توبه آغوش رحمت - بحث اول - قسمت اول (متن کامل +عناوین)
نعمتها و مسئوليت انسان
خداوند مهربان از راه رحمت و محبت و لطف و عنايت، انسان را لايق آراسته شدن به نعمتهايى نموده كه در پهن دشت هستى، هيچ يك از موجودات، حتى فرشتگان مقرب را بدين صورت شايستگى و لياقت نداده.
نعمتهاى حق بر سر سفرهى حيات انسان به گونهاى است كه اگر برابر با دستورات پروردگار به مصرف برسد جسم و جان را رشد مىدهد و سعادت دنيا و آخرت آدمى را تأمين مىنمايد.
قرآن مجيد در رابطه با نعمتها، همگان را به دوازده مسألهى بسيار مهم توجه مىدهد:
1- فراوانى و گستردگى نعمت.
2- راه تحصيل نعمت.
3- توجه به نعمت.
4- شكر نعمت.
5- پرهيز از ناسپاسى در كنار نعمت.
6- بىشمار بودن نعمت.
7- قدر شناسان نعمت.
8- زشتى اسراف در نعمت.
9- بخل از خرج كردن نعمت.
10- علل از دست رفتن نعمت.
11- اتمام نعمت.
12- پاداش به جا خرج كردن نعمت.
ملاحظهى آيات كتاب الهى و توجه به مفاهيم بلند ملكوتى آن آيات، در جهت اين دوازده مسأله ضرورى است.
1- فراوانى و گستردگى نعمت
آنچه در آسمانها و زمين است هر يك به صورتى در خدمت انسان است.
خورشيد، ماه، تعدادى از ستارگان ثابت و سيار، موجودات مريى و نامريى فضا، همه و همه به ارادهى حضرت حق در مسير سود رساندن به انسان هستند.
كوهها، صحراها، درياها، جنگلها، روييدنىها، باغها، چشمهها، رودها، حيوانات و انواع مخلوقات زمينى هر كدام به شكلى در راه برپا داشتن خيمهى حيات انسان در فعاليت مىباشند.
نعمتهاى الهى به طور فراوان و گسترده و كامل و جامع، انسان را عاشقانه در آغوش گرفته و همچون دايهاى مهربان و دلسوز براى رشد اين موجود برتر در كوشش و تكاپويند.
از نعمتهاى آشكار و نهان و ظاهر و باطن، آنچه مورد نياز و احتياج انسان است بر سر سفرهى زندگى نهاده شده و چيزى در اين خوان گسترده كم نيست.
قرآن كريم در اين زمينه مىفرمايد:
«أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً...» «1».
آيا نديدى خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است به تسخير شما آورده،
______________________________
(1)- لقمان (31): 20.
و نعمتهاى آشكار و نهانش را بر شما گسترده و كامل و افزون نموده است...؟
2- راه تحصيل نعمت
هر نوع كار و كوشش مثبتى براى تحصيل معاش، بدون ترديد، عبادت و بندگى خداست؛ زيرا خداى مهربان در قرآن مجيد در آيات فراوانى بندگان خود را به آباد كردن زمين، به دست آوردن رزق حلال، كسب معاش و تجارت و خريد و فروش سالم امر مىنمايد، و اطاعت امر حق، عبادت و بندگى است و اين عبادت و بندگى را در قيامت اجر و ثواب است.
عناوينى چون تجارت، بيع و شرا، اجاره، وكالت، مساقات، مزارعه، مضاربه، مشاركت، صنعت، آموختن دانش به ديگران، خطاطى، خياطى، صباغى، دباغى، دامدارى همراه باشرايط اسلامى و انسانى، راههاى مثبت به دست آوردن نعمتهاى مادى است كه كوشندهى در هر يك از اين امور مورد محبت حق است، و جداى از هر كدام از آنها، و تحصيل رزق و روزى از راههاى خلاف اسلام و اخلاق و انسانيت عامل نفرت خداوند است.
قرآن عظيم در اين مسأله مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ...» «1».
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال يكديگر را از راه غير حق نخوريد، مگر آنكه داد و ستدى باشد كه با رضايت خودتان انجام گرفته.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ
______________________________
(1)- نساء (4): 29.
إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» «1».
اى مردم! از آنچه در زمين حلال و پاكيزه است بخوريد و گامهاى شيطان را پيروى ننماييد، كه شيطان دشمن آشكار شماست.
در هر صورت آنچه از جانب حق حلال اعلام شده، و از طريق كسب مشروع به دست مىآيد مصرفش بدون اسراف و تبذير حلال، و آنچه از راه نامشروع به دست مىآيد، گرچه ذاتاً حلال باشد، مانند خوردنيها و پوشيدنيها مصرفش حرام و نگاه داشتنش ممنوع، و بازگرداندن آن به مالك و صاحب اصلىاش واجب است.
3- توجه به نعمت
خوردن و آشاميدن، پوشيدن و سود بردن، و بهرهگيرى از هر نعمتى بدون توجه به اينكه نعمت به ارادهى چه كسى به وجود آمده؟ چگونه پديد آمده؟
براى چه بر سر سفرهى حيات قرار داده شده؟ چه عواملى در رنگ و مزه و بو و انرژى آن در عرصهگاه هستى دخيل بوده و خلاصه بدون انديشه در يك لقمهى نان، يا يك قطعه پارچه، يا زمينى آماده براى كشاورزى، يا چشمهاى جوشان، يا رودى جارى، يا جنگلى انبوه از درختان مفيد، و اينكه با كمك چند ميليون يا ميليارد عامل به وجود آمده تا ساختمان حيات انسان برپا شود؟ كار حيوانات و غافلان و بىخردان است.
انديشمندان به تمام نعمتهايى كه در اختيار دارند با چشم عقل و بينايى قلب مىنگرند تا وجود نعمتدهنده را در كنار نعمت لمس كنند، و فوايد نعمت را بيابند و از نعمت به همان صورت كه پديد آورندهى نعمت خواسته استفاده
______________________________
(1)- بقره (2): 168.
نمايند.
قرآن كه كتاب هدايت است مردم را بدين صورت به نعمتهاى الهى توجه مىدهد:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» «1».
اى مردم! نعمتهاى خدا را بر خود توجه كنيد، آيا آفرينندهاى جز خدا هست؟ خدايى كه از آسمان و زمين به شماروزى مىدهد، جز او معبودى نيست پس به كجا روى مىآوريد؟
آرى تمام نعمتها با فوايدى كه دارند دليل بر يگانگى حق، و برهان بر توحيد ذات و راهى آسان براى شناخت حضرت حق است.
4- شكر نعمت
برخى از مردم تصور مىكنند شكر به اين معناست كه پس از استفاده از جميع نعمتهاى حضرت حق بگويند: الهى شكر، يا اعلام كنند الحمد للّه، يا نهايتاً جملهى نورانى الحمد للّه رب العالمين را به زبان جارى كنند، در صورتى كه در برابر اين همه نعمتهاى عظيم مادى و معنوى، معقول نيست با گفتن يك كلمهى فارسى يا يك جملهى عربى معناى واقعى شكر تحقق پيدا كند.
شكر بايد متناسب با مقام منعم و هماهنگ با نعمت باشد، و اين معنا جز با يك سلسله قول و فعل و حال ظهور نمىكند.
مگر مىتوان با گفتن الهى شكر يا الحمد للّه، در برابر اين همه عنايت و لطف خداوند شاكر به حساب آمد؟!
______________________________
(1)- فاطر (35): 3.
در مقابل نعمت بدن و اعضا و جوارحش چون گوش و چشم و زبان و دست و شكم و شهوت و قدم، و قلب و رگ و پى و استخوان و عصب، و نعمتهايى چون خوراكيها و پوشيدنيها و بوييدنيها، و مناظر زيباى طبيعى همچون كوهها و صحراها و جنگلها، و نهرها و رودها و چشمهها و درياها، و انواع ميوهجات و حبوبات و سبزيجات و ميليونها نعمت ديگر كه ابزار حيات و علل و وسايل و وسايط زندگى انسان هستند آيا با گفتن يك الحمد للّه مسئلهى باعظمت شكر تحقق پيدا مىكند؟ در برابر نعمت اسلام و ايمان، هدايت و ولايت، علم و حكمت، صحت و سلامت، تزكيه و طهارت، قناعت و طاعت، محبت و عبادت، با گفتن الهى شكر مىتوان بندهى شاكر خدا شد؟!
راغب اصفهانى در كتاب با عظمت المفردات مىگويد: اصْلُ الشُّكْرِ مِنْ عَيْنٍ شَكْرى «1»:
ريشهى شكر از عَيْن شَكْرى است؛ يعنى چشم پر از اشك يا چشمهى پر آب.
بر اين اساس معناى شكر، پر بودن درون انسان از ياد خدا و توجه به نعمتهاى اوست كه از كجا به دست آورد و چگونه مصرف كند.
خواجه نصير الدين طوسى كه معروف به استاد بشر و عقل حادى عشر است، بنا به روايت علامهى مجلسى در رابطه با حقيقت شكر مىفرمايد:
شكر شريفترين و برترين كارهاست و بايد بدانيد كه شكر روبرو شدن با نعمت بوسيلهى گفتار و عمل و نيت است، و براى شكر سه پايه و سه ركن است:
اول: شناخت نعمت دهنده و صفاتى كه سزاوار اوست، و شناخت نعمت و اين حقيقت كه تمام نعمتها چه آشكار و چه پنهان از جانب اوست، و منعم واقعى غير از او كسى نيست، و تمام واسطههايى كه بين انسان و نعمتهاست سر به فرمان او و در تسخير حكم آن حضرتند.
______________________________
(1)- مفردات: 461، مادهى شكر.
دوم: تحقق حال است، و حال عبارت است از خضوع و تواضع در برابر منعم و خوشحالى به نعمتها، به اين كه تمام نعمتها هديهى الهى به عبد است و دليل بر عنايت منعم به وجود آدمى است، و نشانهى حال به اين است كه نسبت به امور مادى خوشحال نشوى مگر به آنچه كه موجب قرب تو نسبت به حضرت حق است.
سوم: عمل است، و عمل بايد در سه مرحلهى قلبى و زبانى و اعضايى ظهور كند.
اما عمل قلب، توجه اوست به تعظيم و حمد و تمجيد حق و انديشه در ساختهها و افعال و آثار لطف حضرت او، و تصميم بر رساندن خير و نيكى به تمام بندگان خداوند.
و عمل زبان، آشكار كردن شكر و سپاس و تسبيح و تهليل و امر به معروف و نهى از منكر است.
و عمل اعضا، به كار گرفتن نعمتهاى آشكار و نهان در طاعت و عبادت، و حفظ و نگهدارى آنها از معصيت و مخالفت با خداوند است.
بر اساس اين معنا كه معناى واقعى و حقيقى شكر است، روشن شد كه شكر از ريشههاى صفات كمال است، و ظهور كامل آن در صاحبان نعمت بسيار كم است، چنانكه قرآن مىفرمايد:
«وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ» «1».
شكر به معنايى كه ملاحظه كرديد در برابر تمام نعمتها واجب عقلى و شرعى است، و مصرف كردن هر نعمتى در همان مسيرى كه خالق نعمت دستور داده شكر آن نعمت است، و در حقيقت عبادت و بندگى كامل حق با
______________________________
(1)- سبأ (34): 13.
تحقق شكر واقعى تحقق پيدا مىكند.
«فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» «1».
از حلال و پاكيزهاى كه خداوند نصيب شما نموده تناول كنيد و شكر نعمتهاى خدا را بجا آوريد، اگر به حقيقت، خدا را بندگى مىكنيد.
«... فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» «2».
روزى را از پيشگاه خدا بطلبيد و او را عبادت كنيد و شكرش را بجاى آوريد؛ بازگشت شما به سوى اوست.
امام صادق عليه السلام در معناى شكر فرمودهاند:
شُكْرُ النِّعْمَةِ اجْتِنابُ المَحارِمِ وَتَمامُ الشُّكرِ قَولُ الرَّجُلِ: الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ «3».
شكر نعمت، پرهيز از تمام محرمات و همهى شكر گفتار مرد است: الحمد للّه رب العالمين.
بنابراين شكر نعمت، صرف نعمت در عبادت و طاعت و خدمت به خلق، و احسان و نيكى به مردم و اجتناب از تمام گناهان است.
5- پرهيز از ناسپاسى در كنار نعمت
گروهى از مردم بدون توجه به منعم حقيقى، و منهاى انديشه و تفكر در نعمتهاى الهى، مجموعهى نعمتهايى كه در اختيار دارند مفت خود دانسته،
______________________________
(1)- نحل (16): 114.
(2)- عنكبوت (29): 17.
(3)- كافى: 2/ 95، باب الشكر، حديث 10؛ بحار الأنوار: 68/ 40، باب 61، حديث 29.
و خود را مالك اصلى و حقيقى نعمت به حساب آورده به هر صورتى كه هوا و هوس و اراده و ميلشان اقتضا كند نعمت را مصرف مىكنند!
اينان كه در غفلت و بىخبرى و جهل و بىفكرى به سر مىبرند، نعمتهاى الهى را در مسير شيطانى و در راه شهوات نامشروع خود خرج مىكنند و زشتتر از اين برنامه، كمك گرفتن از نعمتها براى گمراه كردن زن و بچهى خود و اقوام و دوستان و ساير مردم است.
نعمت اعضا و جوارح را با يارى جستن از ديگران در گناه، و نعمت مال و ثروت را با كمك گرفتن از اطرافيان در معصيت و خطا و نعمت دانش و علم را در راه خدمت به طاغوت و طاغوتيان، و نعمت بيان را در طريق گمراه كردن عباد خدا به كار مىبرند!
اينان تبديل كنندگان نعمتهاى زيباى حق به زشتىهاى شيطانى هستند و با اين برنامهى ننگين، خود و قوم خود را رهسپار به عذاب دايم قيامت مىكنند!
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ* جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ» «1».
آيا نديدى كسانى كه نعمتهاى خدا را تبديل به كفر و ناسپاسى كردند و خود و قومشان را به عرصهى هلاكت رهسپار نمودند، به جهنم كه جاى بسيار بدى است در افتادند؟
6- بىشمار بودن نعمت
ما با توجه به يكى از آيات كريمهى قرآن به اين معنا پى مىبريم كه آفريدههاى حق و نعمتهاى حضرت او در مرحلهاى است كه به شماره و عدد
______________________________
(1)- ابراهيم (14): 28- 29.
نيايد و شماره كنندگان هر چند از قدرت و توان شگرفى برخوردار باشند، از شمارش آنها عاجز و ناتوانند.
«وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» «1».
اگر در روى زمين آنچه درخت است قلم گردد و آب دريا به اضافهى هفت درياى ديگر مركب شود، شمارش آفريدههاى حق پايان نگيرد، همانا خداوند مقتدر و حكيم است.
در آفرينش خود انديشه كنيد و در ساختمان ظاهر خود با ديدهى عقل بنگريد، تا اين حقيقت بر شما روشن شود كه نعمتهاى حضرت محبوب قابل شماره نيست.
قرآن دربارهى خلقت انسان مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ» «2».
ما انسان را از مايهى گل خالص آفريديم.
«ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ» «3».
سپس او را نطفهاى در محل استوار قرار داديم.
«ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ» «4».
آن گاه نطفه را خون بسته، خون بسته را پاره گوشت قرار داده و آن پاره
______________________________
(1)- لقمان (31): 27.
(2)- مؤمنون (23): 12.
(3)- مؤمنون (23): 13.
(4)- مؤمنون (23): 14.
گوشت را استخوان، و استخوانها را با گوشت پوشانديم، سپس خلقى ديگر به وجود آورديم، آفرين خداى را كه بهترين آفرينندگان است.
نطفه با گذشت از اين مراحل و منازل، تبديل به انسانى كامل و موجودى جامع شد.
اكنون در موجوديت و ساختمان اسرار آميز خود و آن چه در اين ساختمان از تعداد سلولها و دستگاه گوارش و گردش خون و كارگاه تنفس و دستگاه مغز و اعصاب و چشم و گوش و بينى و ساير اعضا و جوارح وجود دارد انديشه كنيد تا معلوم گردد كه نعمتهاى حضرت او در چهارچوب همين جسم عنصرى به شماره نيايد.
مگر نه اين است كه دانشمندان بدن شناس مىگويند: اگر انسانى به طور شبانهروزى و بدون تعطيل برنامه، در هر ثانيه هزار عدد از سلولهاى بدن را شماره كند، بر شمردن آنها سيصد هزار سال زمان مىخواهد.
مگر نه اين است كه اهل فن مىگويند: موادى كه در معده، اين آزمايشگاه شگرف شيميايى، تجزيه و تركيب و تهيه مىشود بيش از موادى است كه آزمايشگاههاى مصنوع دست انسان مىتواند تهيه كند. از مواد و مصالحى كه به اين آزمايشگاه مىرسد متجاوز از يك ميليون نوع ذرات مختلف تهيه مىشود و غالب اين مواد از نوع سموم كشنده است «1».
مگر نه اين است كه دانشمندان نشان دادهاند قلب به اندازهى يك مشت بسته بيشتر نيست، ولى از قدرت و نيروى عظيمى برخوردار است كه در هر دقيقه 70 بار باز و بسته مىشود و در مدت سى سال، بيش از يك ميليارد مرتبه اين برنامه انجام مىگيرد و با هر يك دقيقه كه به وسيلهى مويرگهاى ظريف كه از مو
______________________________
(1)- راز آفرينش انسان: 145.
نازكترند دو بار خون را در بدن گردش مىدهد، بيش از ده ميليون ميليارد سلول بدن را شستشو مىدهد «1»!
به اين واقعيت، تعداد اتمهاى اكسيژن، هيدروژن، ازت و اتمهاى تشكيل دهندهى خاك، ريشه، بدنه، شاخ و برگ درختان، ميوهها و آنچه در آسمانها و زمين است و به نوعى در خدمت انسان به كار گرفته شده است را بيفزاييد، سپس دقت كنيد كه آيا نعمتهاى خداوند كه در كارگاه هستى، كارگزاران حيات انسان هستند قابل شمارهاند؟
مشتى خاك را به دقت بنگريد، خواهيد ديد خاك خالص و تنها نيست، بيشتر خاكها از مواد معدنى تشكيل يافتهاند كه به صورت ذرات كوچك سنگ درآمدهاند. اين ذرات خرد شده و تراشيده شده از سنگهاى بزرگترى هستند كه تحت اثر نيروهاى طبيعى تشكيل يافتهاند، خاك موجودات زندهى بسيارى دربردارد، يك مشت خاك ممكن است شامل ميليونها موجود ميكروسكوپى به نام باكترى باشد، علاوه بر باكتريها بسيارى از كپكها و جلبكها و انواع مختلف جانوران در خاك يافت مىشوند، بسيارى از اين موجودات زنده، خاك را متخلخل مىكنند و بدين طريق آن را براى رشد گياهان آمادهتر مىسازند «2».
استعداد انسان براى جذب خوراكيها و نوشيدنيها از طريق دهان، دندان، زبان، غدد بزاقى، حلق، مرى، معده، لوزالمعده، اثنا عشر، رودهى بزرگ، رودهى كوچك و فعاليت هر كدام از آنها در هضم و جذب و دفع، داستانى ديگر از نعمتهاى الهى به انسان است.
مسألهى بسيار مهم پالايش و گردش خون توسط سرخرگها، سياهرگها، مويرگها، آئورت، دهليز راست قلب، دهليز چپ، بطن راست قلب، بطن چپ،
______________________________
(1)- راه خداشناسى: 218.
(2)- علم و زندگى: 134- 135.
گلبولهاى قرمز و سفيد خون، تركيب خون، رنگ خون، روانى خون، حرارت بدن، پوست بدن، گوش و عناصر آن، چشم و طبقات آن، قصهاى عجيب و برنامهى شگرف ديگرى از نعمتهاى الهى است.
فضاى عالم بالا و خدماتى كه توسط پخش نور، و گردشها، و جذب و انجذاب، و جزر و مدها در حيات انسان دارد، و كثرت عناصر آن، به طورى كه اگر بتوانيم در هر دقيقه سيصد ستاره در آسمانى كه در محاصرهى ديد ماست بشماريم، 3500 سال عمر لازم است كه شب و روز، اين ستارهها را به شمار آريم، چرا كه تاكنون به وسيلهى دوربينهاى طيف ياب تعداد آنها را بيش از صد هزار ميليون تخمين زدهاند، كه زمين ما به منزلهى يك دانهى ناچيز از آنهاست و بهتر است بگوييم تعداد آنها براى ما انسانها قابل شمارش نيست.
فضايى كه ستارگان در آن قرار دارند، به قدرى پهناور است كه از يك طرف آن به طرف ديگرش پانصد هزار سال نورى است.
خورشيد و منظومه چون ذرهاى در يكى از شاخههاى خارجى دستگاه آسمانى با سرعت 400 كيلومتر در ثانيه در حركت است، و حدود (000/ 000/ 200) دويست ميليون سال طول مىكشد تا يك دور به دور مركز خود بگردد!
نظام شگفتانگيز عالم بالا و تأثيراتش بر سطح و عمق زمين، و زمينه سازى آن براى حيات موجودات زنده بخصوص انسان، به اين سادگى قابل درك نيست. هر قطرهى آبى كه انسان مىنوشد محتوى هزاران جانور زندهى مفيد است، و در هر ميلى متر مكعب خون، 7500 گويچهى سفيد و پنج ميليون گويچهى قرمز است «1».
اينجاست كه به عظمت قرآن مجيد، كتابى كه قرنها قبل به قلب نورانى پيامبر
______________________________
(1)- گنجينههاى دانش: 927.
نازل شده، و حقايق را آنچنان كه هست بيان نموده پى مىبريم، و از جملهى آن حقايق اين است كه نعمتهاى حق را غير قابل شمارش مىداند!
«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ» «1».
اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را شماره كنيد، قدرت شماره كردنش را نداريد، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.
English