لطفا منتظر باشید

تشهّد، با معرفت به حق‏

مگر اقرار حقيقى به وحدانيت او و نفى شريك از جناب او و شهادت به اين كه حضرتش مستجمع جميع صفات كمال است و خلاصه مگر تحقق تشهّد حقيقى‏ بدون قلب سليم و دل پاك و جان آراسته و نفس پيراسته ممكن است؟

اى رفيقان! اى همسفران! اى عزيزان! اى دردمندان! اى مستمندان! اى فقيران! اى بيچارگان! اى آوارگان! بياييد به دور هم حلقه زده و مدتى با چشم سر و دل، بر حقارت و ذلت و مسكنت و آن همه بار گناه درونى و برونى خود اشك بريزيم و دامن آلوده جان و قلب و نفس و عقل و فطرت را با اين حزن درون و اشك برون پاك كنيم و با درخواست توفيق از او قدم از ميدان گناه بيرون نهيم و از اين منجلاب خطرناك محدوديت و ماديت و عصيان خود را نجات داده، به كوى او روى آوريم و پس از بهره‏گيرى از درياى معارف الهى به تشهّد بنشينيم، باشد كه تشهّد ما با دعا و گفتار ما يكى شود و تا اندازه‏اى از اين راه رضاى محبوب و خشنودى معشوق را جلب كنيم.

اى اميد دل نا اميدان! اى داروى دردمندان! اى جليس ذاكران! اى مونس خسته‏دلان! ما را از غرقاب گناه و ظلمت عصيان نجات داده، و جان و دل ما را به نور عشقت روشن كن و سر ما را بر خاك آستانت فرود آر و خود با آن عنايت و كرم و لطف و محبت، تشهّد را از عمق وجود ما، با زبان ما بگو كه ما را براى تحقق تشهّد حقيقى و ثناى واقعى تو غير از اين راهى نيست.

تشهّد انسان با معرفت و هماهنگ با خواسته‏هاى حق و راضى به قضا و قدر الهى قيمت دارد و آن تشهّد چه در نماز چه با زبان حال و چه در هر موقعيت ديگر ثنا و سپاس الهى است.

شب عاشورا را در نظر بياوريد، گرگان درنده صحراى ضلالت و سگان وادى ظلمت و وحشيان بيابان پستى و دنائت، گروه گروه براى كشتن بهترين فرزند آدم وارد كربلا مى‏شوند، در خيام عاشقان الهى و تربيت يافتگان مكتب ربوبى قحط آب است، صدايى جز صداى اسلحه‏ها و عربده‏هاى دشمن و مناجات و گريه‏هاى‏ دوستان حق و ناله زن و فرزند پيامبر شنيده نمى‏شود، بر حسين عزيز اين عارف عاشق و محب صادق و سرحلقه شهيدان و يارانش مسلم است كه از طلوع آفتاب فردا تا بعد از ظهر قطعه قطعه خواهند شد و بدن عريان آنان در تَفْ آفتاب خواهد ماند و زن و بچه آنان كه عيال و ناموس خداى جهان آفرين‏اند به اسارات برده خواهند شد، در وسط چنين درياى پر موج و بيابان پر حادثه‏اى، در كمال انبساط و نشاط و عشق و محبت و رضايت و خشنودى از مولا و محبوب خود و ياران و زن و فرزندش تا صبح به نماز ايستادند و حتى نماز شب خود را پس از اين كه شب از نيمه گذشت به بهترين وجه ادا كردند و اين پاكان و هماهنگان با حق و عاشقان جان بركف، در تشهّد تمام ركعات به عالى‏ترين وجه ممكن به اين معنى شهادت دادند كه معبودى به حقيقت جز وجود مقدس خداى عالم آفرين وجود ندارد و وحدانيت و بى‏شريكى مخصوص ذات اقدس اوست و به فرموده حضرت صادق عليه السلام: در اين ورطه هولناك با تمام وجود و از سر عشق و محبت و سوز و ساز ثناى خدا گفتند و معرفت والا و عمل خالص و اقرار به وحدانيت حق را نثار پيشگاه معشوق كرده و با نماز اول شب تا سحرشان رضايت و خشنودى خود را نسبت به آن همه ابتلا و مصيبت كه عامل رشد و كمال آنان و بيدارى جهانيان تا قيامت بود اعلام نمودند.

آيا ما در تمام مدت عمر خود با اين هزاران ركعت نماز واجب و مستحبى كه خوانده‏ايم، يك بار اتفاق افتاد كه بدين گونه تشهّد گفته و ثناى حق را بنحو حقيقت از خود بروز داده و سپاس آن جناب را تحقق واقعى بخشيده باشيم.

امام حسين عليه السلام در شب عاشورا، آن شب پر از حادثه و آبستن به تمام حوادث، در دريايى از اسلحه‏هاى دشمن و كينه‏هاى گرگان آدم‏خوار، با كمال رضايت و خشنودى از حق و با روحى پاك و قلبى مملو از عشق و زبانى پر از نور و وجودى پر از صدق، در برابر اصحاب گراميش، آن اصحابى كه در اولين و آخرين نمونه‏ نداشتند، موجوديت خود و يارانش را در پيشگاه خداوند عزيز اين‏گونه نشان داد.

اثْنى عَلَى اللّهِ أحْسَنَ الثَّناءِ وَأحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ والضَّرَّاءِ أحْمَدُكَ اللَّهُمَّ عَلى‏ أنْ أكْرَمْتَنا بِالنُّبُوَّةِ وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْانَ وَفَقَّهْتَنا فى الدينِ وَجَعَلتَ لَنا أسْماعاً وَأبْصاراً وَأفئِدَةً فَاجْعَلْنا مِنَ الشَّاكِرينَ‏ .

خدا را ثنا و سپاس مى‏گويم به نيكوترين و كامل‏ترين سپاس بر تمام خوشى‏ها و هر چه رنج و مصيبت و مشكل در راه رسيدن به لقاى اوست، با تمام وجودم حضرت حق را شكر مى‏گزارم.

بار الها! حمد و ثنا مخصوص به وجود مقدس توست كه ما را به نور نبوت و آشنايى با پيامبر و عمل به دستور او و آگاهى به قرآن و فهم دين گرامى داشتى و براى ما گوش‏ها و چشم‏ها و قلب‏ها براى درك حقايق قراردادى و توفيق عنايت كردى كه تا امشب كه شب پايان زندگى محدود دنيايى ماست از تمام اين وسايل در راه بندگى تو بهره‏مند شويم، پس اى محبوب و معشوق من! همه ما را از گروه بندگان شاكرت به حساب آور.

راستى مست معرفت و شيداى عمل براى محبوب و عاشق وارسته و عارف جان باخته و عالم عامل و آگاه بصير و داناى خبير و پروانه شمع وجود حق، با جان و مال و زن و فرزند و زبان و بيان و فكر در راه معشوق و براى محبوب چه مى‏كند؟

آيا چنين انسانى جز محبوب مى‏بيند و غير معشوق مى‏شناسد و چيزى غير او مى‏طلبد و غير او مى‏گويد و جز راه او مى‏پويد، به حقيقت معشوق قسم است نه، عاشق با همه وجود، همه وجود معشوق را مى‏بيند و مى‏خواهد و بس و جز او از كسى دم نمى‏زند و هر چه را در دنيا مى‏بيند تجلى او مى‏بيند و هر چه را مى‏خواهد براى او، به عشق او و در راه او مى‏خواهد و مرام مقدس و عقيده پاك او، همان است كه سر حلقه عارفان، امام عاشقان، پيشواى واصلان، امير مؤمنان، مظهر العجائب و مظهر الغرائب، غالب كل غالب حضرت على بن ابى‏طالب عليه السلام بيان داشت، بيانى به وسعت همه عالم و به وسعت همه وجود و هويت و موجوديت بى‏نهايتش.

مأ رَأيْتُ شَيْئاً إلّاوَرَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَمَعَهُ وَبَعْدَهُ‏ .

چيزى را در عالم نديدم مگر اين كه خدا را قبل از او و با او و بعد از او ديدم!

بياييد در اين زمينه اشعار عارف شيدا، فخرالدين عراقى را با هم زمزمه كنيم و با دلى پر از سوز و چشمى پر از اشك و جانى پر از آه به درگاهش بناليم و از حضرتش كه عطابخش به تمام موجودات است و هيچ بخلى در ذاتش وجود ندارد بخواهيم كه ما را از اين محدوديت و ظلمت طبيعت رها كرده به مسلك آن عاشقان عارف ملحق كند.

عشق از سر كوى خود سفر كرد

 

بر مرتبه‏ها همه گذر كرد

صحراى وجود گشت در حال‏

 

هر كتم عدم كه پى سپر كرد

مى‏جست نشان صورت خود

 

چون در دل تنگ ما نظر كرد

وا يافت امانت خود آنجا

 

آنگه چو نظر به بام و در كرد

خود آن سر كوى بود كه اول‏

 

زآنجا به همه جهان سفر كرد

جان را به امانت خود آنجا

 

وا داشت لباس خود بدر كرد

در جان پوشيد و باز خود را

 

آن بار لباس مختصر كرد

     

و آن گاه چو آفتاب تابان‏

 

سر از سر هر سراى در كرد

اول كه بخود نمود خود را

 

انسان شد و نام خود بشر كرد

فى الجمله به چشم بند اغيار

 

ظاهر شد و نام خود دگر كرد

تغيير صور كجا تواند

 

در نعت كمال او اثر كرد

تقليب و ظهور او در احوال‏

 

اظهار كمال بيشتر كرد

اى ديده تو نيز ديده بگشاى‏

 

ما را چو زخويشتن خبر كرد

مى‏بين رخ جان فزاى ساقى‏

 

در جام جهان نماى باقى‏

     

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه