ديگر بهتر است، هر ساعت آن از ساعات ديگر بهتر مىباشد و اين بخش از روزگار را خداوند مهربان براى نزول قرآن انتخاب كرده است.
دلايل نزول قرآن
براى چه خداوند قرآن را براى ما فرستاد؟ در سوره مباركه يونس بيان مىكند و چقدر اين بيان زيبا است.
«قَدْ جاءَتْكُمْ» «10»
اى مردم! به سوى همه شما كتابى آمده كه چهار برنامه را در زندگى شما پياده مىكند،
«مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ»
برنامه اول قرآن اين است كه از جانب پروردگار، شما را موعظه مىكند. موعظه ممكن است به صورت عبرت، داستان و مطالب حكيمانه بيان شود كه با گفتار نيك و همراه با رقّت قلب و دلسوزى انجام مىپذيرد. كسى كه بر سر مردم فرياد مىزند، كسى كه در گفتار خود با عصبانيت به مردم نگاه مىكند و حالت خشم، غضب و درندگى دارد و مىخواهد مردم را تربيت كند، قرآن عمل او را موعظه نمىداند، موعظه؛ يعنى بيان يك سلسله واقعيتها همراه با صداى نرم، ليّن و آميخته با دلسوزى و مهر و محبّت مىباشد، و قرآن از اين گونه موعظهها به شكلهاى گوناگون زياد دارد كه لحن نصيحت و وعظ پروردگار، لحن رحمت، لطف و عنايت است، نرم و مورد قبول گوشها مىباشد و موعظه، كدورتها، تاريكىها و خاكسترهاى معنوى روى قلب را شستشو مىدهد. «11»
هدف موعظه در قرآن
هدف اصلى موعظه است. حالا به هر شكلى كه صورت بگيرد، اگر جنبه موعظه داشته باشد، كاربرد حتمى دارد. زياد اتفاق افتاده است كه با بيان يك داستان، با زبان نرم و صداى آرام انسان هدايت شود، كه خداوند در قرآن مىفرمايد:
«وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ» «12»
حالت مهر، محبّت و دلسوزى در مردم اثر كرده است و زنگ كدورت و محروميت را از قلب مستمع شستشو داده است، شعراى گذشته ما، بخشى از اشعار آنها، بر همين مبنا سروده شده است؛ يعنى با يك لحن گرم، دلسوزانه و با محبت، كه براى پاك كردن زنگ دلها است.
|
اگر فكر دل زارى نكردى |
به عمر خويشتن كارى نكردى |
|
|
سزاوار تو باشد حق پرستى |
چرا كار سزاوارى نكردى؟ |
|
|
كسى در سايه لطفت نياسود |
به عالم كار ديوارى نكردى |
|
|
شدى مغرور روز روشنى چند |
دگر فكر شب تارى نكردى |
|
|
ستمگر بر سرت زان شد مسلّط |
كه خود دفع ستمكارى نكردى |
|
|
نچينى گل ز باغ زندگانى |
گر از پايى برون خارى نكردى |
|
|
بود حال تو پيدا نزد صابر |
به ظاهر گرچه اظهارى نكردى «13» |
|
موعظه پروردگار به بندگان
هنگامى كه پروردگار مىخواهد مردم را موعظه كند، با همين لحن نرم، گرم، غرق در رقّت و محبّت و دلسوزى موعظه مىكند:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ» «14»
من با لحن خود، كه همراه با محبت، رحمت و دلسوزى است، شما را دعوت به عدالت، احسان و هزينه كردن مال خود، براى اقوام فقيرتان مىكنم و شما را از فحشا و منكر و بغى نهى مىكنم، شما را موعظه مىكنم؛ زيرا شما را دوست دارم، در موعظه محبّت موعظه كننده به موعظه شونده بايد موج بزند:
«وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ» «15»
بندگانم، ناسپاسى شما را نمىپسندم، اگر ناسپاس شويد، به خودتان ضرر مىزنيد و در موعظه ديگر پروردگار مىفرمايد:
«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» «16»
بندگان من اگر خوبى كنيد، به خودتان خوبى كردهايد، و اگر بدى كنيد، باز برگشت و ضرر بدى به خودتان است، من بدى شما را نمىپسندم. «17»
«وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ» «18»
من دوست ندارم شما را اهل فساد ببينم. اين يك كار قرآن است.
وقتى زنگ دل را پاك مىكند، انسان خود را در برابر موعظهگرى پروردگار آماده مىكند، استعداد مىدهد، پروردگار عالم در بخش ديگر قرآن مىفرمايد:
«شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ» «19»
داروهايى براى شما در اين قرآن قرار دادم كه تمام بيمارىهاى باطنى شما را درمان كند. مثلًا اگر كسى گرفتار بيمارى حسد است، خدا در حقيقت به حسود مىفرمايد: اين لياقت را در بندهام ديدهام كه اين نعمت را به او عنايت كردم، مصلحت عنايت اين نعمت را در تو نديدم، به تو عنايت نكردم، نه از باب بخل، از باب اينكه فعلًا به صلاح تو نبوده است. پس به آن چيزى كه من به بندهام دادهام راضى باش و نگذار آتش حسادت از درون، تو را بخورد، يا خداى نكرده اين آتش بيرون بيايد و نعمت مرا بر او بسوزاند. اين كار، كار منصفانهاى نيست.
بذل و بخشش
خداى متعال وقتى كه مىخواهد بخيل را درمان كند، مىفرمايد: مىترسى پولى را كه در راه من مىدهى، گم شود:
«ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ» «20»
پولى كه به مستحق مىدهيد، من مىگيرم و براى تو نگاه مىدارم، در قيامت، بذل و بخشش تو را به خودت بر مىگردانم، يا فكر مىكنى اگر انفاق كنى، از ثروت تو كم شود، در حالى كه مىبينى دانهها، زيرِ زمين از خودشان هزينه مىكنند و با هزينه كردن، تبديل به يك درخت مىشوند، اگر هزينه نكنند به صورت همان دانه مىمانند. اگر مىخواهى بر دنيا و آخرت تو اضافه شود، در كار خير هزينه كن.
خداوند درد تو را درمان مىكند. «21» «وَ هُدىً» «22» بخش سوم: كتاب من اين است كه شما را به حلال و حرام، به مسائل اخلاقى، توحيد خالص، شناخت انبيا و جهان، شناخت خود و خوبىها و زشتىها و به بهشت راهنمايى مىكند.
و چهارم:
«وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»
شما را از همه نعمتهاى پاك دنيا و آخرت بهرهمند مىكند.
در آيه بعد مىفرمايد:
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ» «23»
اين موعظه، علاج درد، هدايت و اين رحمت طلوع احسان و رحيميت من به شما است:
«فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا»
و با قرآن من خوشحال باشيد:
«خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»
كه اگر همه دنيا را براى خودتان جمع كنيد بهتر از اين نخواهد بود. شما با جمع كردن، و با پشت سر گذاشتن قرآن، در زندگى ضرر صد در صد مىكنيد ولى با اتصال به قرآن مجيد سود صد در صد دنيا و آخرت نصيب شما مىشود، اين علت برترى ماه رمضان بر كل روزگار است.
اما علت دوم: كه باز در قرآن بيان شده است، رمضان همراه با روزه روزه دار، نه بدون روزه، آن هم روزهاى كه حتماً شرايط معنوى در آن رعايت شود، چنانكه پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام مىفرمايند: شكم، چشم، گوش، زبان، پوست، دست، قدم و شهوت، همه را وارد روزه كنيد، رمضان، با چنين روزهاى كلاس تقوا را مىسازد كه اگر تقوا براى شما حاصل شود: «24» «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «25»
شما با ارزشترين انسان نزد پروردگار مىشويد. اين كار ماه رمضان است كه شما را تبديل به با ارزشترين موجودات عالم هستى نزد پروردگار مىكند.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» «26»
ماه مبارك رمضان، مقام «أَتْقاكُمْ» براى متّصلين به خودش مىسازد و ايام ديگر اين قدرت را ندارد حتى ايام حج، رجب و شعبان چنين ارزشى ندارد، اين هنر ماه مبارك رمضان است.
غنيمت شمردن ماه رمضان
بنابراين واجب است اهل ايمان اين بخش از روزگار را به بالاترين وجه غنيمت بدانند، چون اين بخش مدت آن اندك است، و زودگذر است و سريع از دست انسان مىرود، به اين خاطر پيغمبر صلى الله عليه و آله سفارش مىكردند:
«اغتنموا الفرص فانّها تمرّ مرّ السحاب» «27» فرصتهاى الهى را غنيمت بدانيد كه مانند ابر زودگذر است و رد مىشود.
صبح مىبينيد آسمان شهر را ابر گرفته است، همه فكر مىكنند باران مىآيد، يك ساعت بعد يك لكّه ابر در آسمان پيدا نمىشود. اين فرصت مانند ابر است، آمده براى باريدن و شما با روزه واجد شرايط باعث شويد اين ابر تا نرفته بر كلّ زندگى شما چه باطن و چه ظاهر ببارد.
بزرگترين مصيبت براى انسان از دست دادن زمان
اين زمان كه عظيمترين زمان است آن را غنيمت بدانيد. يك مطلبى را از يكى از انبيا، درباره غنيمت دانستن زمان بشنويد. چقدر اين مطلب مهم است.
ما خيلى مصيبت داريم، مصيبت مرگ عزيزان، نابود شدن مال، زلزله، سيل و طوفان،
«أعظم المصائب فوت الوقت بلافائدة»
بزرگترين مصيبت، از دست دادن زمان است بدون اينكه آدم از آن زمان فايده برده باشد. ماه مبارك رمضان بيايد و برود و هيچ چيزى نصيب انسان نشود.
در جمله ديگر فرمودند:
«الوقتُ أَعَزُّ الاشياء»
زمان، بخصوص ماه مبارك رمضان، پرقيمتترين، عزيزترين و كميابترين گوهر است،
«فَاشْغَلْهُ بأ عزّ الاشياء»
اين زمان و فرصت را به پرقيمتترين كار مشغول كن.
«و هو ذكر الله بلاغفلة وفترة»
و آن ذكر خدا «28» است كه يك بخش ذكر، همين روزه است به فرموده امام صادق عليه السلام، يك بخش ذكر، نماز، ذكر، انفاق و دست به جيب بودن است، يك بخش ذكر احترام به بزرگتر و ترحّم به كوچكتر و ذكر قرائت قرآن است، يك بخش ذكر هدايت كردن مردم است. از اين ذكر در شبانه روز غافل نشويد و نگذاريد بين تو و ذكر فاصله بيفتد.
پی نوشت ھا:
______________________________
(1)- بقره (2): 183؛ «روزه بر شما مقرّر و لازم شده، همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرّر و لازم شد، تا پرهيزكار شويد.»
(2)- الكافى: 4/ 63، باب ما جاء في فضل الصوم و الصائم..؛ «عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ.»
(3)- باباطاهر عريان.
(4)- من لايحضره الفقيه: 2/ 75، باب فضل الصيام: 74؛ «1773- وَ قَالَ صلى الله عليه و آله قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ وَ لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ حِينَ يُفْطِرُ وَ حِينَ يَلْقَى رَبَّهُ عز و جل وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ عِنْدَ اللَّهِ أَطْيَبُ مِنْ رِيحِ الْمِسْكِ»
(5)- وسائل الشيعة: 10/ 313، باب 18، باب تأكد استحباب الاجتهاد، حديث 13494؛ «عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ.»
(6)- توبه (9): 36؛ «يقيناً شماره ماهها در پيشگاه خدا از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده در كتاب [علم] خدا دوازده ماه است.»
(7)- بقره (2): 185؛ « [اين است] ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شده.»
(8)- قدر (97): 1؛ «ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.»
(9)- قدر (97): 3؛ «بهتر از هزار ماه است.»
(10)- يونس (10): 57؛ «يقيناً از سوى پروردگارتان براى شما پند وموعظهاى آمده.»
(11)- وسائل الشيعة: 9/ 458 باب 40، باب استحباب متابعة العطايا، حديث 12494؛ «وَرَّامُ بْنُ أَبِي فِرَاسٍ فِي كِتَابِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام قَالَ لِأَهْلِ الْإِيمَانِ أَرْبَعُ عَلَامَاتٍ وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسَانٌ لَطِيفٌ وَ قَلْبٌ رَحِيمٌ وَ يَدٌ مُعْطِيَةٌ.»
(12)- لقمان (31): 19؛ «و از صدايت بكاه.»
(13)- صابر همدانى.
(14)- نحل (16): 90؛ «به راستى خدا به عدالت و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد، و از فحشا و منكر و ستمگرى نهى مىكند. شما را اندرز مىدهد.»
(15)- زمر (39): 7؛ «و كفر را براى بندگانش نمىپسندد.»
(16)- اسراء (17): 7؛ «اگر نيكى كنيد به خود نيكى كردهايد، و اگر بدى كنيد به خود بدى كردهايد.»
(17)- مستدرك الوسائل: 12/ 121، باب 85، باب وجوب الاستغفار من الذنب، حديث 13684؛ «وَ سُئِلَ عَنِ الْخَيْرِ فَقَالَ عليه السلام لَيْسَ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ مَالُكَ وَ وَلَدُكَ وَ لَكِنَّ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ وَ يَعْظُمَ حِلْمُكَ وَ أَنْ تُبَاهِيَ النَّاسَ بِعِبَادَةِ رَبِّكَ فَإِنْ أَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ وَ إِنْ أَسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ.»
(18)- بقره (2): 205؛ «و خدا فساد و تباهى را دوست ندارد.»
(19)- يونس (10): 57؛ «شفاست براى آنچه [ازبيمارىهاى اعتقادى و اخلاقى] در سينههاست.»
(20)- بقره (2): 110؛ «آنچه از كار نيك براى خود پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت.»
(21)- إرشاد القلوب إلى الصواب، ديلمى: 1/ 137، الباب الثالث و الأربعون في السخاء و الجود، حديث 136؛ «وَ قَالَ خُلُقَانِ يُحِبُّهُمَا اللَّهُ السَّخَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ خُلُقَانِ يُبْغِضُهُمَا اللَّهُ الْبُخْلُ وَ سُوءُ الْخُلُق.»
(22)- يونس (10): 57؛ «و سراسر هدايت و رحمتى است براى مؤمنان.»
(23)- يونس (10): 58؛ «بگو: [اين موعظه، دارو، هدايت و رحمت] به فضل و رحمت خداست، پس بايد مؤمنان به آن شاد شوند كه آن از همه ثروتى كه جمع مىكنند، بهتر است.»
(24)- في نهج البلاغة: و قال (أمير المؤمنين عليه السلام): كم من صائم ليس له من صيامه إلّاالظمآء، و كم من قائم ليس له من قيامه إلّاالعنآء، حبّذا نوم الأكياس و إفطارهم.
الكافى: 4/ 87، باب أدب الصائم ...، حديث 87؛ «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيم عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ يَا جَابِرُ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ مَنْ صَامَ نَهَارَهُ وَ قَامَ وِرْداً مِنْ لَيْلِهِ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ وَ كَفَّ لِسَانَهُ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَخُرُوجِهِ مِنَ الشَّهْرِ فَقَالَ جَابِرٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ هَذَا الْحَدِيثَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَا جَابِرُ وَ مَا أَشَدَّ هَذِهِ الشُّرُوطَ.»
(25)- بقره (2): 21؛ «تا [با پرستيدن او] پروا پيشه شويد.»
(26)- حجرات (49): 13؛ «اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و ملت ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. بىترديد گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.»
(27)- مستدرك الوسائل: 12/ 141- 142، باب 90، باب استحباب انتهاز فرص الخير، حديث 13731، «الآْمِدِيُّ فِي الْغُرَرِ، وَ عَنْهُ صلى الله عليه و آله قَالَ تَرْكُ الْفُرَصِ غُصَصٌ الْفُرَصُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ.
عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ الْفُرَصُ خُلَسٌ الْفَوْتُ غُصَصٌ.
وَ قَالَ عليه السلام الْفُرَصُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ (فَانْتَهِزُوهَا إِذَا أَمْكَنْتَ فِي أَبْوَابِ الْخَيْرِ وَ إِلَّا عَادَتْ نَدَماً).
وَ قَالَ عليه السلام أَشَدُّ الْغُصَصِ فَوْتُ الْفُرَصِ.»
شرح نهج البلاغة: 18/ 283؛ «إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ في المثل انتهزوا الفرص فإنها تمر مر السحاب.»
(28)- در روايات انواع ذكر را بيان فرمودند: مشكاة الأنوار في غرر الأخبار 55، الفصل الخامس عشر في الذكر؛ «رُوِيَ عَنْ بَعْضِ الصَّادِقِينَ أَنَّهُ قَالَ الذِّكْرُ مَقْسُومٌ عَلَى سَبْعَةِ أَعْضَاءٍ- اللِّسَانِ وَ الرُّوحِ وَ النَّفْسِ وَ الْعَقْلِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ السِّرِّ وَ الْقَلْبِ وَ كُلُّ وَاحِدٍ يَحْتَاجُ إِلَى اسْتِقَامَةٍ فَاسْتِقَامَةُ اللِّسَانِ صِدْقُ الْإِقْرَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الرُّوحِ صِدْقُ الِاحْتِضَارِ وَ اسْتِقَامَةُ النَّفْسِ صِدْقُ الِاسْتِغْفَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْقَلْبِ صِدْقُ الِاعْتِذَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْعَقْلِ صِدْقُ الِاعْتِبَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْمَعْرِفَةِ صِدْقُ الِافْتِخَارِ وَ اسْتِقَامَةُ السِّرِّ السُّرُورُ بِعَالَمِ الْأَسْرَارِ وَ ذِكْرُ اللِّسَانِ الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ وَ ذِكْرُ النَّفْسِ الْجُهْدُ وَ الْعَنَاءُ وَ ذِكْرُ الرُّوحِ الْخَوْفُ وَ الرَّجَاءُ- وَ ذِكْرُ الْقَلْبِ الصِّدْقُ وَ الصَّفَاءُ وَ ذِكْرُ الْعَقْلِ التَّعْظِيمُ وَ الْحَيَاءُ وَ ذِكْرُ الْمَعْرِفَةِ التَّسْلِيمُ وَ الرِّضَا وَ ذِكْرُ السِّرِّ الرُّؤْيَةُ وَ اللِّقَاء.»
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار 57، الفصل الخامس عشر في الذكر؛ «مِنْ كِتَابٍ قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ عليه السلام مَا ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُ بِشَيْءٍ أَشَدَّ مِنَ الْمُوَاسَاةِ فِي ذَاتِ اللَّهِ عز و جل وَ الْإِنْصَافِ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِكْرِ اللَّهِ كَثِيراً-/ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنِّي لَاأَقُولُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَكِنْ أَذْكُرُهُ عِنْدَ مَا حَرَّم.»
English