مهمان دعوت شده با ادب
سحر شب اول ماه رمضان سرش را پايين انداخته و گفته: محبوب من! من تسليم تو هستم، گفتى نخور، نمىخورم. اما آن زن آمد بىادبى كرد و پيغمبر صلىاللهعليهوآله را به اسم صدا كرد و پيغمبر صلىاللهعليهوآله را نپسنديد، بعد كه بيدار شد، گفت: لقمه دهانت را به من بده، و از همه بلاهاى بدنى خودش را نجات داد. اما ما مهمان خوانده و دعوت شده، مهمانى كه به او احترام كردهاند، چون همه را كه دعوت نكردند؛ غير مؤمن، ملائكه و حيوانات را كه دعوت نكردند.
دعوت خصوصى براى ضيافت الهى
در قرآن مجيد دعوت نامه را كه تنظيم كرده، فرموده:
« يَـآأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ »
بندگان مؤمن من! يك ماه، پيش من دعوت داريد. شما اگر با يك دنيا ادب به پروردگار بگوييد: دعوتهاى تو معمولاً در قرآنت هم هست كه، از سى روز و چهل شبانه روز بيشتر است، چطور ما را سى روز و سى شب دعوت كردى؟
بگويد: كجا من چهل شب دعوت كردم؟ شما اين آيه را برايش مىخوانى:
« وَوَ عَدْنَا مُوسَى ثَلَـثِينَ لَيْلَةً »
سى شب موسى عليهالسلام را وعده گرفتيم، مگر هر كسى را در اين بارگاه وعده مىگيرند؟ خدا، يعنى عظمت بىنهايت، حاضر بشود يك انسان هفتاد هشتاد كيلويى را، كه همه چيز اين انسان را هم خودش تأمين كرده؛ زبان و چشم و گوش و بدن و شكل و ظاهر و باطنش را، دعوت كند كه بيا سر سفره من، سى شبانه روز قرار بگير، بعد خودت فرمودى:
« وَأَتْمَمْنَـهَا بِعَشْرٍ »
من اين وعده را ده شب ديگر رويش گذاشتم، شد چهل شب.
English