5- استعداد شعر در فرخى سيستانى
يكى از چهرههاى معروف ادبيات و شعر استوار در ايران، فرخى سيستانى است. هيچ وقت نام او در ادبيات فارسى خاموش نمىشود. اغلب كتابهاى ادبى از او اسم بردهاند و اشعار استوار، قوى و متين او را نقل كردهاند.
او ابتدا شاگرد كشاورزى در منطقه سيستان، در محدوده زابل بود. آن كشاورز با خانواده فرخى قرارداد بسته بود كه اگر پسر شما يك سال زراعت كند، من فلان مقدار گندم به شما مىدهم. اگر ادامه پيدا مىكرد، فرخى هم مثل ميلياردها انسان مرده و خاموش شده، از بين رفته بود.
اين انسان با استعداد قوى باطن، كه خود نيز خبر نداشت از چه استعدادهاى الهى برخوردار است، در حادثهاى به امير و حاكمى برخورد مىكند. شيوه سخن گفتن اين شاگرد كشاورز، امير را جذب مىكند. امير ثروتمند و قدرتمند، فرخى را به تحصيل تشويق كرد. علاقه فرخى به سمت ادبيات فارسى جهت مىگيرد و بعد از مدتى اين شاگرد كشاورز گمنام، تبديل به فرخى سيستانى مىشود.
اشعار او در نفوس، اثر عجيبى داشته است، بخصوص در آن واقعهاى كه محمود غزنوى از غزنين سفر كرد. به منطقهاى خوش آب و هوايى رسيد، آن قدر از آنجا خوشش مىآيد كه شش ماه تمام در آنجا مىماند. همه اطرافيان او براى خانوادههاى خود دل تنگ بودند، محمود نيز به هيچ طريقى راضى به حركت نمىشد. متوسّل به فرخى شدند، قصيده معروفِ در ادبيات فارسى را سرود:
|
باد جوى موليان آيد همى |
بوى يار مهربان آيد همى |
|
چنان از وطن در اين قصيده تعريف كرد، كه هنوز شعر او تمام نشده بود، محمود گفت: خيمه و خرگاه را جمع كنيد. و با سرعت به غزنين رفتند. اين استعداد انسان است.
English