وسائل هدايت - جلسه نهم (1) - (متن کامل + عناوین)
هدايت براى معمارى آخرت
بهرهبردارى از نعمات الهى
تهران، حسينيه هدايت رمضان 1383
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
در اوايل سوره مباركه آل عمران، خداوند متعال در رابطه با منابعى كه جزء بهرههاى انسان در دنيا است، پنج نعمت را يادآورى كرده است؛ وجود زن، اولاد، مال، حيواناتى كه مردم از آنها در برنامههاى مختلف زندگى؛ اعم از خوراك و پوشاك و باركشى استفاده مىكنند، و زمينهاى كشاورزى، كه به تعبير ديگر، منابع درآمد و اقتصاد خانوادهها است.
اين مجموعه را مىفرمايد:
« ذَ لِكَ مَتَـعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَـءَابِ »(1)
اينها در زندگى دنياى شما، براى شما بهره و سود دارند.
ولى شما توجه داشته باشيد كه شكل بهرهبردارى شما از اين نعمتها، براى شما، معمار و سازنده آخرتِ آباد باشد.
« وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَـءَابِ »
1 ـ آل عمران (3) : 14؛ «اينها كالاى زندگىِ [ زودگذرِ ] دنياست ؛ و خداست كه بازگشت نيكو نزد اوست .»
اگر بخواهيد ظالمانه با اين پنج منبع برخورد كنيد، و تكاليف الهيه را نسبت به اين پنج نعمت اجرا نكنيد، آخرت شما بر باد مىرود و شما در قيامت به عذاب اليم الهى و جريمههاى سنگين ظلمى كه در كنار اين پنج منبع داشتيد، نصيب شما مىشود.
دنيا، محل عبور به سمت آخرت
يك جمله بسيار پر ارزشى سيد رضى در باب حكمتهاى نهج البلاغه، از وجود مبارك اميرالمؤمنين عليهالسلام نقل مىكنند كه حضرت، شكل برخورد مردم را با زندگى دنيا، در دو چهره بيان مىكنند.
اميرالمؤمنين عليهالسلام حكيم، عالم، امام و اهل خدا است و تمام عرفان به حقايق اين هستى در قلب وجود مقدس او مىجوشد.
حضرت مىفرمايد:
« الدُنيا دار ممرٍ و لا دار مقرٍ »(1)
خداوند متعال اين زندگى و دنيا را به شكلى نظام داده كه مىگذرد، تمام شده و به پايان مىرسد، هيچ انسانى را دنيا در خودش نگاه نداشته است كه به او چهره ابدى بدهد. چند سالى شما را نگاه مىدارد و بعد هم شما را از اين خانه بيرون مىكند.
همان طورى كه در رحم مادر نمانديد و بعد از پايان نه ماه، بدون اين كه اختيارى به دست شما باشد، مادر شما درد زاييدن گرفت و رحم مادر، شما را بيرون كرد. اين دنيا هم بعد از چند سال درد زاييدن مىگيرد و شما را بيرون مىكند و براى عالم
1 ـ نهج البلاغه: حكمت 133؛ «وَ قَالَ عليهالسلام الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لاَ دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِيهَا رَجُلاَنِ رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا.»
آخرت مىزايد.آخرت است كه ديگر درد زاييدن نمىگيرد و شما را براى جاى ديگرى نمىزايد. شما در آنجا ماندنى هستيد.
تقسيم بندى انسانها در مسير آخرت
بعد مىفرمايد:
« و الناسُ فيها رجُلان »
كل مردم در اين دنيا به دو دسته تقسيم شدهاند؛
« رجلٌ باع نفسه فأوبقها »
انسانى است كه حسابى سرش كلاه رفته است، و وجود خودش را با شهوات، هواها، اميال، غرائز، شياطين، اهل فساد و لذت حرام، و عناصر دنيا فروخته است.
خودش را فروخت، هيچ گناهى هم در ميان گناهانى كه خدا ذكر كرده است، سنگينتر از اين گناه خودفروشى نيست.
در مقابل اين فروشِ وجود خود « أوبقها » خودش را دچار هلاكت كرد. شخصيت الهى خود را نابود، انسانيت خودش را لگد مال، چراغ هدايت الهى را در وجود خودش با طوفان شهوات و غرائز و شيطانها خاموش كرد و بعد هم مُرد، و پس از مرگ، خود را به عذاب دائم الهى دچار كرد. اين يك نفر است.
« و رجلٍ ابتاع نفسهُ فأعتقها »
و يك نفر هم خودش را مىخرد.
آن نفر اول خودش را فروخت؛ به شهوات، اميال، غرائز، لذتهاى حرام، نامحرمان، مال حرام، عناصر حرام.
ولى اين نفر دوم خودش را خريد. به چه قيمتى خريد؟ به قيمت عبادات، اطاعت از خدا، كار خير، برنامههاى مثبت، اخلاق حسنه، ايمان « فأعتقها » خودش را با اين قيمت سنگين خريد و از عذاب ابد قيامت آزاد كرد.
شما در دعاى دوم قرآن به سر گرفتن، يك تقاضايتان از وجود مقدس پروردگار اين است:
« اَنْ تجعلنى من عتقائك من النار »(1)
خدايا! من را امشب از آزاد شدگان از عذاب جهنم قرار بده.
انبيا و ائمه عليهمالسلام ، پاكان، بامعرفتها و اهل حال، تا زنده بودند، با اين قيمت، خودشان را از اين هستى خريدند؛ با نماز، روزه، امر به معروف، با
« تَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبْرِ »(2)
با عيادت مريض، كمك به مستحق، راست گفتن، گريه كردن، مناجات، توبه، سحر، قرآن و مفاتيح، خودشان را از اين عالم خريدند و آزاد كردند.
خريدند و به نفسشان گفتند:
« أنت حرٌ فى سبيل الله »
برو، ديگر تو براى ابد در راه خدا آزاد هستى.(3)
1 ـ الكافى: 2/629، حديث 9؛ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليهالسلام قَالَ قَالَ تَأْخُذُ الْمُصْحَفَ فِي الثُّلُثِ الثَّانِي مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَتَنْشُرُهُ وَ تَضَعُهُ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الاْءَعْظَمُ الاْءَكْبَرُ وَ أَسْمَاوءُكَ الْحُسْنَى وَ مَا يُخَافُ وَ يُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ النَّارِ وَ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَكَ مِنْ حَاجَةٍ.»
2 ـ عصر (103) : 3؛ «و يكديگر را به حق توصيه نموده و به شكيبايى سفارش كردهاند .»
3 ـ روايت در زمينه مهار نفس چنين وارد شده: الكافى: 8/143، حديث 108؛ «عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ لاَ يَسْأَلَ رَبَّهُ شَيْئاً إِلاَّ أَعْطَاهُ فَلْيَيْأَسْ مِنَ النَّاسِ كُلِّهِمْ وَ لاَ يَكُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ يَسْأَلْهُ شَيْئاً إِلاَّ أَعْطَاهُ فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عَلَيْهَا فَإِنَّ لِلْقِيَامَةِ خَمْسِينَ مَوْقِفاً كُلُّ مَوْقِفٍ مِقْدَارُهُ أَلْفُ سَنَةٍ ثُمَّ تَلاَ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمّا تَعُدُّونَ.»
حقيقت اعمال خوب و بد انسانها
اميرالمؤمنين عليهالسلام در يك فرمايش ديگرشان، اعمال اين دو نوع انسان را ارزيابى مىكنند، كه ارزيابى حضرت را ببينيد چقدر عالى است!
مىفرمايد:
« شتّان ما بين عملين »
بين آن انسانى كه خودش را فروخت ـ چون با يك سلسله حركات بايد خودش را بفروشد ـ و آن انسانى كه خودش را خريد ـ چون با يك سلسله حركات بايد خودش را بخرد ـ فاصله بين اين فروشنده و خريدار، در عمل خيلى زياد است.
حالا به تعبير قرآن مجيد، بُعد اين دو عمل، فاصله بين مشرق و مغرب است.
تمام شدن لذات و باقى ماندن عذاب
« شتّان ما بين عملين عملٌ تذهب لذّته و تبقى تبعته »(1)
عملى كه لذتش تمام شده است؛ لذت شرابخورىها تمام شده، الان ديگر هشتاد سال دارد و نمىتواند بخورد. لذت زنا تمام شده، هشتاد سال دارد و ديگر نمىتواند زنا كند. لذت سفرهاى حرام تمام شده، ديگر نه زانويش را دارد، نه حالش را و نه دكتر اجازه مىدهد كه با ماشين و هواپيما و قطار جايى برود. لذت شب نشينىهاى حرام، نشستن با زنان نامحرم، نشستن با رفيقهاى منحرف، سيگار و
1 ـ نهج البلاغه: حكمت 121؛ «وَ قَالَ عليهالسلام شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ يَبْقَى أَجْرُه.»
ترياك و هروئين.
اميرالمؤمنين عليهالسلام مىفرمايد: اين لذتها تمام شد، زمانش هم كم بود؛ « و تبقى تبعته » ولى تمام آثار اين گناهان و لذتها هم در روح، و هم در قلب و بدن، و هم در پرونده آنها مانده است. امروز و فردا است كه بميرند و از دل آن همه لذتهاى تمام شده، شعلههاى آتش سر بكشد.
عذاب، نتيجه گناهان
قرآن مىفرمايد: گناه در اين عالم هستى مُولِّد عذاب است، چه من بخواهم، چه نخواهم. من نمىتوانم به عمل زنا بگويم: خواهش مىكنم خودتان سرجايتان باشيد، اما توليد عذاب نكنيد. من نمىتوانم به مال حرام بگويم: من شما را مىخورم، اما شما آتش نشو.
قرآن مىگويد:
« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ الْيَتَـمَى ظُـلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا »(1)
زنا آتش است و حرام. مال يتيم آتش است و حرام. ربا آتش است، غيبت، تهمت، مجالس اهل فساد. و احدى هم قدرت جدا سازى جرم را از جريمه ندارد، الا خدا، آن هم با توبه واقعى بندهاش، كه حالا مگر چقدر به كاروان توبه كنندگان مىپيوندند؟
كم بودن توبه كنندگان واقعى
پيغمبر صلىاللهعليهوآله بيست و سه سال زحمت كشيدند، شايد بيش از يك ميليون نفر را از
1 ـ نساء (4) : 10؛ «بىترديد كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مىخورند ، فقط در شكمهاى خود آتش مىخورند ، و به زودى در آتش فروزان در آيند .»
بت پرستى برگرداند. اميرالمؤمنين عليهالسلام كه جنازه پيغمبر صلىاللهعليهوآله را در قبر گذاشت و برگشت، حضرت جعفر بن محمد الصادق عليهالسلام مىفرمايد: از آن يك ميليون يا بيشتر، دوازده نفر ماندند، بقيه از بت پرستى و از شرك، توبه واقعى نكرده بودند.(1) فقط شكلش را عوض كرده بودند.
زمان حضرت سيدالشهدا عليهالسلام به اين كاروان، هفتاد و دو نفر پيوستند، اين هفتاد و دو نفر هم از روز دوم محرم تا بعد از ظهر عاشورا، با اين سى هزار نفر، شب و روز، خصوصى و عمومى، در جنگ، با رجز، با سخنرانى، با نشستن، صحبت كردن، در اين مدت هشت روز، با منبرهاى ابى عبدالله، قمر بنى هاشم، على اكبر، حبيب، بُرير، زُهير، سعيد بن عبدالله، حضرت قاسم، عُون و جعفر، با سخنرانى اين هفتاد و دو نفر، از سى هزار نفر تا بعد از ظهر عاشورا، فقط سه نفر توبه كردند.
حالا كسى پيدا بشود كه با خدا آشتى جدى بكند، كه اين آتش توليد شده از گناه را خاموش كند.
ادامه دارد . . .
English