لطفا منتظر باشید

مراحل رسيدن به معرفت‏

«نُؤْتِهِ مِنْها» انسان از طريق انبيا عليهم السلام قرآن و ائمه طاهرين عليهم السلام به قيامت معرفت پيدا كرده است، كه بعد از اين دنيا، دنياى ديگرى وجود دارد، آن دنيا، دنياى ظهور حقايق، كمالات و جلوه‏هاى حق است، ظهور فيوضات پروردگار است، گوشه‏اى از اين جلوه‏ها، بهشت است.

معرفتى كه پيدا كرده، با اينكه در دنيا زندگى مى‏كند، فكرش به آخرت گره مى‏خورد، براى ساختن آخرت خود كوشش مى‏كند، از راه حلال ازدواج مى‏كند، بچه‏دار مى‏شود، مغازه‏دار و كارخانه‏دار مى‏شود، پول دار مى‏شود، اما به اندازه نياز خود مصرف مى‏كند، بقيه آن را با پروردگار و براى آخرت معامله مى‏كند. حتى براى خدا هم معامله نمى‏كند. مى‏گويد: خدا آخرت را در برابر من قرار داده، خداوند مى‏فرمايد: براى آخرت خود بكوش كه من براى آبادى آخرت مى‏كوشم.

اين مجموعه، او را وادار به عبادت مى‏كند، او را وادار به خدمت به خلق مى‏كند، از اينكه دچار حرص، بخل و فرهنگ باطل نشود به طرف خدا مى‏رود، با ابزار حلال و پاك، كشتى او آرام مى‏شود، در اين دنيا حركت مى‏كند، ساحل اين كشتى بهشت است، سرنشينان او كنار درِ بهشت پياده مى‏شوند.

«ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ»

ملائكه در آنجا ايستاده‏اند، براى اينكه به اينان تعارف كنند، براى ورود به بهشت، به سلامت و به امنيت آنها را راهنمايى مى‏كنند.

كسى كه فكرش مشغول به آخرت شد و براى آخرت تلاش كند، عمل آنها به نيكى مورد قبول قرار مى‏گيرد.

«مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى‏ لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ‏ مَشْكُوراً»

معنى كلمه مشكور در اين آيه اين است كه خدا تمام تلاش او را براى آخرت به احسن وجه قبول مى‏كند. پروردگار مى‏فرمايد: پرونده‏ات را امضاء مى‏كنم، و بهشت را نصيب تو مى‏كنم و انبيا، صديقين، شهداء و صالحين را همنشين تو مى‏كنم. بعد مى‏گويد: خانواده خود را مى‏خواهم، خدا به او مى‏گويد:

«وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ»

اگر خانواده او انسان‏هاى خوبى هستند، آنان را نيز به بهشت بياوريد.

«نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»  «مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً»

از طريق توبه، گناهان دوران جوانى آنها بخشيده مى‏شود و وارد بهشت مى‏شوند، اين جاده آخرت است.

«إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً»

و كمترين آزارى نخواهند ديد. اين سند قرآنى است.

و اما سوم: گروهى هستند كه در قرآن و روايات مطرح هستند. فكر، حركت باطنى، خواسته و حركت فيزيكى دارند، يك مراد و يك مطلوب هم بيشتر ندارند، اما زلف فكر اينها به شخص پروردگار گره مى‏خورد؛ يعنى متعلّق فكر، خزانه بى‏نهايت و حقّ مى‏باشد. متعلّق فكر، كسى است كه شب‏هاى ماه رمضان هزار اسم او را در جوشن كبير مى‏خوانيم، كه تقريباً نهصد و نود اسم آن فقط نشان دهنده رحمت است، البته دو اسم، نشان دهنده غضب است، البته براى بيگانگان‏

و غريبه‏ها مى‏باشد.

در جهنم را باز مى‏كنند و مى‏گويند جاى عاصى اينجا است، در بهشت را باز مى‏كنند و مى‏گويند جاى مطيع اينجا است:

«وهم والجنّة كمن رآها و هم والنار كمن رآها»  به على عليه السلام بهشت و جهنم را نشان دادند، على عليه السلام گفت: به بهشت و جهنم كارى ندارم،

«الهى ما عبدتُكَ خوفاً من عقابك»

جهنم و بهشت تأثيرى در يك ركعت عبادت من ندارد.

«ولا طمعاً فى ثوابك بل وجدتُك أهلًا للعبادة فعبدتُك» طمعى به بهشت تو ندارم، اگر بهشت را هم نشان من نمى‏داديد، نماز من، همان نماز بود.

«لو كُشِف الغطاء ما ازددتُ يقيناً» على عليه السلام مى‏فرمايد: همه چيز من تو هستى. ما نمى‏توانيم مانند على عليه السلام شويم، كار باطنى و فكرى مى‏برد. فداى خاك كف پاى أبى عبدالله شوم، أبى عبدالله در گودال مى‏فرمايد:

ما از تو نداريم بغير از تو تمنّا

 

حلوا به كسى ده كه محبّت نچشيده‏

     

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه