لطفا منتظر باشید

پیامبر اعظم (ص) در آیینه قرآن

پیامبر اعظم (ص) در آیینه قرآن
مقاله، نام‌ها، اوصاف، مقامات و فضایل پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را در قرآن بررسی کرده و جایگاه والای ایشان را تبیین می‌کند.

عناوین این مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله در آیینه قرآن

نام‌ها، اوصاف، مقامات و مناقب رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

مقدمه

قرآن کریم، متقن‌ترین و بهترین کتاب در معرفی و شناساندن پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله است؛ زیرا این کتاب، کلام وحی و سخن خداوند متعال است و از جهت حقانیت و درستی مطالب، معتبرترین کتاب به شمار می‌رود.

خداوند متعال در قرآن کریم، در آیات متعددی درباره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله سخن گفته است. در این آیات، گاهی به‌طور مستقیم و گاهی به‌صورت غیرمستقیم، شخصیت رسول گرامی اسلام معرفی شده است.

این معرفی در قالب‌هایی همچون ستایش و تمجید از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، بیان اوصاف و شئون آن حضرت، ذکر مقامات و مناقب ایشان و تبیین عظمت روحی و جلوه‌های مختلف شخصیتی و رفتاری آن بزرگوار صورت گرفته است.

در این مقاله، جلوه‌هایی از شخصیت پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله در آیات قرآن کریم، در سه بخش کلی «نام‌ها و اوصاف»، «مقامات» و «فضایل و مناقب» بررسی می‌شود.

بخش اول: نام‌ها و اوصاف پیامبر (ص) در قرآن

۱. نام‌های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در قرآن

در برخی روایات، به نام‌های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در قرآن کریم اشاره شده است. در اینجا، ضمن دو روایت، این نام‌ها بیان می‌شود.

در روایتی از امام باقر علیه‌السلام آمده است که فرمودند:

«إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَشَرَةَ أَسْمَاءٍ، خَمْسَةٌ فِی الْقُرْآنِ وَ خَمْسَةٌ لَیْسَتْ فِی الْقُرْآنِ؛ فَأَمَّا الَّتِی فِی الْقُرْآنِ فَمُحَمَّدٌ وَ أَحْمَدُ وَ عَبْدُاللَّهِ وَ یس وَ ن.»[1]

«برای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ده نام است که پنج نام در قرآن و پنج نام در غیر قرآن است. نام‌هایی که در قرآن آمده عبارت‌اند از: محمد، احمد، عبدالله، یس و ن.»

همچنین در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که «طه» از اسامی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است و معنای آن «یا طالبَ الحقِّ الهادی إلیه»؛[2] یعنی «ای کسی که طالب حقی و به سوی آن هدایت می‌کنی» بیان شده است.

بر اساس این دو روایت، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در قرآن کریم با شش نام معرفی شده است:

۱ـ۱. محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله

خداوند متعال می‌فرماید:

«وَالَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَآمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بالَهُمْ.»[3]

نام مبارک «محمد» در آیات دیگری نیز آمده است؛ از جمله در سوره آل‌عمران، آیه ۱۴۴؛ سوره احزاب، آیه ۴۰ و سوره فتح، آیه ۲۹.

۱ـ۲. احمد

خداوند از زبان حضرت عیسی علیه‌السلام می‌فرماید:

«وَإِذْ قالَ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یا بَنی إِسْرائیلَ إِنّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جاءَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ.»[4]

۱ـ۳. عبدالله

خداوند متعال می‌فرماید:

«وَأَنَّهُ لَمّا قامَ عَبْدُاللَّهِ یَدْعُوهُ کادُوا یَکُونُونَ عَلَیْهِ لِبَداً.»[5]

۱ـ۴. یس

«یس» نیز بنا بر روایات یادشده، از نام‌های رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در قرآن کریم شمرده شده است.

۱ـ۵. ن

خداوند متعال می‌فرماید:

«ن وَالْقَلَمِ وَما یَسْطُرُونَ.»[6]

بر اساس روایت امام باقر علیه‌السلام، «ن» نیز از نام‌های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به شمار آمده است.

۱ـ۶. طه

«طه» نیز بر اساس روایت امام صادق علیه‌السلام از نام‌های رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دانسته شده است.

۲. اوصاف پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در قرآن

در قرآن کریم، اوصاف فراوانی برای پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ذکر شده است. در ادامه، به برخی از مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود.

۲ـ۱. شاهد، مبشّر، نذیر، داعی الی‌الله و سراج منیر

این اوصاف والا در قرآن کریم چنین بیان شده است:

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذیراً * وَداعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِراجاً مُنیراً.»[7]

بر اساس این آیات، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله «شاهد» و گواه بر امت، «مبشّر» و بشارت‌دهنده، «نذیر» و بیم‌دهنده، «داعی الی‌الله» و دعوت‌کننده به سوی خدا و «سراج منیر»؛ یعنی چراغی روشنایی‌بخش است.

۲ـ۲. رئوف و رحیم

دو صفت «رئوف» و «رحیم»، همراه با دو ویژگی مهم اخلاقی پیامبر رحمت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله، در قرآن چنین بیان شده است:

«لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ.»[8]

«به‌یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج‌های شما بر او دشوار است؛ بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است.»

در این آیه کریمه، علاوه بر دو صفت «رئوف» و «رحیم»، به دو ویژگی اخلاقی مهم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره شده است.

ویژگی نخست این است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله چنان خیرخواه، همدرد و دوستدار مردم بود که رنج و سختی آنان، آن حضرت را آزرده‌خاطر می‌ساخت و برای ایشان دشوار بود که انسانی را گرفتار رنج و سختی ببیند.

ویژگی دوم، دلسوزی فوق‌العاده آن حضرت برای هدایت مردم است. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نمی‌خواست حتی یک نفر از مسیر هدایت دور بماند. ازاین‌رو، خداوند از اهتمام فراوان آن حضرت به هدایت مردم با تعبیر «حَریصٌ عَلَیْکُمْ» یاد کرده است.

خداوند متعال در سوره کهف نیز خطاب به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

«فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفاً.»[9]

گویی اگر آنان به این سخن ایمان نیاورند، می‌خواهی از شدت اندوه در پی آنان، جان خود را از دست بدهی.

در قرآن کریم اوصاف دیگری نیز برای آن حضرت بیان شده است. در ادامه، برای رعایت اختصار، به برخی از اوصافی اشاره می‌شود که قرآن آنها را هم درباره خداوند و هم، با حفظ مراتب و تفاوت‌های اساسی، درباره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به کار برده است.

اوصاف مشترک قرآنی خداوند و رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

خداوند سبحان اوصافی را برای خود در قرآن کریم ذکر کرده و همان اوصاف را، در مرتبه‌ای متناسب با مقام رسالت و عبودیت، برای رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز بیان فرموده است.

۱. قرائت قرآن

خداوند، قرائت قرآن را به خود نسبت داده و فرموده است:

«إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ * فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ.»[10]

در عین حال، به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمان قرائت می‌دهد:

«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ.»[11]

۲. تلاوت قرآن

خداوند متعال خود را تلاوت‌کننده آیات معرفی می‌کند:

«تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ.»[12]

از سوی دیگر، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را نیز تلاوت‌کننده آیات الهی معرفی می‌کند:

«یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا.»[13]

و به آن حضرت فرمان می‌دهد:

«وَاتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتابِ.»[14]

۳. ترتیل قرآن

خداوند متعال ترتیل قرآن را به خود نسبت داده و می‌فرماید:

«وَرَتَّلْناهُ تَرْتیلاً.»[15]

و به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز فرمان می‌دهد:

«وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً.»[16]

۴. قول و کلام

خداوند متعال، همان‌گونه که قرآن کریم را کلام خود معرفی می‌کند، در مقام ابلاغ نیز آن را «قول رسول کریم» می‌خواند:

«إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَریمٍ.»[17]

۵. تعلیم قرآن و حکمت

خداوند خود را معلم قرآن معرفی می‌کند:

«الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ.»[18]

و همین وصف را، در مرتبه رسالت، به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نسبت داده و می‌فرماید:

«وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ.»[19]

البته اسناد وصف «معلمی قرآن» به خداوند، بالذات و بالأصاله است و نسبت آن به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، در پرتو تعلیم و اذن الهی است.

بخش دوم: مقامات والای پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله در قرآن

خداوند متعال در آیات قرآن کریم، گاهی به‌صراحت و گاهی به‌صورت ضمنی، به مقامات پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره فرموده است. در این بخش، برخی از این مقامات بررسی می‌شود.

۱. مقام خاتمیت

قرآن کریم درباره مقام خاتمیت می‌فرماید:

«ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَلکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخاتَمَ النَّبِیّینَ.»[20]

مقصود از خاتمیت، هم خاتمیت زمانی و هم خاتمیت رتبی در قوس صعود است. «خاتَم» به معنای مهر است که در پایان نوشته قرار می‌گیرد. خداوند سبحان با فرستادن پیامبران، پیام‌های خویش را برای جوامع بشری فرستاد و پس از پایان این سلسله، نبوت را با فرستادن پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ختم کرد و صحیفه رسالت را با وجود مبارک خاتم‌المرسلین مهر فرمود؛ بنابراین، پس از آن حضرت، جایی برای نبوت و رسالت دیگری باقی نمی‌ماند.

از این آیه کریمه می‌توان دو نکته را استفاده کرد: نخست آنکه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله واجد همه مزایای مشترک پیامبران و نیز دارای ویژگی‌هایی اختصاصی است که پیامبران پیشین فاقد آن بوده‌اند. دوم آنکه تا روز قیامت، کسی برتر از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نخواهد آمد؛ زیرا رسول خدا انسان کامل است و اگر فردی کامل‌تر از ایشان وجود می‌داشت، او شایسته مقام خاتمیت بود.

۲. مقام عبودیت مطلقه

خداوند، رب و پروردگار عالمیان است؛ اما انسان‌ها، متناسب با مراتب وجودی خود، تحت تدبیر اسمای الهی قرار می‌گیرند. برخی در حقیقت، مظهر اسم رزاق، جلیل، باسط یا کریم‌اند؛ اما پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله «عبده» است و در عالی‌ترین مرتبه عبودیت قرار دارد.

پروردگاری که مربی و مدبر شخصیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است، نهایی‌ترین مرتبه را داراست و در قوس صعود، مقامی برتر از مقام مربوبیت شخص رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیست. آن حضرت به عالی‌ترین اسم از اسمای حسنای خدای سبحان منسوب است؛ یعنی «هو» که ناظر به هویت مطلقه است.

خداوند متعال می‌فرماید:

«هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَدینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ.»[21]

قرآن کریم هنگامی که تعبیر «عبد» را درباره برخی پیامبران به کار می‌برد، نام آنان را نیز ذکر می‌کند:

«وَاذْکُرْ عِبادَنا إِبْراهیمَ وَإِسْحاقَ وَیَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدی وَالْأَبْصارِ.»[22]

اما درباره رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، تعبیر «عبده» را نیز به کار می‌برد؛ تعبیری که از مقام ویژه عبودیت آن حضرت حکایت دارد.

۳. مقام بالاترین رتبه وجودی

خدای سبحان به پیامبرش فرمان می‌دهد که بگوید:

«لا شَریکَ لَهُ وَبِذلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمینَ.»[23]

منظور از «اول المسلمین»، اولیت ذاتی و رتبی است، نه صرفاً اولیت زمانی.

خدای سبحان درباره هیچ پیامبری تعبیر «اول المسلمین» را به این صورت به کار نبرده است. حضرت ابراهیم علیه‌السلام، با اینکه پیش از پیامبر اسلام و سرسلسله پیامبران ابراهیمی بود، دعا کرد:

«رَبَّنا وَابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکّیهِمْ.»[24]

بااین‌حال، خداوند به حضرت ابراهیم علیه‌السلام نفرمود که بگوید «من اولین مسلمانم». حضرت نوح علیه‌السلام، شیخ‌الانبیا، و حضرت آدم علیه‌السلام، ابوالبشر، نیز با چنین تعبیری معرفی نشده‌اند.

تنها کسی که قرآن کریم از او با عنوان «اول المسلمین» یاد می‌کند، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است. بنابراین، روشن می‌شود که این اولیت، زمانی و تاریخی نیست؛ زیرا اگر مقصود، اولیت زمانی بود، هر پیامبری نسبت به قوم خود می‌توانست نخستین مسلمان باشد.

از این‌رو، این تعبیر می‌تواند ناظر به برتری رتبی و وجودی رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله باشد؛ به‌گونه‌ای که در مرتبه وجودی آن حضرت، کسی هم‌رتبه او نیست.

۴. مقام «اسوه حسنه»

قرآن کریم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را اسوه و الگوی انسان‌ها معرفی کرده و می‌فرماید:

«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.»[25]

در این آیه شریفه، تنها پیروی از آن حضرت در مسائل اخلاقی و فقهی مورد نظر نیست، بلکه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در تمام شئون زندگی و مسیر قرب الهی، اسوه و الگو است.

آن حضرت راه ولایت، انس با عالم غیب، دریافت تأییدات الهی و دستیابی به مقامات والای معنوی را طی کرده و به همین جهت، الگوی دیگران شده است.

اگر کسی بخواهد از مراتبی همچون «فتح مبین»، «کوثر»، «شرح صدر» و «فتح قریب» بهره‌ای ببرد، باید به اندازه ظرفیت خود، پیرو آن حضرت باشد. اگر می‌گوییم:

«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری»[26]

راه تحقق آن، پیروی از کسی است که خداوند سینه او را گشوده است.

۵. مقام «خلق عظیم»

خداوند متعال پیامبر خود را به داشتن عظمت اخلاقی می‌ستاید:

«وَإِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظیمٍ.»[27]

خداوند با جمله‌ای اسمیه و همراه با تأکید می‌فرماید: تو دارای اخلاقی عظیم هستی.

هنگامی که خدای سبحان چیزی را به عظمت یاد می‌کند، روشن می‌شود که آن امر از عظمتی فوق‌العاده برخوردار است؛ زیرا خداوند هر چیزی را با وصف «عظیم» نمی‌ستاید.

درباره دنیا می‌فرماید:

«مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ.»[28]

و درباره دسیسه شیطان می‌گوید:

«إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعیفاً.»[29]

اما هنگامی که از اخلاق رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله سخن می‌گوید، آن را «خلق عظیم» معرفی می‌کند. این تعبیر نشان می‌دهد که آن حضرت، ملکات و فضایل نفسانی را در عالی‌ترین مرتبه دارا بوده است.

۶. مقام رأفت و رحمت

رحمت و رأفت، از صفات فعل خداوند است. بارزترین مظهر این رحمت در میان انسان‌ها، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

خداوند برای خود رحمتی عام و رحمتی خاص بیان می‌کند. درباره رحمت عام می‌فرماید:

«رَحْمَتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ.»[30]

یعنی هر آنچه مصداق «شیء» است، مشمول رحمت الهی است.

از سوی دیگر، درباره رحمت ویژه می‌فرماید:

«فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ.»[31]

درباره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز می‌فرماید:

«وَما أَرْسَلْناکَ إِلّا رَحْمَةً لِلْعالَمینَ.»[32]

بنابراین، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مظهر رحمت الهی برای جهانیان است و در عین حال، نسبت به مؤمنان از رحمتی ویژه برخوردار است:

«بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ.»[33]

۷. مقام شامخ رسالت

خدای سبحان نعمت رسالت را از بزرگ‌ترین و وزین‌ترین نعمت‌های الهی معرفی می‌کند:

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَکّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ.»[34]

خداوند متعال بر مؤمنان منت نهاد که رسولی از خود آنان برانگیخت تا آیات الهی را بر ایشان تلاوت کند، آنان را تزکیه سازد و کتاب و حکمت را به آنها بیاموزد؛ هرچند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

نعمتی بزرگ و گران‌سنگ که تحمل و دریافت عظمت آن دشوار باشد، «منت» نامیده می‌شود. خدای سبحان بسیاری از نعمت‌های مادی را با این تعبیر یاد نمی‌کند، اما نعمت رسالت را بر مؤمنان «منت» می‌داند؛ زیرا مؤمنان، پذیرای رسالت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌اند و هر یک به اندازه مرتبه وجودی خویش از این نعمت بی‌کران بهره می‌برند.

۸. مقام «اسم اعظم» و والاترین درجه عندالله

قرآن کریم درباره اهل ایمان می‌فرماید:

«لَهُمْ دَرَجاتٌ.»[35]

یعنی مردان الهی در پیشگاه خداوند دارای درجاتی از قرب‌اند.

در سوره آل‌عمران نیز آمده است:

«هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ.»[36]

در این تعبیر، مؤمنان صرفاً «دارای درجات» معرفی نشده‌اند، بلکه خودِ آنان «درجات» دانسته شده‌اند. مؤمن هر اندازه در مسیر کمال پیش رود، حقیقت وجود او با درجه‌ای از کمال و قرب الهی متحد می‌شود.

بالاترین درجه وجودی ایمان، مقام شامخ خاتم‌الانبیا صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

اگر دیگران دارای درجاتی متوسط‌اند، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دارای عالی‌ترین درجه در جهان امکان و مظهر اسم اعظم است؛ بلکه بنا بر این تبیین، وجود مقدس آن حضرت خود مظهر تام اسم اعظم الهی است.

اسم اعظم صرفاً لفظی نیست که کسی با آموختن آن و ترکیب حروف و کلمات بتواند در نظام هستی اثر بگذارد و مفهوم ذهنی محض نیز نیست. اسم اعظم، حقیقتی وجودی و عالی‌ترین مرتبه در جهان امکان است.

بر این اساس، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله با روح بلند و مقام والای خویش، که به اذن الهی منشأ فیوضات است، می‌تواند در جهان امکان اثر بگذارد؛ زیرا اسمای فعلی الهی به اسمای ذاتی منتهی می‌شوند و مقام رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، از این منظر، عالی‌ترین مقام در میان ممکنات است.

۹. مقام «علم لدنی»

هیچ انسانی به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله علم نیاموخت، بلکه خداوند متعال آن حضرت را تعلیم داد و آگاه ساخت. آنچه خداوند به رسول خود عطا کرد، صرفاً از طریق چشم و گوش مادی نبود، بلکه نخست جان و قلب آن حضرت حقیقت را دریافت می‌کرد.

در علوم حصولی و دانش‌های معمول بشری، ابتدا گوش صدا را می‌شنود یا چشم صورت و نقش را می‌بیند و سپس ذهن و اندیشه به فهم آن می‌پردازد؛ اما در وحی، حقیقت ابتدا بر جان مبارک رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل می‌شود:

«نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمینُ * عَلیٰ قَلْبِکَ.»[37]

آن حضرت نخست حقایق قرآن را با جان خویش دریافت می‌کرد و سپس الفاظ، کلمات، سوره‌ها و آیات قرآن کریم را، که خود معجزه‌ای الهی است، دریافت می‌فرمود.

بنابراین، هم الفاظ قرآن از جنبه غیبی و وحیانی برخوردار است و هم محتوای آن.

خداوند متعال درباره مرتبه‌ای از وحی می‌فرماید:

«فَأَوْحیٰ إِلیٰ عَبْدِهِ ما أَوْحیٰ.»[38]

این مقام، فراتر از قراردادهای لفظی و علم حصولی و ذهنی است. علمی که از مقام «لدن» و از نزد خداوند دریافت شود، «علم لدنی» نام دارد.

ازاین‌رو، خداوند متعال می‌فرماید:

«وَإِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ عَلیمٍ.»[39]

۱۰. مقام عصمت

مقام عصمت را می‌توان در دو بخش «عصمت علمی» و «عصمت عملی» بررسی کرد.

الف) عصمت علمی

تمام پیامبران الهی در دریافت وحی، حفظ آن و ابلاغ و تعلیم آن معصوم‌اند.

تحقق کامل این مرتبه علمی بدون مرتبه‌ای از شهود و یقین امکان‌پذیر نیست؛ زیرا انسان در عالم خیال ممکن است یافته‌های خود را با ساخته‌های وهم و خیال درآمیزد. اما کسی که در حریم عقل ناب قرار داشته باشد و از دسترس وهم و خیال مصون بماند، در دریافت حقیقت دچار اشتباه نمی‌شود.

خداوند درباره پیامبر خود می‌فرماید:

«إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ * عَلیٰ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ.»[40]

کسی که خود بر صراط مستقیم است، در مقام دریافت و ابلاغ هدایت الهی، از انحراف و خطا مصون خواهد بود.

ب) عصمت عملی

مقام والای عصمت عملی برای کسی حاصل می‌شود که به مرتبه اخلاص رسیده باشد. در این مقام، شهوت و غضب باطل بر انسان مسلط نمی‌شوند؛ زیرا او آنها را در مسیر عبودیت الهی مهار کرده است.

هنگامی که انسان به مقام اخلاص راه می‌یابد و از بندگان خالص خداوند می‌شود، تحت ولایت الهی قرار می‌گیرد. شیطان نیز اعتراف کرده است که راهی به بندگان مخلَص خداوند ندارد:

«إِلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ.»[41]

بخش سوم: فضایل و مناقب پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله در قرآن

قرآن کریم در آیات متعدد به فضایل و مناقب رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره کرده است؛ فضایلی که هر یک پرده از مرتبه‌ای از عظمت آن وجود مقدس برمی‌دارد.

در ادامه، تعدادی از این فضایل بر اساس آیات قرآن کریم بررسی می‌شود.

۱. سخن او در امر دین برخاسته از وحی است

خداوند متعال درباره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

«وَما یَنْطِقُ عَنِ الْهَویٰ * إِنْ هُوَ إِلّا وَحْیٌ یُوحیٰ.»[42]

یعنی آنچه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در مقام هدایت و ابلاغ دین بیان می‌کند، برخاسته از هوا و هوس نیست، بلکه متکی بر وحی الهی است.

این حقیقت تنها ناظر به لفظ و زبان نیست، بلکه مصونیت منطق، رفتار، سنت و سیره دینی آن حضرت را نیز نشان می‌دهد.

افزون بر این، خداوند در آیات دیگری از زبان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

«إِنْ أَتَّبِعُ إِلّا ما یُوحیٰ إِلَیَّ.»[43]

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله جز از آنچه به او وحی می‌شود پیروی نمی‌کند. از این آیات می‌توان دریافت که سیره رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، چه در گفتار و چه در رفتار، در مسیر هدایت الهی و تابع وحی است.

۲. عظمت روحی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

در عظمت روحی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله همین بس که خدای سبحان می‌فرماید:

«وَلَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی وَالْقُرْآنَ الْعَظیمَ.»[44]

خداوند، سوره مبارکه حمد و قرآن عظیم را به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله عطا فرمود.

درباره عظمت قرآن نیز می‌فرماید:

«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ.»[45]

اگر این قرآن بر کوهی نازل می‌شد، آن کوه از خشیت خداوند خاشع و متلاشی می‌شد.

کوه توان تحمل چنین حقیقتی را ندارد، اما قلب و روح پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ظرفیت دریافت و تحمل قرآن عظیم را یافته است و همین امر، نشانه‌ای از عظمت فوق‌العاده روح آن حضرت است.

۳. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مظهر اسم «محیی» و «مغنی»

خداوند سبحان، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را محور حیات معنوی معرفی کرده است. آن حضرت مظهر اسم «محیی» است و پیروی از او حیات‌بخش انسان است:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ.»[46]

مقصود از این حیات، صرفاً حیات نباتی یا حیوانی و حتی پایین‌ترین مرتبه حیات انسانی نیست؛ زیرا خطاب آیه به «مؤمنان» است؛ یعنی کسانی که از اصل حیات ایمانی برخوردار شده‌اند.

خداوند به آنان می‌فرماید که دعوت خدا و رسول را اجابت کنند تا به حیاتی برتر دست یابند و حیات معنوی آنان استمرار یابد.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله خود زنده به حیات الهی و مظهر حیات معنوی است و پیروی از او، انسان را به حیات جاودانه رهنمون می‌سازد.

همچنین خدای سبحان، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را مظهر اسم «مغنی» معرفی می‌کند و می‌فرماید:

«وَما نَقَمُوا إِلّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ.»[47]

اینکه خدای تعالی، بی‌نیاز ساختن را در کنار خود به رسولش نیز نسبت می‌دهد، نشان‌دهنده مرتبه والای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌عنوان مظهر فیض و غنای الهی است.

خداوند در میان پیامبران، این وصف برجسته را درباره رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بیان کرده است. راز این مقام را باید در کمال بندگی آن حضرت جست‌وجو کرد؛ زیرا بندگی کامل خداوند، انسان را مظهر اسما و صفات فعلی الهی می‌سازد.

اطاعت از خداوند، خود بی‌نیازی است و اگر این اطاعت به کمال مطلوب برسد، آن بنده کامل می‌تواند به اذن خداوند، وسیله بی‌نیازی دیگران نیز قرار گیرد.

۴. تجلیل ویژه خداوند از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در خطاب

خدای سبحان از نظر ادب محاوره، حرمت و جایگاهی ویژه برای پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله قرار داده است.

قرآن کریم پیامبران پیشین را گاه با نام مخصوص آنان خطاب می‌کند. برای نمونه، درباره حضرت آدم علیه‌السلام می‌فرماید:

«یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ.»[48]

درباره حضرت نوح علیه‌السلام می‌فرماید:

«یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ.»[49]

و درباره حضرت موسی علیه‌السلام می‌فرماید:

«یا مُوسیٰ أَقْبِلْ وَلا تَخَفْ.»[50]

اما درباره رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، قرآن از تعبیرهای جلالت‌آمیز و تکریم‌کننده‌ای همچون «یا أیها النبی» و «یا أیها الرسول» استفاده می‌کند و آن حضرت را با تعبیر «یا محمد» مورد خطاب قرار نمی‌دهد.

افزون بر این، خداوند به مؤمنان نیز می‌آموزد که حرمت آن حضرت را در نحوه خطاب و صدا زدن رعایت کنند:

«لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً.»[51]

یعنی صدا زدن پیامبر را همانند صدا زدن یکدیگر قرار ندهید؛ بلکه خطاب به آن حضرت باید با تجلیل و تکریم همراه باشد.

۵. آگاهی از غیب به اذن الهی

از مقامات بلند رسالت، آگاهی از امور غیبی به اذن خداوند متعال است.

خدای سبحان می‌فرماید:

«قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ.»[52]

به مردم بگو: عمل کنید، پس خداوند و رسول او و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید.

این آیه نشان می‌دهد که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به اذن الهی از مرتبه‌ای از آگاهی نسبت به اعمال بندگان برخوردار است.

خداوند در جای دیگری می‌فرماید:

«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلیٰ غَیْبِهِ أَحَداً * إِلّا مَنِ ارْتَضیٰ مِنْ رَسُولٍ.»[53]

خداوند دانای غیب است و کسی را بر غیب خود آگاه نمی‌کند، مگر رسولی را که مورد رضایت او باشد.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌یقین از رسولان برگزیده و مرضیّ خداوند است؛ بنابراین، بر اساس این آیه، آن حضرت به اذن الهی از علوم غیبی بهره‌مند می‌شود.

۶. برخورداری از شرح صدر

خداوند سبحان به رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

«أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ * وَوَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ * الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ.»[54]

خداوند برای آنکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله ظرفیت دریافت معارف بلند الهی و تحمل مسئولیت عظیم رسالت را داشته باشد، سینه آن حضرت را گشود و به او «شرح صدر» عطا کرد.

شرح صدر، ظرفیتی روحی است که انسان به‌وسیله آن می‌تواند حقایق عمیق را دریافت کند، دشواری‌ها را تحمل نماید و در برابر فشارهای درونی و بیرونی استقامت ورزد.

به رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله این ظرفیت عظیم عطا شد تا بتواند اسرار الهی را دریافت و بار سنگین رسالت را تحمل کند.

۷. درود خداوند و فرشتگان بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

مقام پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله چنان والاست که خداوند متعال و فرشتگان بر او درود می‌فرستند و خداوند به همه مؤمنان نیز فرمان می‌دهد که بر آن حضرت درود فرستند:

«إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلیماً.»[55]

خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما نیز بر او درود فرستید و در برابر فرمان او تسلیم باشید.

این آیه، یکی از روشن‌ترین جلوه‌های تجلیل قرآن کریم از وجود مقدس رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله است و جایگاه ممتاز آن حضرت را در پیشگاه خدای سبحان نشان می‌دهد.

نتیجه‌گیری

قرآن کریم، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را تنها به‌عنوان پیام‌آور وحی معرفی نمی‌کند، بلکه تصویری جامع از شخصیت آن حضرت ارائه می‌دهد. نام‌ها و اوصاف متعدد، مقامات بلند معنوی و فضایل و مناقب ویژه‌ای که در آیات قرآن برای پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله بیان شده است، نشان می‌دهد که آن حضرت در منطق قرآن، نمونه کامل عبودیت، اخلاق، رحمت، علم، هدایت و قرب الهی است.

او «خاتم‌النبیین»، «رحمة للعالمین»، صاحب «خلق عظیم»، «اسوه حسنه»، برخوردار از «شرح صدر»، حامل وحی الهی و هدایتگری است که خداوند، پیروی از او را مایه حیات انسان معرفی کرده است.

ازاین‌رو، شناخت شخصیت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از منظر قرآن کریم، تنها شناخت یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه شناخت الگوی کامل انسان الهی و راهنمایی برای پیمودن مسیر ایمان، اخلاق، معرفت و بندگی خداوند متعال است.

در این ویرایش، متن اصلی حفظ شده، اما عبارت‌های شکسته و نامأنوس اصلاح شده‌اند، عنوان‌ها سلسله‌مراتبی شده‌اند، آیات از متن توضیحی تفکیک شده‌اند و تعدادی از خطاهای آشکار در نقل آیات نیز تصحیح شده است. همچنین یک «مقدمه» و «نتیجه‌گیری» منسجم برای ساختار مقاله تنظیم شد؛ نتیجه‌گیری، صرفاً بر پایه مطالب خود مقاله نوشته شده و مطلب مستقل تازه‌ای به بحث اضافه نمی‌کند.


پی‌نوشت‌ها:

[1] بحار الأنوار، جلد: ۱۶، صفحه: ۹۶
[2] معنانی الاخبار ، صفحه:۲۲
[3] محمد : ۲
[4] صف : ۶
[5] جن : ۱۹
[6] قلم : ۱
[7] احزاب : ۴۵
[8] توبه : ۱۲۸
[9] کهف : ۶
[10] قیامت : ۱۷ و ۱۸
[11] خلق : ۱
[12] بقره : ۲۵۲
[13] قصص ۵۹
[14] عنکبوت ۴۵
[15] فرقان : ۳۲
[16] مزمل :‌۴
[17] تکویر : ۱۹
[18] الرحمن : ۱ و ۲
[19] جمعه :‌ ۲
[20] احزاب :‌ ۴۰
[21] توبه : ۳۳
[22] ص :‌ ۴۵
[23] انعام : ۱۶۳
[24] بقره : ۱۲۹
[25] احزاب :‌ ۲۱
[26] طه :‌ ۲۵
[27] قلم : ۴
[28] نساء : ۷۷
[29] نساء : ۷۶
[30] اعراف : ۱۵۶
[31] همان
[32] انبیاء : ۱۰۷
[33] توبه : ۱۲۸
[34] آل عمران : ۱۶۴
[35] انفال : ۴
[36] آل عمران :‌ ۱۶۳
[37] شعراء : ۱۹۳
[38] نجم : ۱۰
[39] نمل : ۶
[40] یس :‌ ۳ و ۴
[41] حجر :‌ ۴۰
[42] نجم : ۳ و ۴
[43] احقاف :‌ ۹
[44] حجر : ۸۷
[45] حشر : ۲۱
[46] انفال : ۲۴
[47] توبه : ۷۴
[48] بقره : ۳۵
[49] آیه : ۴۶
[50] قصص : ۳۱
[51] نور : ۶۳
[52] توبه : ۱۰۵
[53] جن : ۲۶
[54] شرح : ۱-۳
[55] احزاب : ۵۶
منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه