قطعى بودن وعدههاى الهى
اولاً فعل اول آيه، فعل ماضى است:
« وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَـت »
خدا وعده داده است، نه اين كه در آينده مىخواهد به شما وعده بدهد كه مىخواهم براى شما چكار كنم.
وعده داده و تمام شده، و موضوع وعده قطعى و محقق شده است، خود پروردگار در قرآن مجيد وقتى مىخواهد وعده خودش را تعريف كند، با صفت حق تعريف مىكند. كلمه حق به معنى ثابت و پا برجا است.
« أَلاَآ إِنَّ لِلّهِ مَا فِى السَّمَـوَتِ وَالاْءَرْضِ »
اول اين مطلب را در مقدمه وعدهاش مىگويد، كه من وعده دهنده ندار و ناتوان و ضعيف و دست خالى نيستم. وعده من وعده به يك مسأله پوچى نيست. كسى دارد به بندگانش وعده مىدهد كه:
« لَهُ مُلْكُ السَّمَـوَتِ وَالاْءَرْضِ »
ملك اوست، مالكى هم غير وجود مقدس او در اين عالم وجود ندارد، اگر ما هم ادعاى مالكيت داريم، اهل دل مىگويند: مالكيت ما، مالكيت اعتبارى است، و ذاتى نيست.
ما الان مالك هستيم، ممكن است يك ساعت ديگر مالك نباشيم. الان دارا هستيم، ممكن است يك ساعت ديگر فقير فقير بشويم، اصلاً ممكن است پنج دقيقه ديگر حياتمان را هم نداشته باشيم.
English