عاقبت بدگمانى به پروردگار
بنابراين هيچ مؤمنى نبايد نسبت به اعمالش كه عمل كامل و جامع انجام داده، نگرانى داشته باشد، و نبايد نسبت به دنيا و آخرت خود، دچار بدگمانى به پروردگار شود. من يك عمر زحمت كشيدم و پاك زيستم، اخلاق حسنه داشتم، اما فكر نمىكنم كار ما به جايى برسد كه در روز قيامت مورد لطف قرار بگيريم. اگر چنين حالى در باطن انسان قرار بگيرد، اين قدر اين حال مورد نفرت خدا است كه در روايات ما آمده است كه گاهى كار بدگمان به جايى مىرسد كه درِ نجات را به روى خود مىبندد. انسان نبايد به خداى مستجمع جميع صفات كمال، كه الله است، به خداى رحمان كه در مهربانى او بخشندگى وجود دارد و خداى رحيم كه بهشتها ومساكن طيّبه و رضوان من الله اكبر را وعده داده، بدگمان باشد، اينجا جاى بدگمانى نيست. بدگمان در حقيقت مىخواهد خدا را نامهربان معرفى كند. بدگمان مىخواهد خدا را يك خدايى كه بنا ندارد مزد زحمت بندهاش را بدهد معرفى كند. لذا در روايت بسيار مهم ما كه قسمتى از آن در جلد يازدهم «وسائل الشيعه» نقل شده، در قيامت دستور مىدهند كه انسان را با پرونده كامل به جهنم ببرند، به پروردگار مىگويد: من كه گناهى مرتكب نشدم، من كه همه فرمانهاى تو را اجرا كردم، من كه اهل عبادت رب و خدمت به خلق بودم، به چه علت حكم به جهنم بردن من را صادر كردى، خطاب مىرسد من باگمان خودت با تو معامله مىكنم، در دنيا به من سوء ظن داشتى، من با همان حالت با تو معامله مىكنم.
English