حكمت در بلاها
پيغمبر در يك خانه اى مهمان بودند، بنده خدا سفره را پهن كرده بود ظرفهايش را هم چيده بود، رفت غذا بياورد، صحبت حادثه شد، يك تخم مرغى هم سر ديوار بود، يكى از مهمانها گفت: آه الان مىافتد صاحب خانه فهميد. گفت:
چه خبره؟ گفت: تخم مرغ الان مىافتد مىشكند. گفت: نه نمىشكند، الحمدللّه تا حالا در خانه من هيچ حادثهاى بر نخورده است، پيغمبر هم از سر سفره بلند شدند، يارانشان هم بلند شدند. فرمودند: در اين خانه نشستن جايز نيست، برويم تا صاحب اين خانه به حادثه گرفتار بشود چون هنوز خدا اين خانه را نپسنديده است. الحمد لله از وقتى كه من از مادر متولد شدم تا حالا خوش بودم و هيچ اتفاقى برايم نيفتاده است و يك سر مو از بچههايم كم نشده و يك ضرر مالى به من نخورده است و كسى از ما مريض نشديم و بلايى به ما نخورد، بدان كه كاملًا مورد تنفر خداوندى؛ زيرا هر چه انسان به او نزديكتر باشد، موج بلاها سنگينتر است.
شما احوالات انبياء را ببينيد تمام پيغمبران غرق گرفتارىها بودند.
هر چقدر انسان به مقام قرب نزديكتر بشود سختىها سنگينتر مىشود.
English