قدرت و اراده امام زين العابدين عليه السلام
امام باقر عليه السلام مىفرمايد: نوجوان ده دوازده ساله بودم، پدرم حضرت زين العابدين عليه السلام با بودن در آن حادثه عظيم كربلا كه كوهها را از بين مىبرد، قسمتى از شب، كيسهاى را از خرما، لباس و پول پر مىكرد و روى شانه خود مىگرفت و در خانه مستحقهاى مسلمان شيعه و سنى و يهودى و مسيحى، مىگذاشت و بر مىگشت. مقدارى مىخوابيد و بقيه آن را به نماز شب، گريه، دعا و مناجات مىگذراند، بعد اذان مىگفت ونماز صبح را مىخواند و بعد از نماز صبح، صورت مبارك را روى خاك مىگذاشت، خاكى كه از كنار قبر أبى عبدالله آورده بود، هزار مرتبه در سجده مىگفت:
«الهى عبيدك بفنائك، مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك» «2» آفتاب هم كه طلوع مىكرد سر زمين مىرفت و كشاورزى مىكرد، و به خانه بر مىگشت، دوباره شروع به عبادت مىكرد، يك روزى در اتاق را باز كردم و رفتم كنار ديوار نشستم و او را نگاه مىكردم، ديدم كه بسيار گريه مىكند.
چقدر انسان بايد قدرت و توان داشته باشد، كه كربلا را ببيند، و بعد از آن واقعه شبها بار به دوش بكشد، بعد از آن در نماز شب گريه و هزار بار تكرار ذكر كند و بعد در طول روز مشغول كشاورزى شود و دوباره برگردد و مشغول عبادت شود.
امام باقر مىفرمايد: او مشغول عبادت بود و من هم بلند بلند گريه مىكردم. وقتى پدر سلام نماز را داد، فرمود: فرزندم، چرا گريه مىكنى؟ گفتم دلم براى شما مىسوزد، چقدر كار، خدمت، عبادت و سجده مىكنيد، مگر اين بدن چقدر انرژى دارد؟ فرمود: عزيز دلم، روى طاقچه، كتابى است آن را بردار بياور. كتاب را آوردم و به پدر دادم، باز كرد و جلوى من گذاشت، فرمود: در اين صفحات، عبادات و خدمات جدّم على عليه السلام نوشته شده است. عزيز دلم، اگر بخوانى، آن وقت به من نمىگويى چقدر خودت را به زحمت مىاندازى، من كجا و على كجا؟
عمل صالح، ضعف خلقتى انسان را جبران مىكند. انسان با تمرين عمل صالح، عبادات، خدمت به خلق خدا و اخلاق خوش به توان عجيبى در دنيا و آخرت خواهد رسيد. «من كان لله كان الله له» ولى بايد به اين معنا آگاه باشيم كه همه اين امور، خدمتها و عبادات در صورتى از افق وجود انسان طلوع مىكند كه انسان نسبت به خدا و خلق خدا متواضع و فروتن باشد. وقتى خداوند مىفرمايد: نماز بخوانيد و روزه بگيريد، شانه بالا نيندازيد، با كمال خاكسارى اطاعت نماييد؛ زيرا اگر مقام تواضع نباشد،
«إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ»
نماز، روزه، خدمت و احسان براى انسان سنگين است، وقتى سنگين شد، با داشتن تكبر قبول نمىكند، با كبر از مجموع آثار عمل صالح خودش را محروم مىكند.
وقتى از اويس مىپرسد تو كه پيغمبر صلى الله عليه و آله را نديدى، از فرهنگ، آئين و مدرسه او چه بهرهاى بردى؟ مىگويد: هشت بهره، بهره اول: «طلبتُ الرفعة» رسيدن به قلّه مقام، درجات الهى و كمالات انسانى را جستجو كردم، ديدم دين و فرهنگ او مرا راهنمايى كرده،
«فوجدتها فى التواضع»
اين مقام و رفعت را با تواضع و فروتنى، مىشود به دست آورد.
English