زير بناى عمل صالح
اين عمل، عمل صالح است و عملى است كه زير بنا دارد، كه زيربنايش حضرت حق و معاد است. كسى هم كه زيربنايش مبدأ و معاد است، همه كارهايش خير است؛ خواب، خوراك، معاشرت، شهوت، شكم، نخوردن، پرداخت و نپرداختنش، همه عبادت است.
بعضى جاها اميرالمؤمنين عليهالسلام كه درياى كرم بود، نمىپرداخت، مىگفت: پرداختش معصيت است.
آنجايى كه نزديكان يا دوستان قديمى ـ در زمان به قدرت رسيدن ظاهرى ـ از او تقاضاى اضافه داشتند، مىگفتند: با يك گردش قلم على عليهالسلام يك درهم ما هزار درهم مىشود، حضرت هم مىدانستند كه اگر قلم را نگردانند، امثال جنگ جمل بپا مىشود، اما زير بار جنگ جمل مىرفت، ولى نمىپرداخت.
اين كه مىگويند: پل صراط از شمشير برندهتر و از مو باريكتر و از آتش سوزندهتر است،(1) يك سر آن پل، دين است. اين دين است كه مىداند اگر قلم را بچرخاند، چقدر عايد طرف مىشود، ولى اگر نچرخاند، مىروند و جنگ جمل را راه مىاندازند.
امام على عليهالسلام مىفرمايد: بروند و جنگ را راه بياندازند، ما براى اين كه اين قلم نچرخد، چهل هزار نفر كشته هم مىدهيم، براى اين كه حق يك ملت در جيب يك عزيز در دانه نرود. چون صحبت صد تومان و هزار تومان نيست، در اين هزار تومان، نهصد تومانش حق يك ملت خوابيده است، و كسى كه از مولا تقاضاى چرخاندن قلم را مىكند، مىگويد: از تمام مملكت كم كن، به من يك نفر اضافه كن.
جنابعالى چه كسى هستيد؟ من برادرت هستم، طلحه و زبير، رفيق ايام مكه تو هستم.
حالا اگر من قلم را نچرخانم، ديگر رفيق من نيستى؟ نه. به هفت طبقه جهنم كه نيستى، نمىچرخانم، پس خدا جهنم را براى چه درست كرده است.
وقتى به على عليهالسلام پشت كنى و به شكم، شهوت، معاويه، دنيا و زياده خواهى رو كنى، يعنى رو به جهنم كردهاى. به كم و زيادش خدا كار ندارد. به آن روحيه خراب كار دارد، روحيه خراب است كه براى يك انگشتر، گلوبند، دستبند، يك تكه زمين، على عليهالسلام را رها مىكند و رفيق معاويه مىشود.
English