تجسم اعمال یعنی چی؟
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شویدتجسم اعمال یعنی چه؟
مقصود از «تجسم» یا «تمثل» اعمال این است که هر آنچه انسان در این جهان انجام میدهد، در جهان دیگر به صورتی متناسب با آن نشئه نمودار میگردد. به بیان دیگر، پاداشها و کیفرها، نعمتها و عذابها، شادیها و رنجهای اخروی، همگی همان حقایق اعمال دنیوی ما هستند که چهرهٔ واقعی خود را نشان میدهند.
هر عمل انسان دو صورت دارد: یکی صورت دنیوی که ما همیناکنون آن را مشاهده میکنیم، و دیگری صورت اخروی که در دل و نهاد عمل نهفته است. در روز رستاخیز، پس از تحولاتی که در نظام هستی رخ میدهد، عملْ شکل دنیوی خود را از دست داده و با واقعیت اخرویاش جلوه میکند و مایهٔ لذت یا عذاب میگردد. بدین ترتیب، اعمال نیک ما به نعمتهای بهشتی، و اعمال زشت ما به آتش و عذاب دوزخ تبدیل میشوند.
تبلور نیات و ملکات نفسانی
در کنار تجسم اعمال جوارحی، حقیقت دیگری نیز مطرح است: «تبلور یا تجسم نیات و ملکات نفسانی». بر این اساس، صورت باطنی و حقیقی هر انسان را همان نیتها، خصلتها و ملکات نفسانی او میسازد. حکیم سبزواری (ره) در این باره چه زیبا سروده است:
«انسان به اعتبار اخلاق و ملکاتش، یا فرشته است، یا حیوان، یا درنده، و یا شیطان. بنابراین، اگرچه انسان از نظر صورت دنیوی یک نوع بیش نیست، ولی از نظر صورت اخروی چهار نوع خواهد بود؛ زیرا اگر شهوت و غضب بر او غلبه کند و کردارش پیوسته از این دو غریزه صادر گردد، صورت اخروی او حیوان و درنده خواهد بود، و اگر اخلاق پسندیده در نفسش رسوخ کرده باشد، به صورتهای زیبای بهشتی تمثل خواهد یافت.» [1]
تجسم اعمال در آیات قرآن
حقیقت تجسم اعمال در آیات متعددی از قرآن کریم بازتاب یافته است. در ادامه نمونههایی از این آیات را مرور میکنیم:
۱. حاضر شدن اعمال نزد انسان
«یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً» [2]
روزی که هر کس هر کار نیکی را که انجام داده، نزد خود حاضر مییابد، و هر کار بدی را نیز حاضر و آماده میبیند و آرزو میکند که میان او و آن عمل ناروا فاصلهٔ مکانی یا زمانی بسیاری وجود میداشت. [3]
۲. خوردن مال حرام، خوردن آتش است
«إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً» [4]
آنان که از روی ستم اموال یتیمان را میخورند، در حقیقت در شکمهای خود آتش فرو میبرند و به زودی به دوزخ درخواهند آمد.
همین مضمون دربارهٔ کتمانکنندگان حقایق الهی نیز آمده است:
«...أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ...» [5]
آنان جز آتش در شکمهای خود جای نمیدهند.
این آیات بهروشنی بیان میکنند که صورت دنیوی مال حرام اگرچه آتش نیست، اما حقیقت باطنی آن چیزی جز آتش نیست که در قیامت آشکار میشود.
۳. نور مؤمنان در قیامت
«یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ» [6]
روزی که مردان و زنان باایمان را میبینی که نور وجودشان در پیشاپیش و جانب راستشان در حرکت است.
این نور از کجا آمده است؟ پاسخ را خود اهل ایمان به منافقان میدهند:
«ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً» [7]
به عقب (دنیا) بازگردید و برای خود نوری به دست آورید!
یعنی ما این نور را در دنیا کسب کردهایم. این نور یا تجسم شخصیت والای آنان در پرتو ایمان و عبادت است، یا تجسم چهرهٔ واقعی اعمال صالحشان.
۴. اندوختههای دنیوی، عذاب اخروی
«وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ * یَوْمَ یُحْمى عَلَیْها فِی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ»[8]
کسانی را که طلا و نقره میاندوزند و در راه خدا انفاق نمیکنند، به عذاب دردناک بشارت بده! روزی که آن طلاها و نقرهها در آتش دوزخ سرخ گردیده و بر پیشانی و پهلو و پشتشان نهاده میشود و به آنان گفته میشود: این همان چیزی است که برای خودتان اندوخته بودید، پس بچشید آنچه را میاندوختید!
۵. بخل، طوقی بر گردن
«سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ...» [9]
به زودی آنچه را که به آن بخل ورزیدهاند، به صورت طوقی بر گردنشان خواهد افتاد.
۶. آوردن نفس عمل در قیامت
«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ * وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» [10]
هر کس همسنگ ذرهای کار نیک انجام دهد، آن را میبیند، و هر کس همسنگ ذرهای کار بد انجام دهد، آن را میبیند.
ضمیر «یَرَهُ» به خود عمل برمیگردد، یعنی انسان در قیامت خودِ عملش را میبیند، نه صرفاً جزای آن را. [۱]
آیا تجسم اعمال از نظر عقلی ممکن است؟
برخی چنین اشکال کردهاند که عمل، «عرض» است و عرض، باقی نمیماند تا در قیامت تجسم یابد. پاسخ این است که آنچه در این جهان عرض و متکی به جوهر است، لزوماً در جهان دیگر چنین نیست؛ زیرا احکام آخرت با احکام دنیا متفاوت است. قرآن کریم خود تصریح میکند که در قیامت زمین و آسمانها دگرگون میشوند:
«یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ» [11]
بنابراین، هیچ ضرورتی برای تأویل آیات تجسم اعمال وجود ندارد.
نگاهی علمی به تجسم اعمال
برای تقریب به ذهن میتوان از قانون «تبدل ماده به انرژی و انرژی به ماده» که از قوانین مسلم علمی است، بهره گرفت. طبق این قانون:
۱. حقیقت کار انسان چیزی جز تبدیل ذخایر مادی به انرژی نیست.
۲. مقدار انرژی همواره ثابت است، فقط صورتهایش تغییر میکند.
۳. ماده و انرژی دو چهرهٔ یک واقعیتاند.
۴. همانگونه که ماده به انرژی تبدیل میشود، انرژی نیز در شرایط خاصی به ماده تبدیل میگردد.
بنابراین، از نگاه علم جدید نیز تبدل یافتن اعمال انسان در جهانی دیگر به ماده و اشکالی دیگر، امری کاملاً ممکن و پذیرفتنی است. [12]
سخن شیخ بهایی درباره تجسم اعمال
شیخ بهاءالدین عاملی (ره)، فقیه و عارف نامدار شیعه، در این باره میگوید:
«مسئله تجسم اعمال در روایات بسیاری از شیعه و اهل سنت وارد شده است. مارها و عقربها و آتشهایی که در قبر و قیامت ظاهر میشوند، در حقیقت همان کارهای زشت و عقاید باطل است که در نشئهٔ برزخ و قیامت به این صورتها جلوه میکنند؛ چنانکه روح و ریحان و نعمتهای لذتبخش دیگر، در حقیقت همان اخلاق پسندیده و اعمال شایسته و عقاید حقه است که در آن جهان بدان صورت تمثل یافتهاند؛ زیرا حقیقتْ یک چیز است که در نشئههای مختلف آثار گوناگون دارد.» [13]
جمع میان تجسم اعمال، کیفرهای قراردادی و شفاعت
اعتقاد به تجسم اعمال با وجود پاداشها و کیفرهای قراردادیِ مقرر بر اساس حکمت الهی منافات ندارد. اگر بدون پیشداوری به آیات و روایات بنگریم، هر دو گونه پاداش و کیفر را باید بپذیریم.
همچنین تجسم اعمال با مسئلهٔ «شفاعت» که از ضروریات اسلام است، ناسازگار نیست؛ زیرا همانگونه که در این جهان قوانین الهی از طریق اسباب و علل عمل میکنند، در آخرت نیز چنین است و هیچ اشکالی ندارد که شفاعت به عنوان یک سبب نیرومندتر، در مواردی خاص بر تجسم اعمال غلبه کند. به بیان دیگر، همانگونه که توبه پیش از مرگ مانع تجسم گناه در آخرت میشود، شفاعت نیز در جهان دیگر از موانع تجسم عمل به شمار میرود. [14]
English