عمل صالح در گرو باور به مبدأ و معاد
در آيه اول، پروردگار مىفرمايد:
« مَنْ عَمِلَ صَــلِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ »
كسى كه حركتش، حركت صالح است. عمل يعنى حركت، كسى كه عمل، حركت، كار و قدم برداشتنش صالح است، صالح يعنى چه؟ يعنى هماهنگ با خواستههاى پروردگار. هر عملى كه هماهنگ با خواست صاحب عالم است، قرآن آن عمل را با صفت صالح ذكر كرده است.
اين آدمى كه حركت و عملش صالح است، در باطن هم با خدا و روز قيامت پيوند دارد؛ هم مبدأ را قبول دارد و هم معاد را. بين خدا و قيامت زندگى مىكند و از اين ميزان هم تجاوزى ندارد.
هر كس يا هر چه سراغش مىآيد، چه مردم و چه باطن خودش، مىگويد: ببينم اين درخواست تو اى انسان، اى زن، اى مرد، اى رفيق، اى شهوت، اى شكم، برابر با خواسته حضرت حق است؟ و معمارى براى آخرت من مىكند؟ من گوش مىدهم، اگر با خواسته مولاى من موافق نيست، آخرتم را خراب مىكند، انجام نمىدهم.
چيزى كه مطابق با خواسته مبدأ و معمار آخرت است، دو دستى به آن مىچسبد و آن را رها نمىكند.
حضرت مىفرمايد: اجازه فوت شدن آن كار را هم نمىدهد، به هر زحمت و مشقتى باشد، انجام مىدهد، مىخواهد تلخ باشد، يا شيرين. مىخواهد تجارت مالى باشد يا شهادت در راه خدا. براى او فرقى نمىكند، چون به مال و جان وابسته نيست، بلكه به مبدأ و معاد وابستگى دارد.
در تجارتخانه براى تجارت برود، به دستور حضرت حق رفته است. به مال كارى ندارد. در جبهه براى جهاد برود، باز هم به دستور او رفته است، به جان كارى ندارد؛ چون نه جان ترمزى براى او در اجراى فرمان خدا است، و نه مال گول زننده او كه او را از دوست جدا كند. او حُرّ است.
English