وفاى به عهد
در آيه شريفه مورد بحث خداى مهربان به بنىاسرائيل مىفرمايد:
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ
و به عهدم وفا كنيد تا به عهدتان وفا كنم.
عهد خدا در ميان بندگان مصداق اتم و اعظمش نبوت پيامبران و كتاب آسمانى است، وفاى به اين عهد عبارت از ايمان به انبيا و كتاب الهى و اقتداى خالصانه به پيامبران و اجرا كردن آيات كتاب خداست، و عهد بندگان نسبت به خدا اجابت دعاى آنان و قرار دادنشان در قيامت در نعمت ابد بهشت و دار كرامت است.
وفاى خدا به عهد بندگان كه اجابت دعا و وارد كردنشان به بهشت عنبر سرشت است حتماً مشروط به وفاى بندگان به عهد خداست و در اين مرحله يك طرفه بودن هيچ جايگاهى ندارد، اگر بندگان به عهد خدا كه در معناى گستردهاش كتاب الهى و نبوت و امامت و ولايت است وفا نكنند بر خدا نيست كه به عهد بندگان كه اجابت دعا و بردنشان در بهشت است وفا كند، وفاى خدا به وفاى بندگان گره خورده و راه ديگرى وجود ندارد.
چه خوش بىمهربانى هر دو سر بى
كه يك سر مهربانى درد سر بى اگر مجنون دل شوريدهاى داشت جدل ليلى از او شوريدهتر بى ج باباطاهر در اين زمينه به روايات بسيار پرقيمتى كه در معتبرترين كتابها آمده توجه كنيد.
صدوق به اسنادش از ابنعباس روايت مىكند كه پيامبر اسلام فرمود: خدا أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ را نازل فرمود: به خدا سوگند آدم از دنيا رفت در حالى كه از قومش وفاء به فرزندش شيث را تعهد گرفت و قوم او نسبت به شيث وفا نكردند، و نوح از دنيا رفت در حالى كه از قومش نسبت به سام وصىاش پيمان گرفت ولى امتش به عهدش وفا نكردند، و ابراهيم از دنيا رفت در حالى كه از قومش نسبت به اسماعيل تعهد گرفت ولى امتش به اسماعيل وفا نكردند و موسى از دنيا رفت در حالى كه از امتش نسبت به وصىاش يوشع بننون پيمان گرفت ولى امتش به آن پيمان وفا نكردند و عيسى به آسمان بالا برده شد و از قومش براى شمعون بنحمونالصفا تعهد گرفت ولى امتش به عهد گرفته شده وفا نكردند، و من به همين نزديكىها از شما مفارقت مىكنم و از ميان شما مىروم و استوار و محكم نسبت به ولايت على به شما سفارش مىكنم، ولى برايم روشن است كه شما هم در پيمان شكنى به همان راهى مىرويد كه امتهاى گذشته رفتند، شما به مخالفت و سرپيچى از وصى من برمىخيزيد و به اين عهدى كه با شما مىكنم وفا نخواهيد كرد!!
آگاه باشيد من عهدم را نسبت به ولايت على با شما تجديد مىكنم هر كس اين عهد را بشكند به زيان خود شكسته است و هر كس به عهدى كه خدا بر آن تعهد گرفته وفا كند يقيناً پاداش عظيمى به او مىدهند.
اى مردم على رهبر و امام و خليفه بر شما پس از من است او وصى و وزير و برادر و همسر دخترم و پدر فرزندانم و صاحب شفاعت و حوض من است، هر كس از على سرپيچى كند يقيناً از من سرپيچى كرده و هر كس نسبت به من عصيان ورزد خدا را معصيت نموده است.
و هر كس از على پيروى كند از من پيروى كرده و هر كه از من پيروى كند از خدا اطاعت كرده است.
اى مردم هر كس در سخنى يا عملى على را رد كند تحقيقاً مرا رد كرده است و هر كس مرا رد كند خدا را بر فراز عرش رد كرده است.
اى مردم هر كس به جاى على رهبر و پيشوائى انتخاب كند پيامبرى را به جاى من انتخاب كرده و هر كس به جاى من پيامبرى انتخاب كند پروردگارى را به جاى خدا انتخاب كرده است. اى مردم على سيد اوصياء و پيشواى آبرومندان و مولاى مؤمنان است دوستدار او دوستدار من و دوستدار من دوستدار خدا است، و دشمن على دشمن من و دشمن من دشمن خداست.
اى مردم به عهد و پيمان خدا نسبت به على كه ولايت و امامت او بر شماست وفا كنيد تا خدا در قيامت نسبت به وارد نمودنتان به بهشت وفا كند. محمدبنابىعمير از جميل دراج روايت مىكند كه مردى به حضرت صادق (ع) گفت:
«جعلت فداك ان الله يقول: «ادعونى استجب لكم» و انا ندعو فلايستجاب لناء؟ قال لانكم لاتفون بعهده وان الله يقول اوفوا بعهدى اوف بعهدكم والله لووفيتم الله لو فى الله لكم:» «2»
فدايت گردم خدا مىفرمايد: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم و ما خدا را مىخوانيم ولى دعايمان مستجاب نمىشود فرمود: براى اينكه شما به عهد خدا وفا نمىكنيد در حالى كه خدا فرموده: به عهدم وفا كنيد تا به عهدتان وفا كنم، به خدا سوگند اگر شما نسبت به خدا وفادار بوديد، حتماً خدا هم نسبت به شما وفادار بود.
از حضرت صادق (ع) روايت شده:
«القرآن عهدالله الى خلقه:»
قرآن عهد خدا به سوى بندگان است.
از صريح اين روايات كه در كتابهاى با ارزش و معتبرى چون معانى الاخبار، كافى، تفسير علىبنابراهيم، و تفسير نورالثقلين نقل شده به روشنى استفاده مىشود كه عهد خدا در ميان مردم نبوت، ولايت، كتابهاى آسمانى و عهد مردم نسبت به حق اجابت دعا و ورودشان به شرط وفاى به عهد خدا به بهشت قيامت و دار كرامت است.
English