سجده در قرآن كريم
قرآن مجيد مسئله با عظمت سجود را در چند مرحله متذكر شده است:
1- سجود موجودات.
2- سجود اهل طاعت و عبادت.
3- تكبر ابليس از سجود و عاقبت شوم او.
4- تكبر انسانهاى بىمعرفت از سجود به حق و عاقبت آنها.
5- نهى از سجود به غير خدا.
بخواست حضرت حق، تا آنجا كه توفيق او رفيق راه باشد و مانعى در اين مسير دقيق و راه لطيف ايجاد نگردد به بررسى هر پنج قسمت به همان معنايى كه ذكر شد پرداخته مىشود.
1- سجود موجودات
قرآن كريم در آيات متعددى تمام موجودات عالم را در حال سجده بر حضرت حق معرفى مىكند و نظام احسن و اتقن عالم و گردش تمام موجودات را در مدار مخصوص به خود و پخش منافع بىشمار و عظيم را از موجودات عالم، اعم از سماوى و ارضى و بحرى و برى معلول سجود آنان در برابر حضرت رب العزه مىداند.
[أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ] .
آيا ندانستهاى كه هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است و خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردم براى او سجده مىكنند؟ و بر بسيارى [كه از سجده امتناع دارند] عذاب، لازم و مقرّر شده است و كسى را كه خدا خوار كند، گرامى دارندهاى براى او نيست؛ به يقين خدا هر چه را بخواهد انجام مىدهد.
خداوند عزيز در پايان اين آيه، تمرد از سجود يعنى سرپيچى از اطاعت و عبادت خودش را، سبك انگاشتن حق حساب كرده و سبك انگارى حق، سبك كردن شخصيت انسان به دست خويش است و هر كس به خفت و خوارى و سبكى كه معلول سرپيچى از فرمان خداست گرفتار شود، راهى براى مكرمت و بزرگوارى و شخصيت ندارد.
آرى، عزت و نظم و منفعت دهى و تداوم حيات موجودات غير انسانى عالم، گرچه خالى از ارادهاند در پرتو سجده آنان به حضرت دوست است.
و چه زشت و قبيح و بدكردار و بدسيرت و شقى و پست و دنى و بدبختاند آن دستهاى كه در پايان آيه شريفه مىفرمايد: به خاطر عدم سجده و اطاعتشان عذاب بر آنان حتمى گشته.
بياييد از باب شكر در برابر احسانها و نعمتهاى او سر ذلت و انقياد در برابر حضرتش به خاك عبادت و مذلت بگذاريم.
و باز در قرآن مجيد درباره سجود موجودات مىفرمايد:
[أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ* وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ* يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ] .
آيا به سوى آنچه خدا آفريده ننگريستند كه سايههاى آنان در حالى كه فروتنانه براى خدا سجده مىكنند، از راست و چپ برمىگردد؟* و آنچه در آسمانها و زمين از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط براى خدا سجده مىكنند و تكبّر و سركشى نمىورزند.* از پروردگارشان كه بر فراز آنان است، مىترسند و آنچه را به آن مأمور مىشوند، انجام مىدهند.
و نيز در قرآن مجيد مىفرمايد:
[وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ] .
كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى ميل و رغبت يا بىميلى و كراهت و نيز سايههايشان بامداد و شام گاه براى خدا سجده مىكنند.
[وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ] .
و گياه و درخت همواره [براى او] سجده مىكنند.
2- سجود اهل طاعت و عبادت
آنان كه به وادى با عظمت معرفت قدم گذاشته و از نور بصيرت بهرهمند شدهاند و در نتيجه به الوهيت حضرت حق و به بندگى و مملوكيت خويش، با تمام وجود به اقرار و اعتراف برخاستهاند، بر خود لازم و حتم مىبينند كه از پى اوامر انبيا و امامان عليهم السلام به عبادت قيام كرده و از حضرت حق اطاعت نمايند و به پيشگاه او سجده به معناى حقيقى برند، يعنى كمال انقياد و خضوع و تذلل را نسبت به عظمت و فرامين او رعايت كنند، قرآن مجيد ياد آنان را گرامى داشته و از وجود مبارك آنان به عنوان بندگان با كرامت حق ياد مىكند و آنان را عباد شايسته و سارع در خيرات مىداند:
[لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ* يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ] .
[همه اهل كتاب] يكسان نيستند، از اهل كتاب گروهى درستكار [و رعايت كننده حقّ خدا و مردم] هستند، آيات خدا را در ساعاتى از شب مىخوانند و [به پيشگاه حق از روى تواضع و فروتنى] سجده مىكنند.* [در سايه قرآن و نبوّت پيامبر] به خدا و روز قيامت ايمان مىآورند و به كار شايسته و پسنديده فرمان مىدهند و از كار ناپسند و زشت بازمىدارند و در كارهاى خير مىشتابند و اينان از شايستگانند.
از اين دو آيه استفاده مىشود كه گروهى از اهل كتاب مانند دوستان و همكيشان خود پافشارى بر باطل نكرده، بلكه تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن شدند و به راه راست و صراط الهى آمدند.
در قرآن مجيد درباره بندگان واقعى خود مىفرمايد:
[سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ] .
نشانه آنان در چهرهشان از اثر سجود پيداست.
و نيز در قرآن مجيد درباره عباد مورد رضايت خود مىفرمايد:
[أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ] .
[آيا چنين انسان كفرانكنندهاى بهتر است] يا كسى كه در ساعات شب به سجده و قيام و عبادتى خالصانه مشغول است، از آخرت مىترسد و به رحمت پروردگارش اميد دارد؟
و نيز در نشانههاى عباد واقعى مىفرمايد:
[وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً] .
و آنان كه شب را براى پروردگارشان با سجده و قيام به صبح مىرسانند.
و باز در قرآن مجيد مىفرمايد:
[إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً].
همانا كسانى كه پيش از [نزول] آن معرفت و دانش يافتهاند، زمانى كه بر آنان مىخوانند، سجدهكنان به رو در مىافتند.
و در آيهاى ديگر مىفرمايد:
[إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا] .
هنگامى كه آيات [خداىِ] رحمان بر آنان خوانده مىشد، سجده كنان و گريان به رو مىافتادند.
آرى، لذتى كه اينان از معرفت به حق و عظمت او و از معرفت به خود و كوچكى خويش مىيابند و از پى مستى اين لذت، كمال تواضع و خضوع و نهايت تذلل و سجده در پيشگاه او برند، براى غير اينان قابل وصف و درك نيست.
English