پاداش رحمان و رحيم
«يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُما»
اين جمله در دعاهاى معصوم نقل شده
است و ريشه قرآنى دارد، كه پروردگار رحمن و رحيم دنيا و آخرت بندگانش است.
با توجه به اين كه اغلب مفسران، مىگويند:
رحيم، يعنى خدايى كه در قيامت پاداش همه اهل ايمان را به آنها عنايت خواهد كرد. وقتى كه در دعا مىگويد:
«و رحيمهما»
؛ هم رحيم دنيا و هم رحيم آخرت است، ثابت مىشود كه اجر و مزد اعمال مثبت و حالات پاك مردم، تا جايى كه دنيا گنجايش آن را دارد، به مردم عنايت خواهد شد. خداوند متعال، هم خودش دست اندركار پرداخت پاداش و مزد است و هم دست اندر كار تبديل كار نيك به ميوه خوب مىباشد.
چهار آيه در اين زمينه وجود دارد. در يك آيه مىفرمايد: «نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا» «1» اينجا مسأله رحمت است، يعنى خداوند پاداش كار مثبت را، هم در دنيا و هم در آخرت به نتيجه مىرساند. ما وظيفه داريم كه كار و حال مثبت به او تحويل بدهيم.
او بعد از اين كه كار و حال را تحويل مىگيرد، در عالم ربوبيت خودش، در اين كار و حال ما فعل و انفعالاتى ايجاد مىكند كه بنا به فرموده قرآن در سوره توبه و آل عمران، نهايت اين فعل و انفعالات، بهشت و رضوان است.
رضوان، حقيقتى مافوق بهشت است كه در سوره مباركه توبه با اين وصف رضوان را بيان مىفرمايد:
«وَرِضْوَ نٌ مّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» «2»
يعنى بزرگتر از بهشت است. ولى به يقين طبق وعده قرآن، اين رضوان در آينده براى اهل ايمان ظهور خواهد كرد.
در سوره مباركه آل عمران مىفرمايد:
«وَرِضْوَ نٌ مّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ» «3»
خداوند خوب بندگانش را مىشناسد و به تمام كارها و حالات بندگانش آگاهى دارد.
«نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَآءُ و لَانُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»
ما به خاطر كارها و حالات خوب، رحمت، پاداش، اجر و لطفمان را به بندگانمان خواهيم رساند. «اصاب» يعنى رسيدن. «نُصِيبُ» كه از نظر ادبى، متكلم مع الغير است، يعنى ما به بندگان خودمان خواهيم رساند. آنهايى را كه مىخواهيم، چون همه را كه نمىخواهد و همه خود را در فضاى خواستن او قرار نمىدهند. اما هر كسى كه خودش را در فضاى خواستن او قرار بدهد، يعنى وارد در «مَن يَشَآءُ» «1» و «مَّن نَّشَآءُ» «2» شود يعنى لايق باشد. «من يشاء» معنى لطيف قرآنى آن اين است كه اگر كسى خودش را با عمل و حال مثبت در فضاى خواست او قرار بدهد، رحمت را در آن فضا به او مىرساند؛
«قُلِ اللَّهُمَّ ملِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ» «3»
بىحساب نيست، بلكه با شرايط است. «تُؤْتِى الْمُلْكَ» ملك يعنى نبوت انبيا، نه شاهنشاهى. آدم بىدين، لائيك، مخالف با قرآن و اسلام، مخالف با حجاب، آيا خدا اين ملك را به او عنايت كرده است؟ نه، كارى به پروردگار ندارد، چون خدا هيچگاه ملك را به ستمگران نداده است.
اين «تُؤْتِى الْمُلْكَ» يعنى ملك نبوت، ولايت ويژه حضرت حق، ملك ارزشها.
شما در آيات قرآن مجيد هم همين نكته را در سورههاى مختلف مىخوانيد:
«وَ زَادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ و اللَّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُ مَن يَشَآءُ»
در جاى ديگر دارد؛ «وَ ءَاتَيْنهُم مُّلْكًا عَظِيًما» اما به چه كسى؟ اين ملك را به هر كسى كه بخواهد عنايت مىكند. به كسانى كه لياقت عملى و حالى به پيشگاه مقدس او ارائه كردهاند و شايستگى داشتهاند كه:
«تُؤْتِى الْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ»
شدند.
English