اقسام روزه
منابع مقالہ : کتاب عرفان اسلامى ج6 نوشتہ : حضرت آیت اللہ حسین انصاریان
بيداران راه خدا، بر اساس آيات كتاب حكيم و روايات وارده در معارف الهيه روزه را به سه درجه تقسيم كردهاند:
1- روزه عموم
2- روزه خصوص
3- روزه خاص الخاص
روزه عموم
حفظ شكم و شهوت از خوردن و آشاميدن و بهرهگيرى از غريزه جنسى و رعايت آداب ظاهرى است.
روزه خصوص
حفظ گوش و چشم و زبان و دست و پا و سائر جوارح از گناهان و آثام است.
روزه خاص الخاص
روزه قلب از هموم دنيويه و افكار پست و كفّ او از ماسوى اللّه است افطار اين روزه به فكر در ماسوى اللّه و توجه به دنيا و متاع آن است مگر دنيايى كه مقدمه دين باشد كه اينگونه دنيا زاد آخرت است و فكر در آن نيكو و مستحسن مىباشد.
ويژگى روزه خاص الخاص
ارباب قلوب مىگويند: تحرك همت در وقت روزه و روزه براى تدبير معاش افطار خطاى قلب است و اين خطا ناشى از عدم اطمينان به جناب مولاست، البته اينگونه روزه مخصوص به انبيا و صديقان و مقربان و رتبه و مقام با عظمت آنهاست.
[قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ].
بگو: خدا، سپس آنان را رها كن.
روزه حقيقى، كشنده هواى نفس و از بين برنده شهوت غلط طبع است، روزه صفاى دل، طهارت جوارح، عمارت ظاهر و باطن و شكر نعم حق و وسيله احسان به فقرا و آورنده تضرع و خشوع و بكا و ريسمان التجاى به حق و سبب شكستن اراده غير خدايى و تخفيف دهنده حساب و چند برابر كردن حسنات است.
ما را ياراى روزه خاص الخاص نيست كه اين روزه در شأن و در قدرت انبياست، آنان هستند كه در مقام فناى فى اللّه و بقاى باللّه بسر مىبرند و در هيچ شأنى جز حضرت او نيستند و غير او نمىبينند و نمىدانند و نمىخواهند، موجوديت و حيثيت و حقيقت آن بزرگواران مترنم به اين معناست:
|
آتش عشق تو در جان خوشترست |
دل زعشقت آتش افشان خوشترست |
|
|
هر كه خورد از جام عشقت قطرهاى |
تا قيامت مست و حيران خوشترست |
|
|
تا تو پيدا آمدى پنهان شدم |
زانكه با معشوق پنهان خوشترست |
|
|
درد عشق تو كه جان مىسوزدم |
گر همه زهر است از جان خوشترست |
|
|
درد بر من ريز و درمانم مكن |
زان كه درد تو زدرمان خوشترست |
|
|
مى نسازى تا نمىسوزى مرا |
سوختن در عشق تو زان خوشترست «2» |
|
مراحل روزه خصوص
اما روزه خصوص كه روزه شايستگان و صالحان از عباد خداست و آن عبارت از حفظ جوارح از آثام است، با شش مرحله قابل تحقق است:
اول: نگاهدارى چشم از وسعت نظر نسبت به آنچه مذموم و مكروه است و نسبت به هر چيزى كه دل را از توجه به حضرت دوست باز دارد.
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ألنَّظْرَةُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهامِ إبْليسَ فَمَنْ تَرَكَها خَوْفاً مِنَ اللّهِ اتاهُ اللّهُ ايماناً يَجِدُ حَلاوَتَهُ فى قَلْبِهِ «1».
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: نگاه تير مسمومى از تيرهاى شيطان است، هر كس آن را ترك كند، خداوند ايمانى به او مرحمت كند كه لذت آن ايمان را در قلب خود بيابد.
و از آن حضرت است كه:
خَمْسٌ يُفْطِرْنَ الصَّائِمَ: ألْكِذْبُ وَالْغيبَةُ وَالنَّميمَةُ وَالْيَمينُ الْكاذِبَةُ وَالنَّظَرُ بِشَهْوَةٍ «2».
پنج چيز روزه را باطل مىكند: دروغ، غيبت، سخنچينى، قسم دروغ، نظر به شهوت.
دوم: حفظ زبان است از هذيان، دروغ، غيبت، نمامى، فحش، جفا، خصومت، مراء كه در اين زمينهها بايد زبان را وادار به سكوت كرد، يا مشغول ذكر حق يا تلاوت قرآن كه ذكر و تلاوت و يا سكوت از آن همه گناه سنگين، روزه زبان است.
در خبر است كه:
دو زن روزهدار در عهد رسول خدا صلى الله عليه و آله، بر اثر گرسنگى و تشنگى موجب تلف اجازه افطار خواستند حضرت قدحى نزد آنان فرستاد و دستور استفراغ داد، يكى از آنان خون و گوشت تازه استفراغ كرد در حدى كه نصف قدح را گرفت و آن ديگر هم همانطور در حدى كه قدح پر شد، مردم تعجب كردند حضرت فرمودند: اينان از آنچه خدا حلال كرده بود «خوردن، آشاميدن، سر زير آب بردن و...» روزه بودند و به آنچه حضرت حق حرام فرموده بود افطار كردند، يكى از آن كه پيش ديگرى نشست و از مردم غيبت كرد، يعنى از گوشت مردم خورد.
صدوق به اسنادش از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل مىكند:
مَنِ اغْتابَ مُسْلِما بَطَلَ صَوْمُهُ وَنَقَضَ وُضُوءُهُ فَإنْ ماتَ وَهُوَ كَذلِكَ ماتَ وَهُوَ مُسْتَحِلٌّ لِما حَرَّمَ اللّهُ «3».
هر كس از مسلمانى غيبت كند روزهاش باطل و وضويش شكسته شده و اگر به اين حال بميرد حلال شمارنده حرام خدا مرده.
سوم: حفظ گوش از شنيدن برنامههاى حرام است و شنيدن برنامه حرام كه عبارت از شنيدن دروغ در حق مسلمان، تهمت و افترا در حق مؤمن و غيبت مردم است و هم چنين شنيدن موسيقى و آواز زنان، به اندازهاى از نظر ديانت مقدسه گناهش سنگين است كه هم ترازوى با خوردن حرام شمرده شده:
[سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ] «4».
آنان فوقالعاده شِنواى دروغاند [با آن كه مىدانند دروغ است و] بسيار خورنده مال حرام.
نبىّ اسلام صلى الله عليه و آله فرموده:
ألْمُغْتابُ وَالْمُسْتَمِعُ شَريكانِ فى الْإثْمِ «6».
غيبت كننده و شنونده در گناه شريك هستند.
چهارم: حفظ بقيه جوارح از دست و پا از مكاره و شكم از شبهات است كه معنا ندارد انسان از حلال روزه بگيرد، با حرام افطار كند.
كسى كه از حلال روزه بگيرد و با حرام افطار كند، مانند شخصى است كه خانهاى بسازد ولى شهرى را خراب كند.
غذاى حلال اگر زياد خورده شود مضر است، روزه براى تقليل أكل حلال است، واى بر كسى كه آلوده به حرام است.
اگر كسى به وسيله روزه حلال را كم كند، ولى از طرفى دچار به حرام شود، يعنى شكم را از خوردن حفظ كند، ولى اعضا و جوارحش در گناه آزاد باشند، مثل كسى است كه از خوردن دواى زياد به خاطر ضررش پناه بخوردن سم ببرد، آيا اين عمل نتيجه جهل و بىخردى نيست؟
حرام، سمى است كه هلاك دين در آن است و حلال دارويى است كه كم آن سودمند و بسيارش مضر است و منظور از روزه تقليل در خوردن حلال است و آنچه روزهاى است كه حلال در آن كم خورده شود و حرام در آن بسيار انجام بگيرد!
پنجم: در وقت افطار قناعت به كم خوردن از حلال كند، مواظب باشد شكم را از غذا پر نكند كه ظرفى در پيشگاه حضرت او مبغوضتر از شكم پر آن هم از حلال نيست، حرام خوردن كه كار روزهدار و مردم مؤمن نمىباشد، تا نسبت به آن قضاوت شود.
كسى كه هر چه بخواهد به وقت افطار بخورد، چگونه مىتواند با روزهاش دشمن خدا را مقهور و قدرت شهوت را بشكند؟
مقصود از روزه، خالى شدن شكم از طعام و تعديل شهوت است، اگر بنا باشد سفره ماه رمضان رنگين شود، تمام همت انسان قبل از رمضان و در رمضان معطوف جمع كردن غذاهاى رنگارنگ مىشود، آن وقت خوراك انسان در سحر و افطار ماه رمضان بيشتر از اوقات ديگر مىگردد، در اين صورت آدمى به اهداف پاك روزه نخواهد رسيد!
شما در ماه رمضان بايد سعى كنيد با كم خوردن قدرت و سلطه شيطان را نسبت به خود ضعيف كنيد و نيروى شهوت را مهار نماييد و از طغيان هوا و هوس و غرائز سركش بكاهيد.
ششم: دلش پس از افطار مردد بين بيم و اميد باشد؛ زيرا نمىداند روزهاش قبول شده تا از مقربان باشد، يا مردود شده و از مغضوبان است و در آخر هر عبادتى بايد مؤمن در چنين حالى باشد.
روايت شده وجود مقدس حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام روز عيد فطر به گروهى گذشت كه در حال خنده بودند فرمود:
خداوند عزوجل ماه رمضان را ميدان تمرين براى عبادش قرار داد، تا در مسابقه طاعت شركت كنند، گروهى مسابقه را بردند و رستگار شدند و دستهاى تخلف كردند و هلاك شدند. عجب است كل عجب، از خنده كننده بازيگرى كه در چنين روزى كه برندگان فائز شدند و بازندگان هلاك گشتند، اين چنين بىخبر است، به خدا قسم اگر پرده برگيرند، نيكوكار به نيكى اش ادامه مىدهد و بدكار از بدىهايش
دست مىشويد «7».
بيداران راه خدا مىفرمايند:
مقصود از صحت روزه قبولى آن و مقصود از قبولى وصول به مقصود و مقصود از وصول به مقصود تخلق به صفتى از اوصاف حضرت حق كه صمديت است مىباشد.
و نيز مىفرمايند:
مقصود از روزه اقتدا به ملائكه الهى است و اين اقتدا با كفّ از شهوات حاصل مىشود، چرا كه ملائكه منزّه از شهواتند و انسان كه رتبهاش به خاطر نور عقل مافوق بهائم و به خاطر داشتن شهوت مادون ملائكه است، مىتواند از طريق شكستن شهوت به وسيله روزه و مجاهدت و كوشش براى تسلط به شهوت شبيه ملائكه گردد.
كسى كه منغمر در شهوات است در اسفل سافلين به سر مىبرد و غبار حيوانيت بر چهره انسانى او نشسته، ولى كسى كه مالك نفس و مسلط بر شهوات است، تا اعلى عليين ارتفاع معنوى گرفته و به افق ملائكه رسيده و از آنجا كه ملائكه بندگان مقرباند مقرب به ملائكه هم مقرب خداست.
نبىّ اسلام صلى الله عليه و آله در عظمت روزه مىفرمايد:
إنَّمَا الصَّوْمُ أمانَةٌ فَلْيَحْفَظْ أحَدُكُمْ أمانَتَهُ «8».
روزه امانت است، بايد هر يك از شما به حفظ امانت اقدام كند.
و هر زمان اين آيه را مىخواند:
[إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها] «9».
خدا قاطعانه به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانش بازگردانيد.
دست بر گوش و چشم مىگذاشت و مىفرمود:
گوش امانت است، چشم امانت است «10».
با روزهاى كه اعضا و جوارح هم از گناه روزهاند مىتوان امانات را به صاحب اصلىاش كه حضرت حق است، بازگرداند، در صورت گرفتار بودن به گناه در امانت خيانت مىشود و خيانتگر جزايش آتش است!
بياييد با تضرع و خضوع و خشوع به درگاه حضرت او به انابه برخيزيم و از حضرتش با كمال صدق و صفا بخواهيم كه: تمام گناهان ما را كه در گذشته از ما صادر شده و نقائص عبادات ما را ببخشد و در بقيه عمر توفيق عمل خالص در تمام زمينههاى عبادى به ما عنايت كند.
به قول الهى آن عارف دل سوخته:
|
خداوندا چو دادى گوهر جان |
عطا كن تاج علم و گنج ايمان |
|
|
بجانم پرتو صدق و صفا بخش |
مقام صبر و تسليم و رضا بخش |
|
|
مرا بخش آنچه زيب جسم و جانست |
سعادت آنچه در هر دو جهان است |
|
|
من از غير تو بيزارم الها |
بدرگاه تو زارم پادشاها |
|
|
شد از كف رايگان عمر عزيزم |
سزد خون دل از چشمان بريزم |
|
|
دريغا عمر ضايع كردم اى داد |
شدم دور از اميد وصل فرياد |
|
|
دريغا حسرتا نقد جوانى |
همه رفت از كف من رايگانى |
|
[وَ أنْزِلْ نَفْسَكَ مَنْزِلَةَ الْمَرْضى لاتَشْتَهى طعاماً وَلا شَراباً مُتَوَقِّعاً فى كُلِّ لَحْظَةٍ شِفاءَكَ مِنْ مَرَضِ الذُّنُوبِ]
نفس روزهدار
در ماه مبارك رمضان خود را به حقيقت به منزله مريضى كه اصلًا اشتهاى به طعام و آشاميدنى ندارد قرار بده، يعنى آن چنان به روزه حقيقى متصل شو كه گويا از دنيا و ما فيها بريدهاى، در چنين حالى هر لحظه فقط و فقط متوقع شفاى خود از مرض گناهان باش.
گناهان عقل، قلب، روح، نفس، اعضا و جوارح كه به راستى مريضى و نسخه تو روزه حقيقى و طبيبت خداست، در گرفتار بودنت به اين مرض توجه به اشتهايت نداشته باش كه توجه به اشتها اولًا به صلاح تو نيست ثانياً قاتل توست:
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا عِبادَ اللّه أَنْتُمْ كَالْمَرْضى وَرَبُّ الْعالَمينَ كَالطَّبيبِ فَصَلاحُ الْمَرضى فيما يَعْمَلُهُ الطَّبيبُ وَيُدَبِّرُهُ بِه لافيما يَشْتَهيهِ الْمَريضُ وَيَقْتَرِحُهُ:
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: اى مردم! شما مانند مريضان هستيد و پروردگار عالم براى شما چون طبيب است، پس صلاح مريض در آن است كه طبيب عمل مىكند و تدبير مىنمايد، نه در آنچه كه مريض آن را ميل دارد و مىپسندد.
آرى، هر كس با دقت به خويش مراجعه كند مىبيند كه عقلش دچار جهل، قلبش دچار بسيارى از امراض مانند وسوسه، غرور، حسد، كبر، ريا، حب جاه و شهوت و ديده و گوش و دست و پا و شكم و شهوت هر يك داراى امراضى هستند و طبيب اين امراض و معالج اين دردها قطعاً خود انسان نيست، اين خداى مهربان است كه با توجه و عنايت و به وسيله انبيا و امامان عليهم السلام و كتب آسمانى معالج انسان مىباشد و اين انسان است كه براى درمان دردها بايد به نسخههاى شفابخش الهى عمل كند كه از جمله آن نسخهها روزه همراه با شرايط است.
به خود مغرور نباشيد و درباره خود تصور سلامت نداشته باشيد، تا هستيد خود را مريض و خداى مهربان را طبيب خود بدانيد كه در همه كره زمين، سالم اندك و مريض بسيار زياد است، به داستان واقعى زير كه نمايشگر اين واقعيت است توجه كنيد:
مريض واقعى
عيسى بن مريم عليه السلام، شبى در شهر ناصريه بود، صاحب خانه به محضر حضرت عرضه داشت: شهر را بيمارانى است كه طبيبان مادى از علاج آنان عاجزند، اگر اجازه دهيد، همه را براى شفا به خدمت شما بياورند. عيسى عليه السلام قبول كرد. چون صبح شد، بيماران را به سر راه عيسى عليه السلام آوردند تا آنان را با دم الهى خود شفا دهد. تعداد آنان را حدود ده نفر ديد، فرمود: بيماران شما همين ده نفر هستند؟
عرضه داشتند: آرى، فرمود: اگر سالمهاى اين شهر به اين تعداد باشند برايم اعجابآور است!
اين است نظر يك پيامبر اولوالعزم درباره اهل سلامت و درباره بيماران كه سالمها بسيار اندكند و بيماران بسيار زياد.
اگر بيماران به مصلحت طبيب واقعى خود، حضرت احديت توجه كنند، سلامت آنان تضمين مىشود.
|
هر كه درين درد گرفتار نيست |
يك نفسش در دو جهان بار نيست |
|
|
هر كه دلش ديده بينا نيافت |
ديده او محرم ديدار نيست |
|
|
هر كه از اين واقعه بويى نبرد |
جز به صفت صورت ديوار نيست |
|
|
خوار شود در ره او هم چو خاك |
آن كه در اين واقعه خونخوار نيست |
|
|
گرچه حجاب تو برون از حدست |
هيچ حجابيت چو پندار نيست |
|
|
پرده پندار بسوز و بدانك |
در دو جهانت به از اين كار نيست «11» |
|
[وَطَهِّرْ باطِنَكَ مِنْ كُلِّ كَدَرٍ وَغَفْلَةٍوَظُلْمَةٍ يَقْطَعُكَ عَنْ مَعْنَى الْإخْلاصِ لِوَجْهِ اللّهِ تَعالى. قيلَ لِبَعْضِهِمْ إنَّكَ ضَعيفٌ وَانَّ الصِّيامَ يُضْعِفُكَ قالَ: إنّى اعِدُّهُ بِشَرِّ يَوْمٍ طَويلٍ وَالْصَبْرُ عَلى طاعَةِ اللّهِ تَعالى أهْوَنُ مِنَ الْصَّبْرِ عَلى عَذابِهِ]
طهارت باطن در روزه
در ماه رمضان كه فرصت بسيار نيكويى است، با رعايت شرايط روزه و دقت در وضع خود، قلب و جانت را از هر كدورت و غفلت و ظلمتى كه تو را از حقيقت اخلاص جدا مىكند پاك و طاهر كن.
به بعضى گفتند: ناتوانى و روزه تو را ناتوان مىكند، پاسخ داد من روزه و نتيجه معنوى آن را براى جلوگيرى و دفع شر و سختى روز قيامت ذخيره مىكنم و شكيبايى و صبر بر طاعت و عبادت خدا براى من خيلى آسانتر از قرار گرفتن در عذاب اوست.
[قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قالَ اللّهُ تَعالى: ألصَّوْمُ لى وَأنَا أجْزى بِهِ، فَالصَّوْمُ يُميتُ هَوَى النَّفْسِ وَشَهْوَةَ الطَّبْعِ وفيهِ حياةُ الْقَلْبِ وَطَهارَةُ الْجَوارِحِ وَعِمارَةُ الظَّاهِرِ وَالْباطِنِ والشُّكْرُ عَلَى النِّعَمِ وَالْإحسانُ إلىَ الْفُقَراءِ وَزِيادَةُ التَّضَرُّعِ وَالْخُشُوعِ وَالْبُكاءِ وَحَبْلُ الْإلْتِجاءِ إلَى اللّهِ وَسَبَبُ إنْكِسارِ الشَّهْوَةِ وَتَخْفِيفُ الْحِسابِ وَتَضْعيفُ الْحَسَناتِ وَفيهِ مِنَ الْفَوائِدِ ما لا يُحْصى وَكَفى ما ذَكَرْنا مِنْهُ لِمَنْ عَقَلَ وَوُفِّقَ لِاسْتِعْالِهِ:]
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
خداوند تعالى مىفرمايد: روزه براى من است و جزايش بر عهده من.
روزه، خواهشهاى غلط نفس و هوا و هوسهايش را برطرف مىكند، چرا كه مبدأ و منشأ همه فتنهها و شرور شكم است، چون شكم پر شد و به پرى عادت كرد و بر انسان حاكم شد، كيسه شهوت هم پر مىشود و به پرى عادت مىكند، آن هنگام ببينيد شكم و شهوت پر، چه توقعاتى از انسان دارند و چه خواستههايى طلب مىكنند و اگر انسان بخواهد مقاومت كند كه نمىتواند، چه بلاهايى به سر انسان مىآورند.
روزه، حيات دلهاست و پاكى جوارح، چون عمل به شرايط روزه نتيجهاش زنده شدن دل به نور معرفت و قرار گرفتن اعضا و جوارح در مدار پاكى عمل است، آبادى ظاهر و باطن انسان مرهون روزه حقيقى است.
از فوائد ديگر روزه اين است كه با چشيده شدن طعم گرسنگى و تشنگى قدر و قيمت نعمت معلوم مىگردد و انسان به داشتن آن، منعم را شكر مىگزارد و همچنين با چشيدن رنج گرسنگى و تشنگى، به رنج فقرا و مساكين آگاه مىشود و در صدد جبران رنج آنان و علاج درد آنان به احسان و انفاق و صدقه به آنان برمىآيد.
و از طرفى چون روزه باعث قلت كدورت و تخفيف تيرگى دل و موجب صافى جان و تزكيه نفس است، عامل پديد آمدن تضرع و خشوع و گريه است و روى اين حساب ايجادكننده حالت التجا نسبت به حق و سبب درهم شكسته شدن قدرت شهوت است.
روزه روزهدار باعث تخفيف حساب قيامت و تضعيف حسنات عبد است، در روزه ماه رمضان آنقدر فائده و منفعت هست كه حسابگران از حساب آن عاجز و شمارهكنندگان از شمارش آن ناتوانند، اين مقدار كه بيان شد، براى هر كس كه صاحب عقل و هوش و درايت و آراسته به توفيق عمل است، كافى مىباشد.
پی نوشت ھا:
______________________________
(1)- محجة البيضاء: 2/ 132، كتاب اسرار الصيام.
(2)- محجة البيضاء: 2/ 132، كتاب اسرار الصيام.
(3)- ثواب الأعمال: 284؛ محجة البيضاء: 2/ 133، باب اسرار الصيام.
(4)- مائده (5): 42.
(6)- محجة البيضاء: 2/ 133، كتاب اسرار الصيام.
(7)- محجة البيضاء: 2/ 135، كتاب اسرار الصيام.
(8)- محجة البيضاء: 2/ 136، كتاب اسرار الصيام.
(9)- نساء (3): 58.
(10)- محجة البيضاء: 2/ 136، كتاب اسرار الصيام.
(11)- عطار نيشابورى.
English