از عبوديّت تا ربوبيّت
منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد یک
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
در بدو امر به نظر مىرسد كه تعبير زنندهاى است: از بندگى تا خدايى!! مگر ممكن است بندهاى از مرز بندگى خارج گردد و پا در مرز خدايى بگذارد؟ «أَيْنَ التُّرابُ وَرَبّ الأَرْبابِ» «1».
به قول عارف شبسترى:
|
سيه رويى زممكن در دو عالم |
جدا هرگز نشد واللّه اعلم |
|
راست است، ولى مقصود از ربوبيّت خدايى نيست، ربوبيّت يعنى خداوندگارى نه خدايى.
هر صاحب قدرتى خداوندگار آن چيزهايى است كه تحت نفوذ و تصرّف اوست.
جناب عبدالمطّلب به ابرهه كه به قصد خراب كردن كعبه آمده بود گفت: «إِنّى رَبُّ الإِبِلِ وَإِنَّ لِلْبَيْتِ رَبّاً» «2».
مىدانيم كه بشر طالب قدرت است، همواره در تلاش بوده و هست كه راهى پيدا كند بر خود و بر جهان تسلّط پيدا كند. فعلًا درباره اين كه چه راههايى را براى اين هدف برگزيده و در آن راه كامياب و يا ناكام شده است كارى نداريم.
در ميان آن راهها يك راه است كه وضع عجيبى دارد، از اين نظر كه انسان تنها وقتى از اين راه استفاده مىكند كه چنان هدفى نداشته باشد، يعنى هدفش كسب قدرت و تسلّط بر جهان نباشد، بلكه هدفش در نقطه مقابل اين هدف باشد، يعنى هدفش تذلّل، خضوع و فنا و نيستى از خود باشد. آن راه عجيب راه عبوديّت است.
مراحل ربوبيّت
كمال و قدرتى كه در اثر عبوديّت و اخلاص و پرستش واقعى نصيب بشر مىگردد، منازل و مراحلى دارد.
اوّلين مرحله:
الهامبخش و تسلّطبخش انسان به نفس خويشتن است. به عبارت ديگر كمترين نشانه قبولى عمل انسان نزد پروردگار اين است كه بينشى نافذ پيدا مىكند، روشن و بيناى خود مىگردد:
[إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً] «3».
اگر [در همه امورتان] از خدا پروا كنيد، براى شما [بينايى و بصيرتى ويژه] براى تشخيص حق از باطل قرار مىدهد.
و نيز مىفرمايد:
[وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا] «4».
و كسانى كه براى [به دست آوردن خشنودى] ما [با جان و مال] كوشيدند، بىترديد آنان را به راههاى خود [راه رشد، سعادت، كمال، كرامت، بهشت و مقام قرب] راهنمايى مىكنيم.
ديگر اين كه آدمى به نفس و قواى نفسانى خويش غالب و قاهر مىگردد، اراده انسان در برابر خواهشهاى نفسانى و حيوانى نيرومند مىگردد، آدمى حاكم وجود خويش مىشود مديريّت لايقى نسبت به دايره وجود خودش كسب مىكند. قرآن كريم درباره نماز مىفرمايد:
[إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ] «5».
يقيناً نماز از كارهاى زشت، و كارهاى ناپسند باز مىدارد.
و درباره روزه مىفرمايد:
[كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ] «6».
اى اهل ايمان! روزه بر شما مقرّر و لازم شده، همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرّر و لازم شد، تا پرهيزكار شويد.
و درباره هر دو عبادت مىفرمايد:
[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ] «7».
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از صبر و نماز [در همه امور زندگى] يارى جوييد.
در اين مرحله از عبوديّت آن چيزى كه نصيب انسان مىشود اين است كه خواهشها و تمايلات نفسانى انسان مسخّر وى مىگردد. به عبارت ديگر اوّلين اثر عبوديّت، ربوبيّت و ولايت بر نفس امّاره است و در اثر اين تسلّط، صفا و روشنايى و روشنبينى نيز پيدا مىشود.
مرحله دوم:
تسلّط و ولايت بر انديشههاى پراكنده، يعنى تسلّط بر نيروى متخيّله است. اين قوّه در اختيار ما نيست، بلكه ما در اختيار اين قوّه عجيب هستيم، ولهذا هرچه بخواهيم ذهن خود را در يك موضوع معيّن متمركز كنيم كه متوجّه چيز ديگر نشود براى ما ميسّر نيست، بىاختيار قوّه خيالْ ما را به اين سو و آن سو مىكشاند. مثلًا هرچه مىخواهيم در نماز حضور قلب داشته باشيم، يعنى هرچه مىخواهيم اين شاگرد را بر سر كلاس نماز حاضر نگه داريم نمىتوانيم، يك وقت متوجّه مىشويم كه نماز به پايان رسيده و اين شاگرد در سراسر اين مدّت غايب بوده.
در حديث آمده:
لِقَلْبِ ابْنِ آدَمَ أَشَدُّ إِنْقِلاباً مِنَ القدْرِ إِذَا اجْتَمَعَتْ غَلَيا «8».
همانا قلب فرزند آدم از ديگ در حال جوشيدن بيشتر زير و رو مىشود.
ولى آيا انسان جبراً و اضطراراً محكوم است كه همواره محكوم انديشه باشد و اين نيروى مرموز كه مانند گنجشكى همواره از شاخى به شاخى مىپرد حاكم مطلق وجود او باشد، يا اين كه محكوميّت در برابر قوّه متخيّله از خامى و ناپختگى است و كاملان و اهل ولايت قادرند اين نيروى خودسر را مطيع خود گردانند؟
شقّ دوم صحيح است، يكى از وظايف بشر تسلّط بر هوسبازى خيال است، وگرنه اين قوّه شيطان صفت مجالى براى تعالى و پيمودن صراط قرب نمىدهد.
براى كسب اين پيروزى هيچ چيزى مانند عبادت كه اساسش توجّه به خداست نمىباشد. رياضتكشان از راههاى ديگر وارد مىشوند، ولى اسلام از راه عبادت بدون اين كه نيازى به آن كارهاى ناروا باشد اين نتيجه را تأمين مىكند. توجّه دل به خدا و تذكّر اين كه در برابر ربّ الارباب و خالق و مدبّر كل قرار گرفته است، زمينه تجمّع خاطر و تمركز ذهن را فراهم مىكند.
ابن سينا در نمط نهم «اشارات» پس از تشريح عبادات عوامانه كه تنها براى مزد است و ارزش زيادى ندارد، به عبادتهاى مقرون به معرفت مىپردازد و مىگويد:
بندگى از نظر عارف و اهل معرفت، ورزش همتها و قواى همّيه و خياليّه است كه در اثر تكرار و عادت دادن به حضور در محضر حق، همواره آنها را از توجّه به مسائل مربوط به طبيعت و مادّه به سوى تصوّرات ملكوتى بكشاند و در نتيجه اين قوا تسليم سرّ ضمير و فطرت خداجويى انسان گردند و مطيع او شوند، به حدّى كه هر وقت اراده كند كه در پى جلب جلوه حق برآيد، اين قوا در جهت خلاف فعّاليت نكنند و كشمكش درونى ميان دو ميل علوى و سفلى ايجاد نشود و سرّ باطن بدون مزاحمت اينها از باطن كسب اشراق نمايد «9».
مرحله سوّم:
روح در مراحل قوّت و قدرت و ربوبيّت و ولايت خود به مرحلهاى مىرسد كه در بسيارى از چيزها از بدن بىنياز مىگردد، در حالى كه بدن صددرصد نيازمند به روح است.
مرحله چهارم:
خود بدن از هر لحاظ تحت فرمان و اراده شخص درمىآيد به طورى كه در حوزه بدن خود شخص اعمال خارقالعاده سر مىزند. اين مطلب دامنه بحث زيادى دارد، حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَوِيَتْ عَلَيْهِ النِيَّةُ «10».
آنچه كه همت و اراده نفس در آن نيرومند گردد و جداً مورد توجّه نفس واقع شود بدن از انجام آن ناتوانى نشان نمىدهد.
مرحله پنجم:
بالاترين مراحل است، اين است كه حتّى طبيعت خارجى نيز تحت نفوذ اراده انسان قرار مىگيرد و مطيع انسان مىشود. معجزات و كرامات انبيا و اولياى حق از اين مقوله است.
معجزه بدان جهت صورت مىگيرد كه به صاحب آن از طرف خداوند نوعى قدرت و اراده داده شده كه مىتواند به اذن و امر پروردگار در كائنات تصرّف كند، عصايى را اژدها نمايد، كورى را بينا سازد، حتّى مردهاى را زنده كند، از نهان آگاه سازد. اين قدرت و آگاهى براى او تنها از طريق پيمودن صراط قرب و نزديك شدن به كانون هستى پيدا مىشود و ولايت و تصرّف جز اين چيزى نيست.
همه اين مراحل نتيجه قرب به خداست و قرب به حق يك حقيقت واقعى است نه يك تعبير مجازى و اعتبارى.
عبادت موجب تقرّب و تقرّب موجب محبوبيّت نزد خداست، يعنى با عبادت انسان نزديك به خدا مىشود و در اثر اين نزديكى قابليّت عنايت خاص مىيابد و در اثر آن عنايتها گوش و چشم و زبان و دست او حقّانى مىگردد، با قدرت الهى مىشنود و مىبيند و مىگويد و حمله مىكند، دعايش مستجاب و خواستهاش برآورده مىگردد.
طبق بينش مذهب تشيّع، عبوديّت يگانه وسيله وصول به مقامات انسانى است و طىّ طريق عبوديّت به صورت كامل و تمام، جز با عنايت معنوى و قافلهسالارى انسان كامل كه ولىّ و حجّت خداست ميسّر نيست «11».
بُنِىَ الإِسْلامُ عَلى خَمْسٍ: عَلَى الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ وَالْوِلايَةِ وَلَمْ يُنادَ بِشَىْءٍ كَما نُودِىَ بِالْوِلايَةِ «12».
اسلام بر پنج پايه بنا شده: نماز، زكات، روزه، حج، رهبرى انسان كامل و حجّت خدا و چيزى به اهميّت رهبرى معصوم و انسان كامل نيست.
آرى، نفس و قواى آن با عبادت خالصانه، آن هم تحت سرپرستى انسان كامل، در اختيار حق قرار مىگيرد و از اين طريق انسان تبديل به يك موجود الهى و با كرامت مىگردد.
من در اين قسمت لازم مىبينم بحثى كوتاه از آيات و روايات و كتابهاى قابل توجّه اخلاقى و عرفانى و تربيتى درباره نفس به محضر عزيزان تقديم كنم، باشد كه درى ديگر از معرفت و بينش به روى ما باز شود.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- خاك كجا رب الارباب كجا.
(2)- من صاحب شترانم و خانه صاحب خود را دارد.
(3)- انفال (8): 29.
(4)- عنكبوت (29): 69.
(5)- عنكبوت (29): 45.
(6)- بقره (2): 183.
(7)- بقره (2): 153.
(8)- مسند احمد: 6/ 4.
(9)- اشارات، نمط نهم.
(10)- من لا يحضره الفقيه: 4/ 400، حديث 5859؛ وسائل الشيعة: 1/ 53، باب استحباب نية الخير..، حديث 106.
(11)- خلافت و ولايت: 381 چاپ اوّل.
(12)- وسائل الشيعة: 1/ 4.
English