حقيقت سوم: شباهت صفات سلبيه خداوند با روزه
روزه همرنگ خدا است اما حج، جهاد و نماز همرنگ خدا نيست، در حج مردم مناسك بجا مىآورند، در جهاد اسلحه به روى دشمن مىكشند، در نماز ركوع و سجود مىكنند.
اما روزه يك امر غيبى و پنهانى است، يك امر سلبى است؛ يعنى همرنگ با صفات سلبيّه پروردگار است و غيبى است؛ زيرا خدا نمىخورد، روزه دار هم نمىخورد، خدا نمىآشامد، روزه دار هم نمىآشامد، خداوند اهل شهوت نيست، روزه دار هم در زمان روزه اهل شهوت نيست، اين همرنگى را با صفات سلبيّه دارد، انسان هر جايى كه نماز مىخواند، همه مىفهمند مشغول نماز خواندن است، در مكه انسان را مىبينند كه مشغول مناسك حج است، شخص را در جبهه مىبينند كه براى خدا اسلحه به دست مىگيرد، اما شما نمىتوانيد از روزه يكديگر با خبر شويد، اگر كسى از شما بپرسد روزهايد، شما لازم نيست بگوييد من روزه هستم، مىتوانيد توريه كنيد، كارى كه حضرت يوسف عليه السلام كرد، خودش جام كيل گندم را در بار برادران خود گذاشت و بعد هم گفت:
«أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ»
شما دزد هستيد اما منظور او اين نبود كه جام حكومت را دزديديد، منظور ايشان اين بود كه شما در روز روشن يوسف را از دامن پدر دزديديد و برديد، حالا كسى از شما مىپرسد، شما كه به مسجد آمديد روزه هستيد؟ شما مىتوانيد بگوييد من مريض هستم، مىتوانيد روزه خود را نگه داريد و اعلان نكنيد، پس در ميان جمع مىتوان روزه را آشكار نكرد و روزه در غيب و پنهان بودن هم همرنگ ذات حق است. پس اينكه مىفرمايد: «الصوم لى»؛ يعنى مانند من غيب و پنهان است، داراى صفت سلبى است.
English