حقيقت دوم: معرفت و آگاهى در گرسنگى
طبق آيات قرآن، نهايت شرافت و ارزش، در معرفت، فهم و آگاهى انسان است.
«يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»
در قيامت بعد از صف انبيا عليهم السلام آگاهان و اهل معرفت قرار دارند. انسان شكمپرست، «2» نمىتواند اهل معرفت شود، چه معرفت كسبى و چه معرفت الهامى. اين دو مورد در قرآن مطرح است. معرفت كسبى اين است كه انسان سر كلاس درس برود و گوش بدهد و تغذيه علمى شود. معرفت الهامى اين است كه كارى انجام دهد كه لياقت پيدا كند كه خدا بدون معلم، يك بخشى از علم را به انسان الهام نمايد.
راه رسيدن به معرفت كسبى و الهامى كمخورى مىباشد. ائمه مىفرمايند:
«لايدخل حكمة جوفاً ملأ بطناً» «3» حكمت الهى به باطن كسى كه دائم شكم او پر است، وارد نمىشود.
«من أخلص لله اربعين صباحاً»
كسى كه چهل شبانه روز در همه چيز، نه فقط در نيت، در عمل، لقمه، اخلاق، برخورد، خالص شود:
«جرت من قلبه على لسانه ينابيع الحكمة» «4» ما از گرسنگان و كم خوراكها مسائل عظيمى را مىدانيم، از طريق روايات و حكاياتى كه از زندگى آنها بيان شده است.
قناعت مرحوم شيخ انصارى
روزى هم درس شيخ انصارى در نجف به شيخ گفت: ما مانند تو درس نخوانديم و استاد نديديم، شيخ فرمود: چرا؟ او گفت: پس تو چرا شيخ انصارى شدى و ما مانديم، شما جاده را رفتى و ما مانديم، شما صاحب بيان، مرجعيت، تأليف و نورانيت باطن شدى و ما بىبهره مانديم. ايشان فرمودند: يك روز در كاشان مىخواستيم ناهار بخوريم، پول هر دو نفر ما به اندازه خريد يك نان بود، بيشتر هم نداشتيم، جنابعالى به من فرموديد: اين عطّارها و بقّالهاى نزديك مدرسه، ما را مىشناسند، براى ما احترام قائل هستند، نسيه هم به ما مىدهند. من نمىتوانم نان خالى بخورم، مىخواهم حلوا و ارده كاشان نسيه كنم. من به تو گفتم به همين نان خالى قناعت كن.
|
اندرون از طعام خالى دار |
تا در آن نور معرفت بينى |
|
نه اينكه نخور؛ يعنى از آن چيزى كه اضافهتر است نخور، نيازى هم به نسيه نداريم. تو قبول نكردى، رفتى و حلوا را نسيه كردى و آوردى، من حتى لبه نانى كه حلوا به آن ماليده شده بود، نخوردم، ما نخورديم و شيخ انصارى شديم، تو خوردى و هيچ چيزى نشدى.
روزه به انسان زمينه مىدهد و او را براى كسب تعليمات الهى يا الهامى مستعدّ مىكند. نمونه تعليمات الهى را مىتوان در مساجد و مجالس مشاهده كرد، كه مردم با داشتن ضعف، گرسنگى، تشنگى، گرما و ترافيك سنگين شهر و راههاى دور به مساجد مىآيند، روزه به آنها حوصله، شوق و توفيق مىدهد، از گوشه و كنار شهر مىآيند و دو ساعت از وقت خود را براى تعليمات الهى صرف مىكنند و هر روز عالمتر از ديروز از مسجد بيرون مىروند و يقيناً شما در قيامت، صف دوم قرار خواهيد داشت. شما در حدّ خود عالم هستيد. اما اگر شرايط معنوى روزه رعايت شود، واقعاً قلب شما آماده گرفتن حكمت الهامى خواهد بود، من خيلى از لطائف و نكاتى كه آموختم از همين افرادى كه حكمت الهى به آنها عنايت شده، ياد گرفتم.
«وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً»
پس ارزش روزه، به كاربرد علمى و حكمتى و معرفتى آن است، كه به انسان آمادگى مىدهد. در اين گرسنگى و تشنگى، قلب به پروردگار عالم وصل مىشود و از نور معرفت، عقل و قلب صفا مىگيرد.
به اين علت خدا فرمود: «الصوم لى» چون خودش معلم است.
«عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»
روزه را زمينه اين تعليم حكمت و معرفت قرار داده است ولى جهاد، حج، انفاق و نماز اين طور نيست.
English