عدم پذيرش حق در متكبرين
هنگامى كه مسأله تواضع را در آيات قرآن بررسى مىكنيد، مىبينيد كه از چنان ارزشى در پيشگاه خدا برخوردار است كه پروردگار عالم حداقل سه بار، در سورهاى شعرا، إسرا و لقمان به مسأله تواضع اشاره كرده است و بهاى عجيبى به تواضع داده است، و خداوند رابطه خود را با هر متكبّرى قطع كرده است. اين موضوع بسيار مهم است. پروردگار با كلمه «كلّ» اين مسأله را بيان مىكند؛ يعنى بعضى انسانها وقتى حق به آنها ارائه مىشود، برگردانده مىشود، چون به مانع برخورد مىكند، حق از جانب خدا مىآيد و به متكبّر هم مىرسد اما مانند اين است كه نور به تخته سنگ اصابت مىكند و بر مىگردد و الّا اگر نور به پارچه نازك و شيشه برسد، از آنها عبور مىكند، اما اگر به كوه برسد، بر مىگردد، حق به تمام متكبران ابلاغ مىشود؛ چون به مانع برخورد مىكند، دوباره برمىگردد، بايد حقّ به حالت قبول در درون قرار بگيرد، اما در درون متكبر قرار نمىگيرد.
«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ* فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ* إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ»
وقتى كه ابليس، به سجده امر شد، امر الهى برگشت، زيرا درون او قابليت قرار گرفتن را نداشت.
مسأله تواضع بسيار عظيم است، مسئوليتهاى پدر و مادر، اساتيد اجتماعى، آموزش و پرورش و اساتيد حوزههاى علميه در اين زمينه بسيار سنگين است.
و بايد از همان ابتداى كودكى و نوجوانى، اين بيمارى روحى را در مردم علاج نمايند و تواضع را در آنها تقويت كنند كه به صورت يك شجره طيّبه در بيايد، روايتى از وجود مبارك امام صادق عليه السلام نقل شده است، در ميان روايات هيچ روايتى در نشان دادن تواضع به اين زيبايى نداريم، البته بدانيد كه روايات تواضع آن قدر زياد است كه دانشمندان ما، مخصوصاً وجود مبارك علامه مجلسى رضوان الله تعالى عليه كه چهارصد سال است كه تفاسير قرآن، مرجعيت، و مجالس شيعه مديون اين انسان والا و بزرگ است.
ايشان باب مستقلى به نام «باب التواضع» در بحار الأنوار دارند، به قدرى مهم است كه مانند باب طهارت، صلاة، صوم، توحيد و نبوت، باب مستقلى آورده است. روايت بسيار عالى است.
English