لطفا منتظر باشید

آه ثمربخش تائب‏

در زمان يكى از اولياى حق، مردى بود كه عمرش را به بطالت وهوسرانى ولهو و لعب گذرانده بود و براى آخرت آنچنان كه بايد، اندوخته‏اى آماده نكرده بود.

خوبان و نيكان، پاكان و صالحان از او دورى جستند، در حلقه‏ى نيك نامان راه نداشت، نزديك مرگ پرونده‏ى خود را ملاحظه كرد، گذشته‏ى عمر را به بازبينى كشيد، رقم اميدى در آن نيافت، باغ عمل شاخى براى دست‏آويز نداشت، گلستان اخلاق گلى براى زنده كردن مشام جان نشان نمى‏داد، از عمق دل آهى كشيد و بر چهره‏ى تاريك اشكى چكيد و به عنوان توبه و عذرخواهى از حريم مبارك دوست، عرضه داشت:

يا مَنْ لَهُ الدُّنْيا وَالآخِرَةُ ارْحَم مَن لَيْسَ لَهُ الدُّنْيا وَالآخِرَةُ.

پس از مرگ، اهل شهر به مردنش شادى كردند و او را در بيرون شهر در خاكدانى انداخته، خس و خاشاك به رويش ريختند!

آن مرد الهى در خواب ديد به او گفتند: او را غسل بده و كفن كن و در كنار اتقيا به خاك بسپار.

عرضه داشت: او به بدكارى معروف بود، چه چيز او را به نزد تو عزيز كرد و به دايره‏ى عفو و مغفرت رساند؟ جواب شنيد: خود را مفلس و تهيدست ديد، به درگاه ما ناليد، به او رحمت آورديم. كدام غمگين از ما خلاصى خواست او را خلاص نكرديم، كدام درد زده به ما ناليد او را شفا نداديم‏ ؟

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه