لطفا منتظر باشید

توبه آغوش رحمت - بحث اول - قسمت اول (متن کامل +عناوین)

نعمت‏ها و مسئوليت انسان‏

خداوند مهربان از راه رحمت و محبت و لطف و عنايت، انسان را لايق آراسته شدن به نعمت‏هايى نموده كه در پهن دشت هستى، هيچ يك از موجودات، حتى فرشتگان مقرب را بدين صورت شايستگى و لياقت نداده.

نعمت‏هاى حق بر سر سفره‏ى حيات انسان به گونه‏اى است كه اگر برابر با دستورات پروردگار به مصرف برسد جسم و جان را رشد مى‏دهد و سعادت دنيا و آخرت آدمى را تأمين مى‏نمايد.

قرآن مجيد در رابطه با نعمت‏ها، همگان را به دوازده مسأله‏ى بسيار مهم توجه مى‏دهد:

1- فراوانى و گستردگى نعمت.

2- راه تحصيل نعمت.

3- توجه به نعمت.

4- شكر نعمت.

5- پرهيز از ناسپاسى در كنار نعمت.

6- بى‏شمار بودن نعمت.

7- قدر شناسان نعمت.

8- زشتى اسراف در نعمت.

9- بخل از خرج كردن نعمت.

10- علل از دست رفتن نعمت.

11- اتمام نعمت.

12- پاداش به جا خرج كردن نعمت.

ملاحظه‏ى آيات كتاب الهى و توجه به مفاهيم بلند ملكوتى آن آيات، در جهت اين دوازده مسأله ضرورى است.

1- فراوانى و گستردگى نعمت‏

آنچه در آسمانها و زمين است هر يك به صورتى در خدمت انسان است.

خورشيد، ماه، تعدادى از ستارگان ثابت و سيار، موجودات مريى و نامريى فضا، همه و همه به اراده‏ى حضرت حق در مسير سود رساندن به انسان هستند.

كوهها، صحراها، درياها، جنگل‏ها، روييدنى‏ها، باغها، چشمه‏ها، رودها، حيوانات و انواع مخلوقات زمينى هر كدام به شكلى در راه برپا داشتن خيمه‏ى حيات انسان در فعاليت مى‏باشند.

نعمت‏هاى الهى به طور فراوان و گسترده و كامل و جامع، انسان را عاشقانه در آغوش گرفته و همچون دايه‏اى مهربان و دلسوز براى رشد اين موجود برتر در كوشش و تكاپويند.

از نعمت‏هاى آشكار و نهان و ظاهر و باطن، آنچه مورد نياز و احتياج انسان است بر سر سفره‏ى زندگى نهاده شده و چيزى در اين خوان گسترده كم نيست.

قرآن كريم در اين زمينه مى‏فرمايد:

«أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً...» «1».

آيا نديدى خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است به تسخير شما آورده،

______________________________
(1)- لقمان (31): 20.

و نعمت‏هاى آشكار و نهانش را بر شما گسترده و كامل و افزون نموده است...؟

2- راه تحصيل نعمت‏

هر نوع كار و كوشش مثبتى براى تحصيل معاش، بدون ترديد، عبادت و بندگى خداست؛ زيرا خداى مهربان در قرآن مجيد در آيات فراوانى بندگان خود را به آباد كردن زمين، به دست آوردن رزق حلال، كسب معاش و تجارت و خريد و فروش سالم امر مى‏نمايد، و اطاعت امر حق، عبادت و بندگى است و اين عبادت و بندگى را در قيامت اجر و ثواب است.

عناوينى چون تجارت، بيع و شرا، اجاره، وكالت، مساقات، مزارعه، مضاربه، مشاركت، صنعت، آموختن دانش به ديگران، خطاطى، خياطى، صباغى، دباغى، دامدارى همراه باشرايط اسلامى و انسانى، راههاى مثبت به دست آوردن نعمت‏هاى مادى است كه كوشنده‏ى در هر يك از اين امور مورد محبت حق است، و جداى از هر كدام از آنها، و تحصيل رزق و روزى از راههاى خلاف اسلام و اخلاق و انسانيت عامل نفرت خداوند است.

قرآن عظيم در اين مسأله مى‏فرمايد:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ...» «1».

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اموال يكديگر را از راه غير حق نخوريد، مگر آنكه داد و ستدى باشد كه با رضايت خودتان انجام گرفته.

«يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ‏

______________________________
(1)- نساء (4): 29.

إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» «1».

اى مردم! از آنچه در زمين حلال و پاكيزه است بخوريد و گامهاى شيطان را پيروى ننماييد، كه شيطان دشمن آشكار شماست.

در هر صورت آنچه از جانب حق حلال اعلام شده، و از طريق كسب مشروع به دست مى‏آيد مصرفش بدون اسراف و تبذير حلال، و آنچه از راه نامشروع به دست مى‏آيد، گرچه ذاتاً حلال باشد، مانند خوردنيها و پوشيدنيها مصرفش حرام و نگاه داشتنش ممنوع، و بازگرداندن آن به مالك و صاحب اصلى‏اش واجب است.

3- توجه به نعمت‏

خوردن و آشاميدن، پوشيدن و سود بردن، و بهره‏گيرى از هر نعمتى بدون توجه به اينكه نعمت به اراده‏ى چه كسى به وجود آمده؟ چگونه پديد آمده؟

براى چه بر سر سفره‏ى حيات قرار داده شده؟ چه عواملى در رنگ و مزه و بو و انرژى آن در عرصه‏گاه هستى دخيل بوده و خلاصه بدون انديشه در يك لقمه‏ى نان، يا يك قطعه پارچه، يا زمينى آماده براى كشاورزى، يا چشمه‏اى جوشان، يا رودى جارى، يا جنگلى انبوه از درختان مفيد، و اينكه با كمك چند ميليون يا ميليارد عامل به وجود آمده تا ساختمان حيات انسان برپا شود؟ كار حيوانات و غافلان و بى‏خردان است.

انديشمندان به تمام نعمت‏هايى كه در اختيار دارند با چشم عقل و بينايى قلب مى‏نگرند تا وجود نعمت‏دهنده را در كنار نعمت لمس كنند، و فوايد نعمت را بيابند و از نعمت به همان صورت كه پديد آورنده‏ى نعمت خواسته استفاده‏

______________________________
(1)- بقره (2): 168.

نمايند.

قرآن كه كتاب هدايت است مردم را بدين صورت به نعمت‏هاى الهى توجه مى‏دهد:

«يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» «1».

اى مردم! نعمت‏هاى خدا را بر خود توجه كنيد، آيا آفريننده‏اى جز خدا هست؟ خدايى كه از آسمان و زمين به شماروزى مى‏دهد، جز او معبودى نيست پس به كجا روى مى‏آوريد؟

آرى تمام نعمت‏ها با فوايدى كه دارند دليل بر يگانگى حق، و برهان بر توحيد ذات و راهى آسان براى شناخت حضرت حق است.

4- شكر نعمت‏

برخى از مردم تصور مى‏كنند شكر به اين معناست كه پس از استفاده از جميع نعمتهاى حضرت حق بگويند: الهى شكر، يا اعلام كنند الحمد للّه‏، يا نهايتاً جمله‏ى نورانى‏ الحمد للّه رب العالمين‏ را به زبان جارى كنند، در صورتى كه در برابر اين همه نعمت‏هاى عظيم مادى و معنوى، معقول نيست با گفتن يك كلمه‏ى فارسى يا يك جمله‏ى عربى معناى واقعى شكر تحقق پيدا كند.

شكر بايد متناسب با مقام منعم و هماهنگ با نعمت باشد، و اين معنا جز با يك سلسله قول و فعل و حال ظهور نمى‏كند.

مگر مى‏توان با گفتن الهى شكر يا الحمد للّه‏، در برابر اين همه عنايت و لطف خداوند شاكر به حساب آمد؟!

______________________________
(1)- فاطر (35): 3.

در مقابل نعمت بدن و اعضا و جوارحش چون گوش و چشم و زبان و دست و شكم و شهوت و قدم، و قلب و رگ و پى و استخوان و عصب، و نعمت‏هايى چون خوراكيها و پوشيدنيها و بوييدنيها، و مناظر زيباى طبيعى همچون كوهها و صحراها و جنگلها، و نهرها و رودها و چشمه‏ها و درياها، و انواع ميوه‏جات و حبوبات و سبزيجات و ميليون‏ها نعمت ديگر كه ابزار حيات و علل و وسايل و وسايط زندگى انسان هستند آيا با گفتن يك‏ الحمد للّه‏ مسئله‏ى باعظمت شكر تحقق پيدا مى‏كند؟ در برابر نعمت اسلام و ايمان، هدايت و ولايت، علم و حكمت، صحت و سلامت، تزكيه و طهارت، قناعت و طاعت، محبت و عبادت، با گفتن الهى شكر مى‏توان بنده‏ى شاكر خدا شد؟!

راغب اصفهانى در كتاب با عظمت المفردات مى‏گويد: اصْلُ الشُّكْرِ مِنْ عَيْنٍ شَكْرى‏ «1»:

ريشه‏ى شكر از عَيْن شَكْرى‏ است؛ يعنى چشم پر از اشك يا چشمه‏ى پر آب.

بر اين اساس معناى شكر، پر بودن درون انسان از ياد خدا و توجه به نعمت‏هاى اوست كه از كجا به دست آورد و چگونه مصرف كند.

خواجه نصير الدين طوسى كه معروف به استاد بشر و عقل حادى عشر است، بنا به روايت علامه‏ى مجلسى در رابطه با حقيقت شكر مى‏فرمايد:

شكر شريف‏ترين و برترين كارهاست و بايد بدانيد كه شكر روبرو شدن با نعمت بوسيله‏ى گفتار و عمل و نيت است، و براى شكر سه پايه و سه ركن است:

اول: شناخت نعمت دهنده و صفاتى كه سزاوار اوست، و شناخت نعمت و اين حقيقت كه تمام نعمت‏ها چه آشكار و چه پنهان از جانب اوست، و منعم واقعى غير از او كسى نيست، و تمام واسطه‏هايى كه بين انسان و نعمت‏هاست سر به فرمان او و در تسخير حكم آن حضرتند.

______________________________
(1)- مفردات: 461، ماده‏ى شكر.

دوم: تحقق حال است، و حال عبارت است از خضوع و تواضع در برابر منعم و خوشحالى به نعمتها، به اين كه تمام نعمت‏ها هديه‏ى الهى به عبد است و دليل بر عنايت منعم به وجود آدمى است، و نشانه‏ى حال به اين است كه نسبت به امور مادى خوشحال نشوى مگر به آنچه كه موجب قرب تو نسبت به حضرت حق است.

سوم: عمل است، و عمل بايد در سه مرحله‏ى قلبى و زبانى و اعضايى ظهور كند.

اما عمل قلب، توجه اوست به تعظيم و حمد و تمجيد حق و انديشه در ساخته‏ها و افعال و آثار لطف حضرت او، و تصميم بر رساندن خير و نيكى به تمام بندگان خداوند.

و عمل زبان، آشكار كردن شكر و سپاس و تسبيح و تهليل و امر به معروف و نهى از منكر است.

و عمل اعضا، به كار گرفتن نعمت‏هاى آشكار و نهان در طاعت و عبادت، و حفظ و نگهدارى آنها از معصيت و مخالفت با خداوند است.

بر اساس اين معنا كه معناى واقعى و حقيقى شكر است، روشن شد كه شكر از ريشه‏هاى صفات كمال است، و ظهور كامل آن در صاحبان نعمت بسيار كم است، چنانكه قرآن مى‏فرمايد:

«وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ» «1».

شكر به معنايى كه ملاحظه كرديد در برابر تمام نعمت‏ها واجب عقلى و شرعى است، و مصرف كردن هر نعمتى در همان مسيرى كه خالق نعمت دستور داده شكر آن نعمت است، و در حقيقت عبادت و بندگى كامل حق با

______________________________
(1)- سبأ (34): 13.

تحقق شكر واقعى تحقق پيدا مى‏كند.

«فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» «1».

از حلال و پاكيزه‏اى كه خداوند نصيب شما نموده تناول كنيد و شكر نعمت‏هاى خدا را بجا آوريد، اگر به حقيقت، خدا را بندگى مى‏كنيد.

«... فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» «2».

روزى را از پيشگاه خدا بطلبيد و او را عبادت كنيد و شكرش را بجاى آوريد؛ بازگشت شما به سوى اوست.

امام صادق عليه السلام در معناى شكر فرموده‏اند:

شُكْرُ النِّعْمَةِ اجْتِنابُ المَحارِمِ وَتَمامُ الشُّكرِ قَولُ الرَّجُلِ: الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ‏ «3».

شكر نعمت، پرهيز از تمام محرمات و همه‏ى شكر گفتار مرد است: الحمد للّه رب العالمين.

بنابراين شكر نعمت، صرف نعمت در عبادت و طاعت و خدمت به خلق، و احسان و نيكى به مردم و اجتناب از تمام گناهان است.

5- پرهيز از ناسپاسى در كنار نعمت‏

گروهى از مردم بدون توجه به منعم حقيقى، و منهاى انديشه و تفكر در نعمت‏هاى الهى، مجموعه‏ى نعمت‏هايى كه در اختيار دارند مفت خود دانسته،

______________________________
(1)- نحل (16): 114.

(2)- عنكبوت (29): 17.

(3)- كافى: 2/ 95، باب الشكر، حديث 10؛ بحار الأنوار: 68/ 40، باب 61، حديث 29.

و خود را مالك اصلى و حقيقى نعمت به حساب آورده به هر صورتى كه هوا و هوس و اراده و ميلشان اقتضا كند نعمت را مصرف مى‏كنند!

اينان كه در غفلت و بى‏خبرى و جهل و بى‏فكرى به سر مى‏برند، نعمت‏هاى الهى را در مسير شيطانى و در راه شهوات نامشروع خود خرج مى‏كنند و زشت‏تر از اين برنامه، كمك گرفتن از نعمت‏ها براى گمراه كردن زن و بچه‏ى خود و اقوام و دوستان و ساير مردم است.

نعمت اعضا و جوارح را با يارى جستن از ديگران در گناه، و نعمت مال و ثروت را با كمك گرفتن از اطرافيان در معصيت و خطا و نعمت دانش و علم را در راه خدمت به طاغوت و طاغوتيان، و نعمت بيان را در طريق گمراه كردن عباد خدا به كار مى‏برند!

اينان تبديل كنندگان نعمت‏هاى زيباى حق به زشتى‏هاى شيطانى هستند و با اين برنامه‏ى ننگين، خود و قوم خود را رهسپار به عذاب دايم قيامت مى‏كنند!

«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ* جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ» «1».

آيا نديدى كسانى كه نعمت‏هاى خدا را تبديل به كفر و ناسپاسى كردند و خود و قومشان را به عرصه‏ى هلاكت رهسپار نمودند، به جهنم كه جاى بسيار بدى است در افتادند؟

6- بى‏شمار بودن نعمت‏

ما با توجه به يكى از آيات كريمه‏ى قرآن به اين معنا پى مى‏بريم كه آفريده‏هاى حق و نعمت‏هاى حضرت او در مرحله‏اى است كه به شماره و عدد

______________________________
(1)- ابراهيم (14): 28- 29.

نيايد و شماره كنندگان هر چند از قدرت و توان شگرفى برخوردار باشند، از شمارش آنها عاجز و ناتوانند.

«وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» «1».

اگر در روى زمين آنچه درخت است قلم گردد و آب دريا به اضافه‏ى هفت درياى ديگر مركب شود، شمارش آفريده‏هاى حق پايان نگيرد، همانا خداوند مقتدر و حكيم است.

در آفرينش خود انديشه كنيد و در ساختمان ظاهر خود با ديده‏ى عقل بنگريد، تا اين حقيقت بر شما روشن شود كه نعمت‏هاى حضرت محبوب قابل شماره نيست.

قرآن درباره‏ى خلقت انسان مى‏فرمايد:

«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ» «2».

ما انسان را از مايه‏ى گل خالص آفريديم.

«ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ» «3».

سپس او را نطفه‏اى در محل استوار قرار داديم.

«ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ» «4».

آن گاه نطفه را خون بسته، خون بسته را پاره گوشت قرار داده و آن پاره‏

______________________________
(1)- لقمان (31): 27.

(2)- مؤمنون (23): 12.

(3)- مؤمنون (23): 13.

(4)- مؤمنون (23): 14.

گوشت را استخوان، و استخوانها را با گوشت پوشانديم، سپس خلقى ديگر به وجود آورديم، آفرين خداى را كه بهترين آفرينندگان است.

نطفه با گذشت از اين مراحل و منازل، تبديل به انسانى كامل و موجودى جامع شد.

اكنون در موجوديت و ساختمان اسرار آميز خود و آن چه در اين ساختمان از تعداد سلول‏ها و دستگاه گوارش و گردش خون و كارگاه تنفس و دستگاه مغز و اعصاب و چشم و گوش و بينى و ساير اعضا و جوارح وجود دارد انديشه كنيد تا معلوم گردد كه نعمت‏هاى حضرت او در چهارچوب همين جسم عنصرى به شماره نيايد.

مگر نه اين است كه دانشمندان بدن شناس مى‏گويند: اگر انسانى به طور شبانه‏روزى و بدون تعطيل برنامه، در هر ثانيه هزار عدد از سلولهاى بدن را شماره كند، بر شمردن آنها سيصد هزار سال زمان مى‏خواهد.

مگر نه اين است كه اهل فن مى‏گويند: موادى كه در معده، اين آزمايشگاه شگرف شيميايى، تجزيه و تركيب و تهيه مى‏شود بيش از موادى است كه آزمايشگاههاى مصنوع دست انسان مى‏تواند تهيه كند. از مواد و مصالحى كه به اين آزمايشگاه مى‏رسد متجاوز از يك ميليون نوع ذرات مختلف تهيه مى‏شود و غالب اين مواد از نوع سموم كشنده است‏ «1».

مگر نه اين است كه دانشمندان نشان داده‏اند قلب به اندازه‏ى يك مشت بسته بيشتر نيست، ولى از قدرت و نيروى عظيمى برخوردار است كه در هر دقيقه 70 بار باز و بسته مى‏شود و در مدت سى سال، بيش از يك ميليارد مرتبه اين برنامه انجام مى‏گيرد و با هر يك دقيقه كه به وسيله‏ى مويرگهاى ظريف كه از مو

______________________________
(1)- راز آفرينش انسان: 145.

نازك‏ترند دو بار خون را در بدن گردش مى‏دهد، بيش از ده ميليون ميليارد سلول بدن را شستشو مى‏دهد «1»!

به اين واقعيت، تعداد اتم‏هاى اكسيژن، هيدروژن، ازت و اتم‏هاى تشكيل دهنده‏ى خاك، ريشه، بدنه، شاخ و برگ درختان، ميوه‏ها و آنچه در آسمانها و زمين است و به نوعى در خدمت انسان به كار گرفته شده است را بيفزاييد، سپس دقت كنيد كه آيا نعمت‏هاى خداوند كه در كارگاه هستى، كارگزاران حيات انسان هستند قابل شماره‏اند؟

مشتى خاك را به دقت بنگريد، خواهيد ديد خاك خالص و تنها نيست، بيشتر خاكها از مواد معدنى تشكيل يافته‏اند كه به صورت ذرات كوچك سنگ درآمده‏اند. اين ذرات خرد شده و تراشيده شده از سنگهاى بزرگترى هستند كه تحت اثر نيروهاى طبيعى تشكيل يافته‏اند، خاك موجودات زنده‏ى بسيارى دربردارد، يك مشت خاك ممكن است شامل ميليونها موجود ميكروسكوپى به نام باكترى باشد، علاوه بر باكتريها بسيارى از كپك‏ها و جلبك‏ها و انواع مختلف جانوران در خاك يافت مى‏شوند، بسيارى از اين موجودات زنده، خاك را متخلخل مى‏كنند و بدين طريق آن را براى رشد گياهان آماده‏تر مى‏سازند «2».

استعداد انسان براى جذب خوراكيها و نوشيدنيها از طريق دهان، دندان، زبان، غدد بزاقى، حلق، مرى، معده، لوزالمعده، اثنا عشر، روده‏ى بزرگ، روده‏ى كوچك و فعاليت هر كدام از آنها در هضم و جذب و دفع، داستانى ديگر از نعمتهاى الهى به انسان است.

مسأله‏ى بسيار مهم پالايش و گردش خون توسط سرخرگها، سياهرگها، مويرگها، آئورت، دهليز راست قلب، دهليز چپ، بطن راست قلب، بطن چپ،

______________________________
(1)- راه خداشناسى: 218.

(2)- علم و زندگى: 134- 135.

گلبولهاى قرمز و سفيد خون، تركيب خون، رنگ خون، روانى خون، حرارت بدن، پوست بدن، گوش و عناصر آن، چشم و طبقات آن، قصه‏اى عجيب و برنامه‏ى شگرف ديگرى از نعمتهاى الهى است.

فضاى عالم بالا و خدماتى كه توسط پخش نور، و گردشها، و جذب و انجذاب، و جزر و مدها در حيات انسان دارد، و كثرت عناصر آن، به طورى كه اگر بتوانيم در هر دقيقه سيصد ستاره در آسمانى كه در محاصره‏ى ديد ماست بشماريم، 3500 سال عمر لازم است كه شب و روز، اين ستاره‏ها را به شمار آريم، چرا كه تاكنون به وسيله‏ى دوربين‏هاى طيف ياب تعداد آنها را بيش از صد هزار ميليون تخمين زده‏اند، كه زمين ما به منزله‏ى يك دانه‏ى ناچيز از آنهاست و بهتر است بگوييم تعداد آنها براى ما انسانها قابل شمارش نيست.

فضايى كه ستارگان در آن قرار دارند، به قدرى پهناور است كه از يك طرف آن به طرف ديگرش پانصد هزار سال نورى است.

خورشيد و منظومه چون ذره‏اى در يكى از شاخه‏هاى خارجى دستگاه آسمانى با سرعت 400 كيلومتر در ثانيه در حركت است، و حدود (000/ 000/ 200) دويست ميليون سال طول مى‏كشد تا يك دور به دور مركز خود بگردد!

نظام شگفت‏انگيز عالم بالا و تأثيراتش بر سطح و عمق زمين، و زمينه سازى آن براى حيات موجودات زنده بخصوص انسان، به اين سادگى قابل درك نيست. هر قطره‏ى آبى كه انسان مى‏نوشد محتوى هزاران جانور زنده‏ى مفيد است، و در هر ميلى متر مكعب خون، 7500 گويچه‏ى سفيد و پنج ميليون گويچه‏ى قرمز است‏ «1».

اينجاست كه به عظمت قرآن مجيد، كتابى كه قرنها قبل به قلب نورانى پيامبر

______________________________
(1)- گنجينه‏هاى دانش: 927.

نازل شده، و حقايق را آنچنان كه هست بيان نموده پى مى‏بريم، و از جمله‏ى آن حقايق اين است كه نعمت‏هاى حق را غير قابل شمارش مى‏داند!

«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ» «1».

اگر بخواهيد نعمت‏هاى خدا را شماره كنيد، قدرت شماره كردنش را نداريد، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه