تواضع و آثار آن - جلسه اول (2) - (متن کامل + عناوین)
مقام على عليه السلام
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا» «2»
پروردگار به پيامبر نفرموده، در كنار قرآن، نبوت را مطرح كند و بگويد: «على نبينا» لكن بايد بگويد: «عَلى عَبْدِنا»؛ يعنى مقام بندگى او به اندازهاى است كه قرآن با همه معانى ملكوتى به قلب ايشان نازل شود، بندگى باعث نزول قرآن شد.
رسالت و نبوت بعد از عبوديت است.
عبادت غير از پيغمبران عليهم السلام باعث كرامت مىشود. كرامت يعنى چه؟ اهل تحقيق بسيار زيبا گفتهاند. كرامت يعنى رسيدن عبد به مقام اجابت؛ زيرا خواستههاى مثبتى كه عبد از خدا دارد، خداوند آنها را در دنيا و آخرت اجابت مىكند. منظور از كرامت معجزه نيست، منظور پديد آمدن خواستههاى مثبت مىباشد كه تنها در شأن خداوند است، كه اجابت مىكند.
نمونهاى از انسانهاى با كرامت
خداوند براى نمونه بعضى از انسانهاى اهل كرامت را در قرآن معرفى مىكند.
«جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ» «3» خداوند مرا اهل كرامت قرار داد و با آنها محشور مىكند.
______________________________
(1)- اسراء (17): 1؛ «تا [بخشى] از نشانههاىِ [عظمت و قدرت] خود را به او نشان دهيم.»
(2)- بقره (2): 23؛ «و اگر در آنچه ما بر بنده خود [محمّد 9] نازل كردهايم، شك داريد [كه وحى الهى است يا ساخته بشر].»
(3)- يس (36): 27؛ «از كرامت يافتگان قرارم داد.»
آوردن تخت ملكه سبا براى سليمان عليه السلام
يكى از كراماتى كه خداوند در قرآن بيان مىكند اين است كه هنگامى كه سليمان عليه السلام به وسيله هدهد از تخت ملكه كشور سبا آگاه شد، هيچ پادشاهى چنين تختى را نداشت، به بزرگان بارگاه خود رو كرد:
«يا أَيُّهَا الْمَلَأُ» «1»
سليمان عليه السلام نفرمود، اى مجموعه بارگاهنشينان من، فرمود: بزرگان بارگاه، «ملأ»؛ يعنى آن افراد برجسته:
«أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ»
كدام يك از شما تخت ملكه سبا را مىتواند به فلسطين بياورد، همه نمىتوانستند اين كار را انجام دهند، فقط كسانى مىتوانستند اين عمل را انجام دهند كه مقام عبادت، آنها را به زلف كرامت گره زده باشد. چون عبادت آنها از معرفت، تسليم، تواضع و نيت خالص سرچشمه مىگيرد، عبادت آثار و كاربرد فراوان دارد.
«قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ»
فردى از جنّيان، به سليمان عليه السلام گفت:
«أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ»
قبل از اينكه از جاى خود برخيزى، تخت ملكه سبا را به اينجا مىآورم، در اينجا معلوم است كه انجام دادن اين عمل، كار جسم نمىباشد؛ زيرا اگر جسم مىخواست اين عمل را انجام دهد، بايد از فلسطين خارج و به سبا مىرفت، تخت را از جا بيرون مىآورد، و روى دوش خود مىگذاشت، پر مىزد و به فلسطين باز
______________________________
(1)- نمل (27): 38- 40؛ «اى سران و اشراف! كدام يك از شما تخت او را پيش از آنكه همگى به حالت تسليم نزد من آيند، برايم مىآورد؟* يكى از جنّيان كاردان و تيزهوش گفت: من آن را پيش از آنكه از مسند خود برخيزى نزد تو مىآورم، و من بر اين [كار] توانا و امينم* كسى كه دانشى از كتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پيش از آنكه پلك ديدهات به هم بخورد، نزد تو مىآورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامى كه سليمان تخت را نزد خود پابرجا ديد، گفت: اين از فضل و احسان پروردگار من است.»
مىگشت. آيه نشان مىدهد كه آوردن تخت قبل از اينكه سليمان عليه السلام بلند شود و بنشيند، فقط با قدرت عبادت انجام مىپذيرد. سحر و جادو نبوده است. چون سحر حقيقت ندارد. بعد جمله «عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ» به سليمان عليه السلام گفت:
«وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ»
من قدرت آوردن تخت را دارم و امين مىباشم. «أَمِينٌ» از ايمان است؛ يعنى من انسان خائنى نيستم، مؤمن خائن نمىشود. كسى كه اهل معرفت، تسليم، تواضع و نيت پاك است، خائن نمىشود.
«قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ»
وجود مبارك آصف بن برخيا به سليمان عليه السلام، گفت:
«أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»
قبل از اينكه دو پلك چشم تو به هم بخورد، تخت را به اينجا مىآورم؛ يعنى مىخواست از آثار عبادت كه كرامت است استفاده نمايد، كرامت؛ يعنى انسان حاجتى را از خدا بخواهد، اگرچه به زبان نياورد، خدا فوراً خواسته او را مستجاب مىكند. البته تمام خواستههاى اهل ايمان با اجابت خدا هماهنگ است؛ زيرا آنها اهل معرفت مىباشند.
«فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ»
تا چشم سليمان عليه السلام به تخت افتاد، نفرمود: اين كار آصف بن برخيا است، تنها كارى كه آصف انجام داد، در دل خود به پروردگار عرض كرد: من از تو مىخواهم به من كمك كنى اين تخت به اينجا بياورم،
«قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي»
سليمان عليه السلام گفت: اين نتيجه اجابت دعا به وسيله پروردگار من است. آصف
يك بنده واقعى بود، خدا فوراً خواسته او را مستجاب كرد. اين كار، از بشر برنمىآيد. تنها كارى كه آن جنّ و آصف بن برخيا انجام دادند، درخواست بود. به چه دليل درخواست آنها به اين سرعت جواب داده شد؟ زيرا به معناى واقعى عبادت رسيده بودند و از آثار عبادت واقعى، كرامت است.
كرامات مرحوم علامه طباطبايى «1»
وجود مبارك مرحوم علامه طباطبايى صاحب تفسير «الميزان» فرمودند: زمانى كه در نجف تحصيل مىكردم پدرم از درآمد مختصرى كه از كشاورزى به دست مىآورد مخارج مرا به نجف مىفرستاد، روابط ايران و عراق تيره شد، مسافرتها قطع شد. پول من تمام شد. هنگام مطالعه، فكر و ذهن من را، نداشتن خرجى مشغول كرده بود، چه خواهد شد؟ خجالت مىكشيدم دردم را به كسى بگويم، يا از كسى پول قرض كنم. فكرم به هم ريخت. چشم خود را از روى كتاب برداشتم، نمىتوانستم مطالعه خود را ادامه دهم، غرق غصّه بودم. صداى در بلند شد، رفتم در را باز كردم، يك چهره نورانى با لباس خاصّ كيسه پولى را به من داد و گفت:
سيدمحمد حسين تا زمانى كه پول از ايران برسد، اين خرجى كفاف تو را خواهد داد و بعد به من گفت: آيا در اين هيجده سال تو را تنها گذاشتيم؟ علامه گفت: آقا شما؟ آن شخص گفت: من شاه حسين هستم و رفت. باز هم فكر كردم، آيا من خواب ديدم يا بيدار بودم؟ ولى يقين كردم من خواب نبودم، كيسه را گرفتم. بعد از مدتى درسها تعطيل شد. براى ديدن خانوادهام به تبريز آمدم.. وقتى در نجف بودم، به وادى السلام براى فاتحه اموات مىرفتم، در تبريز نيز به قبرستان آمدم، در ميان قبرها مىگشتم، يك سنگ قبرى را ديدم كه بر روى آن شاه حسين نوشته شده بود، ايشان سيصد سال قبل مرده بود. بعد من فكر كردم چرا صاحب اين قبر وقتى پول را به من داد، گفت: هيجده سال؟ من كه بيست و چند سال در نجف بودم. بعد
______________________________
(1)- سيد محمدحسين طباطبايى در سال 1321 ه. ق در تبريز در خانوادهاى اصيل متولد شد. بعد از دوران طفوليت و گذراندن دروس مكتب به درسهاى حوزوى نزد مرحوم شيخ محمدعلى سرابى مشغول شد. سيد محمدحسين براى ادامه تحصيل راهى نجف اشرف شد و در همان روزهاى اول شخصيت وارستهاى چون حاج ميرزا على آقا قاضى رحمه الله به سراغ وى آمده و خطاب به او اينگونه مىگويد: كسى كه به قصد تحصيل به نجف مىآيد خوب است علاوه بر تحصيل از فكر تهذيب خود غافل نماند.
علامه مدت 11 سال در كنار مرقد اميرالمؤمنين عليه السلام كسب علم كرده و از محضر بزرگانى چون آية الله نائينى، سيد ابوالحسن اصفهانى، سيد حسين بادكوبهاى، سيد ابوالقاسم خوانسارى، حجت، حاج ميرزا على ايروانى، و ميرزا على اصغر ملكى كسب فيض نمود. علامه در سال 1314 ه. ش به تبريز مهاجرت كرد. پس از 7 سال تدريس به قم مهاجرت نموده و در اين مدت تفسير شريف الميزان كه اين كتاب ثمر 20 سال تلاش شبانه روزى علامه است را تأليف نمودند.
از جمله شاگردان او: شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، امام موسى صدر، ناصر مكارم شيرازى، شهيد مفتح، مصباح يزدى، ابراهيم امينى، جوادى عاملى، حسن زاده آملى و غيره ... مىباشند.
ايشان بعد از 81 سال عمر در جوار حرم حضرت معصومه عليها السلام رحلت كردند و همانجا به خاك سپرده شدند.
حساب كردم، از وقتى كه لباس علما را پوشيدم تا آن وقتى كه اين پول را به من دادند هجده سال است.
آثار عبادت
عبادت كرامت مىآورد. كرامت؛ يعنى از او بخواهند و او در جواب تأخير نياندازد. روزه تركيبى از عرفان است كه به امر خدا مىباشد، مبطلات و مقوّمات آن چيست؟ روزه تركيبى از تسليم است، خود را به خدا و فرمان خدا واگذار كردن است كه بگويم غذا نمىخورم، تواضع مىكنم و روزه را مىگيرم، و نيت من فقط براى تو است، و بدن خود را به ميدان مىآورم كه معرفت، تسليم، تواضع و نيت را تحقق دهد. وقتى روزه را گرفتيد، آثار فراوانى دارد، يكى از آن آثار تقوا است.
«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «1»
روح تقوا موجب مىشود كه در پايان ماه رمضان با اين عبادت و تركيبات آن، شما يك عبدالله واقعى خواهيد شد.
آثار روزه ماه رمضان
به خاطر اين است كه مىگويند اگر روزهدار در شب عيد فطر، خواستههاى مثبت خود را از خدا بخواهد، خداوند اجابت مىكند؛ يعنى روزه، شما را به كرامت مىرساند و اثر ديگر آن، پروردگار فرموده «الصوم لى» روزه مال خود من است، اما در ساير عبادات، با هم شريك هستيم. اما روزه ويژه من است، «وأنا أجزى به» «2» پاداش روزه بر عهده خودم مىباشد، در قيامت، اجر و ثواب روزه با من مىباشد، حساب رسى با انبيا و ملائكه نيست؛ يعنى شما از فيض اين عبادت- كه تقواى در دنيا و پاداش ويژه الهى در آخرت است- غير از آن كرامت، بهرهمند
______________________________
(1)- بقره (2): 183؛ «روزه بر شما مقرّر و لازم شده، همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرّر و لازم شد، تا پرهيزكار شويد.»
(2)- الكافى: 4/ 63، باب ما جاء في فضل الصوم و الصائم..؛ «عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ.»
خواهيد شد.
|
خوشا آنان كه الله يارشان بى |
كه حمد و قل هو الله كارشان بى |
|
|
خوشا آنان كه دائم با تو باشند |
بهشت جاودان بازارشان بى «1» |
|
دو خوشحالى براى روزهدار
پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله از پروردگار نقل مىكنند
«انّ للصّائم فرحتين»
براى روزه دار، دو خوشحالى مىباشد،
«اذا افطر فرح» «2» اولين خوشحالى، اول اذان مغرب و وقت افطار مىباشد، روزهدار خوشحال است كه امروز فرمان پروردگار را اجرا كرده است. خوشحالى ديگر، در قيامت است. آن وقتى كه اجر روزه را به او مىدهند، روزه دار در اول افطار غصّهدار نمىباشد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
______________________________
(1)- باباطاهر عريان.
(2)- من لايحضره الفقيه: 2/ 75، باب فضل الصيام: 74؛ «1773- وَ قَالَ صلى الله عليه و آله قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ وَ لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ حِينَ يُفْطِرُ وَ حِينَ يَلْقَى رَبَّهُ عز و جل وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ عِنْدَ اللَّهِ أَطْيَبُ مِنْ رِيحِ الْمِسْكِ»
English