نماز
نماز حقيقتى است كه ظاهر و باطن انسان را در گردونهى طهارت و پاكى مادى و معنوى قرار مىدهد، و درون و برون را زينت مىبخشد، و براى نمازگزار نورانيتى خاص ايجاد مىكند.
قرآن مجيد در برخى از آيات مردم را به نماز دعوت مىكند، و آن را به عنوان فريضهى الهى ارايه مىنمايد، و با امر به نماز وجوب آن را بر عهدهى انسان محقق مىداند.
«وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» «1».
و نماز را به پا بداريد، و زكات بپردازيد، و آنچه را از خير براى خود پيش مىفرستيد، نزد خداوند خواهيد يافت، همانا خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.
قرآن مجيد در پارهاى از آيات مردم را براى در هم شكستن موج مشكلات و سختىها، و آسان شدن تكاليف و امور خير و بر، به كمك گرفتن و استعانت جستن از نماز و صبر دعوت مىنمايد:
«وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ» .
از صبر (بر طاعات و صبر بر معاصى و حفظ پاكدامنى) و نماز كمك بخواهيد، كه اينها جز بر آنان كه اهل خشوعند سنگين و سخت است.
البته نمازى قدرت كمك دادن به انسان را دارد كه واجد شرايط فقهى و معنوى باشد. نمازى كه مباح بودن لباس و مكان و آب وضو و غسل و خاك تيمم در آن رعايت شده باشد، نمازى كه با ترتيب و طمأنينه و در وقت معين خودش خوانده شود، نمازى كه نمازگزارش از كسالت و بىحالى دور باشد، نمازى كه نيت پاك و خلوص و اخلاص آن را بدرقه كند، چنين نمازى قدرت دارد در تمام مشكلات و سختىها به انسان كمك دهد، و زمينهى عمل به هر خيرى را براى آدمى فراهم نمايد.
قرآن مجيد در قسمتى از آيات، نماز را از نشانههاى اهل ايمان ذكر مىكند.
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» .
همانا اهل ايمان آنانى هستند كه چون ياد خدا شود، دلهايشان از عظمت حق غرق ترس شود، و چون آيات الهى بر آنان خوانده شود ايمانشان را اضافه كند، و بر پروردگارشان تكيه مىكنند، اهل ايمان به پا كنندهى نمازند، و از آنچه خداوند به آنان روزى كرده انفاق مىنمايند.
قرآن مجيد از نمازى كه توأم با خواب و چرت و سستى و كسالت و هر چيزى كه مانع از حضور قلب است نمازگزاران را منع مىكند، و از اهل تكليف نمازى مىخواهد كه در وقت نشاط و راحتى، و صفا و پاكى، و همراه با خلوص و اخلاص و حضور قلب، و رعايت شرايط باطنى و ظاهرى صورت بگيرد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ...» .
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! به نماز نزديك نشويد در حالى كه دچار عاملى هستيد كه مانع از حضور قلب است، نماز را در حالتى به جا آوريد كه بدانيد چه مىگوييد.
قرآن مجيد دعوت زن و بچه را به نماز از اخلاق پيامبران مىداند، و براى نمونه در رابطه با اين حقيقت از دعوت حضرت اسماعيل به نماز خبر مىدهد:
«وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا» .
اسماعيل خانوادهاش را به نماز و زكات امر مىكرد، و او در افعال و اقوالش مورد رضايت حق بود.
قرآن مجيد نماز را بازدارندهى نمازگزار از فحشا و منكرات مىداند. آرى به تجربه ثابت شده كه نماز واقعى، انسان را از فحشا و منكرات باز مىدارد و روح و روان را تصفيه مىكند، و اعضا و جوارح را در گردونهى طاعت خدا قرار مىدهد.
«... وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ...» .
و نماز را به پا دار، همانا نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مىدارد.
قرآن مجيد، بىنماز و بخيل و اهل باطل و تكذيب كنندگان قيامت را اهل جهنم مىداند:
«قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ* وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ* وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ* وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» .
ما از نمازگزاران نبوديم، و به مسكين طعام نخورانديم، و با اهل باطل به بطالت گذرانديم، و روز جزا را تكذيب كرديم.
قرآن مجيد، غافل از حقيقت نماز و نمازگزار رياكار را تكذيب كنندهى دين مىداند:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ* الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ» .
واى بر نمازگزاران، آنان كه از نمازشان در غفلتند، و نماز را به خاطر خودنمايى و ريا مىخوانند!
در رابطه با نماز و شرايط فقهى و معنوى آن روايات بسيارى وارد شده كه به بخشى از آن اشاره مىشود:
حضرت باقر عليه السلام در روايتى ضمن سفارش به امورى مىفرمايند: و نيز نمازت را كوچك مشمار كه رسول خدا وقت از دنيا رفتنش فرمودند:
لَيْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ لَايَرِدُّ عَلَىَّ الْحَوْض لَاوَاللَّهِ، لَيْسَ مِنّى مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَايَرِدُّ عَلَىَّ الْحَوْضَ لَاوَاللَّهِ .
از من نيست كسى كه نمازش را سبك بشمارد، به خدا قسم كنار كوثر وارد بر من نمىشود، از من نيست كسى كه مست كننده بنوشد، واللَّه قسم بر من در كنار كوثر وارد نمىگردد.
موسى به خداوند عرضه داشت: پاداش كسى كه نمازش را به وقت بخواند چيست؟ خطاب رسيد:
اعْطِيهِ سُؤْلَهُ، وَابيحُهُ جَنَّتِى «3».
خواستهاش را عطا مىكنم، و بهشت را بر او مباح مىنمايم.
از حضرت صادق عليه السلام روايت شده:
احَبُّ الْعِبادِ الَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ رَجُلٌ صَدوقٌ فى حَدِيثِهِ، مُحافِظٌ عَلى صَلَواتِهِ وَمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ مَعَ اداءِ الْامانَةِ .
محبوبترين بندگان به پيشگاه حق، مردى است كه در گفتارش راستگوست، نمازها و واجبات ديگرش را محافظت مىكند، و ادا كنندهى امانت است.
ابن مسعود مىگويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدم: بهترين اعمال نزد خدا چيست؟ فرمودند:
الصَّلَاةُ لِوَقْتِهَا .
نماز در وقتش.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
لَا تُضَيِّعُوا صَلَاتَكُمْ، فَانَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلَاتَهُ حُشِرَ مَعَ قَارُونَ وَهامان، وَكانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ انْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ، فَالْوَيْلُ لِمَنْ لَمْ يُحافِظْ عَلى صَلَاتِهِ وَاداءِ سُنَّةِ نَبِيِّهِ .
نمازهاى خود را ضايع مكنيد، همانا كسى كه نمازش را ضايع كند با قارون و هامان محشور مىشود، و بر خداوند است كه او را با منافقين وارد آتش كند، پس واى بر كسى كه بر نماز و اداء سنت پيامبرش محافظت نكند!
امام صادق عليه السلام فرمودند:
يُعْرَفُ مَنْ يَصِفُ الْحَقَّ بِثَلَاثِ خِصالٍ: يُنْظَرُ الى اصْحابِهِ مَنْ هُمْ؟ وَالى صَلَاتِهِ كَيْفَ هِىَ وَفِى اىِّ وَقْتٍ يُصَلّيها، فَانْ كانَ ذَا مالٍ نُظِرَ ايْنَ يَضَعُ مالَهُ ؟
كسى كه حق را وصف مىكند به سه خصلت شناخته مىشود: بايد دقت شود كه دوستان او چه كسانى هستند، و نمازش چگونه است و چه وقت مىخواند، و اگر داراى ثروت است، ثروتش را كجا خرج مىكند؟
حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند: شيعيان ما را در سه چيز امتحان كنيد: در اوقات نماز كه چگونه بر خواندن آن در وقت معينش محافظت مىنمايند، و نسبت به اسرار كه چگونه آن را از دشمنان ما پنهان مىدارند، و در رابطه با اموالشان كه چگونه با برادران دينى خود مواسات مىنمايند .
English