بيدارى شبهاى قدر
امشب را پيغمبر و ائمه ما عليهمالسلام سفارش كردهاند كه تا شروع اذان صبح نخوابيد، چه بسا كه در لحظاتى بخواهند به شما نظر كنند، اما شما حاضر نباشيد.
اين كلاسى است كه رضايت ندارند امشب كسى از اين كلاس غايب باشد. آنهايى كه روى تخت بيمارستانها، يا در زندانها هستند، و نمىتوانند در جلسات امشب شركت كنند، فقط به قلبشان بگذرد كه اى كاش امشب ما در مراسم احيا بوديم، خداوند همه چيز به آنها عنايت مىكند.
شما مهمانهايى هستيد كه امشب ملائكه مأمور پذيرايى از شما هستند.
« تَنَزَّلُ الْـمَلَئِكَة وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ »
نه براى يك امر و ده امر.
« سَلَـمٌ هِىَ حَتَّى مَطْـلَعِ الْفَجْرِ »
نخوابيد، تا با دميدن طلوع صبح، خدا از وجود شما طلوع كند، نور معنويت و آخرت از وجود شما سر بزند. قيافه ما بعد از اذان صبح بايد عوض بشود، كه هر كسى ما را ببيند، بگويد: فرق كردهاى.
ما خيال نكنيم كه مطلع الفجر در تمام شهرها و بيابانها همان جايى است كه آفتاب طلوع مىكند. اين مطلع الفجر مادى است، و خيلى پيش خدا نمىارزد.
مطلعُ الفجر واقعىِ خدا تو هستى. تو هستى كه اول اذان صبح، خورشيد وجود خدا بايد از وجود تو سر بزند.
ملائكه بيهوده به زمين نمىآيند. يك مأموريت آنها اين است كه نزديك صبح خودشان را به شما بمالند، نورانى بشوند و برگردند. امشب ما از آسمان فيض نمىگيريم، آسمانىها از ما فيض مىگيرند. امشب واسطه فيض بين خدا و ملائكه ما زمينيان هستيم. امشب آسمان بر زمين نمىدرخشد، زمين بر آسمان مىدرخشد.
« سَلَـمٌ هِىَ حَتَّى مَطْـلَعِ الْفَجْرِ »
امشب بود كه زهرا عليهاالسلام بچههاى سه ساله و چهار سالهاش، حسن و حسين را دو طرف خودش نشاند و يك ظرف آبى را كنار دستش گذاشت، بچهها پرسيدند: مادر اين آب را براى چه آوردهاى؟ فرمود: مىخواهم تا صبح اگر يك وقت چشمتان گرم خواب شد، آب به صورت شما بزنم كه خوابتان نبرد.
English