شخصيت محمد بن مسلم
روايتى در اين زمينه وارد شده كه به نظر مىرسد روايت بسيار مهمّى باشد كه دلالت بر حسّاسيت بسيار بالاى اهل بيت عليهم السلام نسبت به مردم در امر اخلاق دارد.
شايد براى بعضى روايت تازهاى باشد، شخصى به نام ابوالنصر مىگويد: من روزى به عبدالله بن محمد بن خالد گفتم: محمد بن مسلم چگونه آدمى بود؟ امام صادق عليه السلام در يك روايتى مىفرمايند: دوستان واقعى دنيا و آخرت پدرم حضرت باقر عليه السلام چهار نفر هستند، يكى از آنها محمد بن مسلم است.
به او گفتم محمد بن مسلم را چگونه ديدى؟ اين يك جمله را جواب داد:
«كان رجلًا شريفاً موسراً» گفت: اى ابوالنصر! محمد بن مسلم مرد شرافتمندى بود و از نظر مادّى وضع خوبى داشت؛ يعنى همه ارزشهاى ايمانى، اخلاقى و عملى را دارا بود.
روزى امام محمد باقر عليه السلام احساس كردند كه اين مرد الهى و ملكوتى دچار تكبر شدهاند، البته تكبّر ايشان در رابطه با پروردگار نبوده است، شايد به خاطر ثروت او بوده است.
امام باقر عليه السلام به هيچ عنوان تحمّل تخريب شخصيت مردم را نداشتند، محمد بن مسلم را صدا زدند فقط به او فرمودند: «تواضع»؛ يعنى فروتنى و خاكسارى كن، متواضع باش. محمد بن مسلم چهره مشهور و خانواده دار، بعد از اينكه امام باقر عليه السلام فرمود: «تواضع»، سبدى را پر از خرما كرد، كنار در مسجد جامع نشست، سبد خرما را مقابل خود گذاشت و فرياد مىزد خرما دارم، خرماى خوبى دارم، بياييد خرما بخريد.
براى شكستن ديوار تكبّر بايد اين گونه تواضع كرد. تكبر بايد ريشه كن شود والّا تقويت مىشود. اين انسان با عظمت، اگر در زمان ما زندگى مىكرد، قطعاً از اعلم مراجع شيعه بود؛ زيرا بخش مهمّى از روايات فقه از ايشان به مراجع رسيده است و او كنار سرچشمه بود. وقتى قوم و خويشان او خبردار شدند، فكر كردند روانى شده است؛ زيرا با عقل سازگارى ندارد كه يك انسان با عظمت، عالم و آگاه، مقابل مسجد جامع خرما بفروشد.
بزرگان و اقوام به مسجد آمدند، مشاهده كردند كه محمد بن مسلم روانى نشده است، به او گفتند: با اين كار تو، آبروى طايفه ما رفته است. محمد بن مسلم به آنها گفت: امام باقر عليه السلام به من امر فرموده است. كارى به آبروى شما ندارم. اينكه مردم تحمّل انبيا و ائمه را نداشتند، به خاطر اين بود كه براى آنها انجام مسائل الهى دشوار بود.
English