لطفا منتظر باشید

بزرگوارى مرحوم آخوند كاشى‏

يكى از بزرگترين علماى شيعه، مرحوم آخوند ملامحمد كاشى‏ «1» است. قبر او در تخت فولاد اصفهان است. تعدادى از شاگردانى كه نزد او درس خوانده‏اند و او تربيت كرد، نام مى‏برم. آيت الله العظمى سيدجمال الدين گلپايگانى‏ «2» كه در زمان حيات، برزخ را ديده بود، مانند استاد خود آخوند كاشى به برزخ راه پيدا كرده بود. مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ مرتضى طالقانى، مرحوم آيت الله شهيد سيد حسن مدرّس، «3» مرحوم آيت الله حاج آقا رحيم ارباب اصفهانى‏ «4» و مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، «5» اينها شاگردان آخوند كاشى بودند.

يك روز آخوند در ايوان مدرسه صدر نشسته بود، يك نفر به او مى‏گويد:

التماس دعا. اشك در چشمان مرحوم آخوند حلقه مى‏زند، مى‏گويد: من دعا كنم؟

كسى بايد دعا كند كه با خدا ارتباط نزديك داشته باشد، حرف او را بخوانند، من چه چيزى دارم؟ التماس دعاكننده رفت، آخوند به پهناى صورت اشك ريخت، او به من خوش‏بين بوده، كه به من گفت: دعا كن، او ظاهر مرا ديده، اين محاسن و لباس مرا ديده است.

اما بعضى در اين زمان دو كلمه درس خوانده‏اند، يا يك صندلى به او داده‏اند، با او نمى‏شود حرف زد، نزد او نمى‏شود رفت، در باطن خود ادعاى‏ «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏» دارد. همين مردمى كه به آنها راه ندادى و حرف آنها را گوش نكردى، دو روز ديگر مى‏آيند زير تابوت جنازه تو را مى‏گيرند و به قبرستان مى‏برند كه بوى تعفن جنازه، مردم را اذيت نكند.

كاى نفس من در خور آتشم‏

 

به خاكسترى روى در هم كشم‏

بزرگان نكردند در خود نگاه‏

 

خدابينى از خويشتن بين مخواه‏

ز خاك آفريدت خداوند پاك‏

 

تو اى بنده افتادگى كن چو خاك‏

     

ما را از جنسى آفريده كه زير پاى همه موجودات است، همه از روى خاك راه مى‏روند، گاو از روى خاك راه مى‏رد، فضله هم مى‏اندازد، لاشه حيوانات روى خاك مى‏ماند تا خاك شود، ما را از اين خاك آفريده‏اند.

كسى نيست به اين كاخ نشينان دنيا بگويد: مگر شما چه كسى هستيد، و چقدر ارزش داريد؟

حريص و جهانسوز و سركش مباش‏

 

ز خاك آفريدندت چو آتش مباش‏

چو گردن كشيد آتش هولناك‏

 

به بيچارگى تن بينداخت خاك‏

چو آن سرفرازى نمود اين كمى‏

 

از آن ديو كردند از اين آدمى‏ «2»

     

آن كسى كه از آتش آفريده شد، گردنكشى كرد و گفت: به انسان سجده نمى‏كنم:

«خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ»

عنصر آتش ابليس شد، عنصر خاك آدم، ابراهيم، موسى، عيسى و محمد صلى الله عليه و آله مى‏باشد.

يكى قطره باران ز ابرى چكيد

 

خجل شد چو پهناى دريا بديد

     

كه جايى كه درياست من كيستم‏

 

گر او هست حقا كه من نيستم‏

چو خود را به چشم حقارت بديد

 

صدف در كنارش به جان پروريد

سپهرش به جايى رسانيد كار

 

كه شد نامور لؤلؤ شاهوار «4»

     

واقعاً جايى كه خداى بى‏نهايت است، من كيستم!؟ هيكل من در مقابل كل عالم چقدر به حساب مى‏آيد.

سخن در زمينه تواضع بسيار است، دو مورد از اين مزرعه گفته شد، دو مورد

ديگر و شش مطلب از رسول خدا صلى الله عليه و آله، و چند مطلب بسيار مهم از اميرالمؤمنين عليه السلام و سه آيه قرآن در باب تواضع باقى مانده است.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه