عرفان در اعمال حج
منابع مقاله:
کتاب : حج در آيينه عرفان
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
سعى صفا و مروه
پس از طواف و نماز طواف براى سعى صفا و مروه مىروى، در آن جايگاه عظيم كه نشان قدم انبيا و ائمه و اوليا و عاشقان و عارفان پيداست، به ادب قدم بردار و با كمال وقار و طمأنينه حركت كن، اينجا جايى است كه حضرت هاجر هفت بار خالصاً لوجه اللّه جهت طلب آب براى فرزندش راهپيمايى كرد، تو نيز به نحو خلوص و اخلاص براى بهدست آوردن آب رحمت و عنايت و لطف و محبت حضرت حق جهت خود و ديگران قدم بردار، آن چنان كه در آخر دور هفتم از دست ساقى حقيقى به نوشيدن شراب طهور نايل آيى و با چشيدن آن مايه سعادت در عالم قلب، لذت اتصال به حقايق را بچشى.
در قسمتى از اين جايگاه مقدس جاى هروله است، به وقت هروله كه تمام بدن به خاطر سرعت گرفتن در قدم برداشتن به حركت مىآيد، قصد و عزمت اين باشد كه خانه تكانى محكمى از وجود خود بنمايى، آن چنان كه تمام برگهاى هواى نفس از درخت وجودت بريزد و اين شجره را كه به آلودگىها به خباثت كشيدهاى، تبديل به شجره طيبه كنى.
از حول و قوه خود با تمام وجود خارج شو كه آنچه به عنوان حول و قوه تصور مىكردى، همان تصور بود، تو را و جميع موجودات را حول و قوهاى جز حول و قوه حضرت حق نيست، در اين مرحله با اتصال به حول و قوه حضرت محبوب، خود را از تمام خواهشهاى غلط نفسانى و اغواهاى شياطين درونى و برونى نجات بده.
[فاخْرُجْ مِنْ غَفْلَتِكَ وَزَلّاتِكَ بِخُرُوجِكَ إلى مِنى وَلا تَتَمَنَّ ما لا يَحِلُّ لَكَ وَلا تَسْتَحِقُّهُ]
حركت به سوى منى
به وقت حركت كردن به طرف منى، قصد كن براى هميشه پرده غفلت را از برابر ديده عقل و قلب بردارى و از تمام لغزشهايت بيرون آمده و روى به جانب طاعت حق كنى و آنچه بر تو حلال نيست و به حقيقت مستحق آن نمىباشى، آرزو نكنى.
[وَاعْتَرِفْ بِالخَطايا بِعَرَفاتٍ وَجَدِّدْ عَهْدَكَ عِنْدَ اللّهِ بِوَحْدانِيَّتِهِ]
عرفات
در سرزمين عرفات كه بسيار جاى مبارك و مقدسى است- و نااميد از رحمت حق در آن سرزمين، به حقيقت بدبختترين انسان روى زمين است- به گناهانت اقرار كن و از حضرت دوست طلب بخشش و عفو داشته باش و عهدت را با حضرت او تجديد كن.
و اين واقعيت را با ذات قلب و جانت لمس كن كه كارگزارى براى تو و همه آفرينش، جز وجود مقدس حضرت احديت نيست.
و از همه مهمتر در هنگام بعد از ظهر در حال طهارت و رو به قبله، با اشك چشم و زارى دل و حالت خضوع و خشوع، دعاى عرفه حضرت سيدالشهدا عليه السلام را بخوان و به وقت خواندن بفهم كه دعايى هم چون آن دعا در تمام دعاها نيست.
[وَتَقَرَّبْ إلى اللّهِ ذا ثِقَةٍ بِمُزْدَلِفَةٍ وَاصْعَدْ بِرُوحِكَ إلَى الْمَلَأِ الْأَعْلى بِصُعُودِكَ إلَى الجَبَلِ]
مشعر الحرام
در مشعر الحرام، قرب حضرت دوست را بجوى و بر عنايت و رحمت او تكيه كن كه او هيچ سائلى را از درگاهش دست خالى برنمىگرداند و به وقت بالا رفتن از كوه مشعر، روح خود- اين مسافر عالى عالم معنى- را تا ملأ اعلى با كمك حضرت حق بالا ببر.
[وَاذْبَحْ حَنْجَرَتَىِ الْهَوى وَالطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبيحَةِ]
ذبح در منى
در سرزمين منى به وقت ذبح كردن، حنجر هوا و هوس و طمع را با كارد تيز ايمان ببر، كه اگر گرگ هوا و حيوان طمع را در آن سرزمين قربانى نكنى، ضمانت حفظى براى سعادت دنيا و آخرتت نخواهد بود.
[وَارْمِ الشَّهَواتِ وَالْخَساسَةَ وَالدِّنائَةَ وَالذَّميمَةَ عِنْدَ رَمْىِ الْجَمَراتِ]
رمى جمرات
به حقيقت به وقت رمى جمرات، ريشههاى شهوات غلط را از سرزمين هستى خويش بينداز و پستى و دنائت و صفات ذميمه را از ميدان حيات خود رمى كن.
[وَاحْلِقِ الْعُيُوبَ الظَّاهِرَةَ وَالْباطِنَةَ بِحَلْقِ رَأْسِكَ]
تراشيدن سر
با تراشيدن سر آن هم با تيغ تيز كه يك موى برجاى نمىگذارد، تمام عيوب باطن و ظاهرت را بتراش و از نفس جز آيينهاى صاف و تابلويى پاك براى انعكاس حقايق ونقش واقعيتها باقى مگذار.
[وَادْخُلْ فى أمانِ اللّهِ وَكَنَفِهِ وَسِتْرِهِ وَكَلائَتِهِ مِنْ مُتابَعَةِ مُرادِكَ بِدُخُولِكَ الْحَرَمَ]
خروج از مِنى
چون از منى برگشتى، با قدم گذاشتن در حرم دوست، قدم در امان و حفظ و حراست و عنايت او بگذار و از متابعت هوا و هوس خود بگذر كه با گذشتن از قيد هوا، امكان دخول در امان دوست براى تو وجود دارد.
[وَزُرِ الْبَيْتَ مُتَحَقِّقاً لِتَعْظيمِ صاحِبِهِ وَمَعْرِفَةِ جَلالِهِ وَسُلْطانِهِ، وَاسْتَلِمِ الْحَجَرَ رِضىً بِقِسْمَتِهِ وَخُضُوعاً لِعِزّتِهِ]
استلام حجر
بيت حق را در حالى زيارت كن كه عظمت و معرفت و جلال و بزرگوارى صاحب خانه را در خانه قلب راسخ و ثابت كرده باشى، نه اين كه بدن در كنار بيت باشد و دل جاى ديگر!!
و در نهايت فروتنى و عجز و خضوع و رضا به داده حق در همه امور استلام حجر كن.
در حديث است كه: حضرت عزت جميع عهود و مواثيق و آجال و ارزاق همه موجودات را در حجر به وديعت گذاشته است و اين فقره از روايت اشاره به همين حديث دارد.
وَوَدِّعْ ما سِواهُ بِطَوافِ الْوَداعِ.
به هنگام طواف وداع، جداً با ما سواى حضرت او وداع كن.
و به اين نكته واقف شود كه جز حضرت او در دنيا و آخرت براى تو رفيقى وجود ندارد.
[وَصَفِّ رُوحَكَ وَسِرَّكَ لِلِقاءِ اللّهِ يَوْمَ تَلْقاهُ بِوُقُوفِكَ عَلَى الصَّفاءِ]
وقوف بر صفا و مروه
به وقت وقوف بر صفا، روح و باطنت را براى لقاى حضرت دوست پاك و خالص كن.
[وَكُنْ ذا مُرُوَّةٍ بِفَناءِ أوْصافِكَ عِنْدَ الْمَرْوَةِ]
و چون بر مروه قرار گرفتى، اوصاف و شخصيت خود را به مردانگى، در مقابل صفات پروردگار خود فانى ببين.
و منيت و انانيت خويش را براى هميشه محو كن، تا در ميدان حيات تو حاكمى و متصرفى جز حضرت دوست نماند.
[وَاسْتَقِمْ عَلى شُرُوطِ حَجِّكَ هذا وَوَفاءِ عَهْدِكَ الَّذى عاهَدْتَ بِهِ مَعَ رَبِّكَ وَأوْجَبْتَهُ إلى يَوْمِ القيامة]
بر تمامى شروط حجت و وفاى به عهدت مستقيم و پايدار و پابرجا باش و واقعيتهاى بهدست آمده از اين سفر را تا روز قيامت از هجوم هر خطرى حفظ كن.
English