لطفا منتظر باشید

رزق و روزى معلول ربوبيت حضرت حق‏

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد یک

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

خورشيد بر سطح درياها مى‏تابد، از روى سطح آب بخار به طرف بالا حركت مى‏كند، در فاصله‏اى معين ميان هوا و زمين ابر تشكيل مى‏شود، پس از فعل و انفعالات شگفت‏آور، ابرها به صورت منابعى عظيم از برف و تگرگ و باران در مى‏آيد، سپس به اذن حضرت او كه مالك آسمان‏ها و زمين و هر چه ميان آنهاست، برف و باران بر زمين مى‏بارد، و همه مواد حياتى و غذائى پس از باريدن برف و باران در كره زمين فراهم مى‏گردد.

وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً، لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً، وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً: «1»

و از ابرهاى متراكم و باران زا، آبى ريزان نازل كرديم، تا به وسيله آن دانه و گياه برويانيم، و باغ‏هائى از درختان به هم پيچيده و انبوه بيرون آوريم.

أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها ..... «2»

(آيا معبودانى كه به جهل و نادانى انتخاب كرده‏ايد نقشى در زندگى شما دارند) يا آن كه آسمان‏ها و زمين را آفريد، و به سود شما از آسمان آبى نازل كرد كه به وسيله آن باغ‏هائى شاداب و با طراوت رويانديم، كه از عهده شما بر نمى‏آيد درختى از آن باغ را برويانيد!

آيا در حوصله و قدرت كسى هست كه فعل و انفعالات سه ماهه بهار و سه ماهه تابستان را حساب كند، و ميليارها حادثه پر فايده‏اى را كه در بستر طبيعت به جريان مى‏افتد تا حبه‏ها و حصه‏ها و دانه‏هاى نباتى پس از باران آسمانى سر از زمين بيرون آورد، و هر يك تبديل به ده‏ها و صدها و هزارها مثل خود شود، تجزيه و تحليل كند؟!

ما دورنمائى از جهان طبيعت را كه گوشه‏اى از آن آسمان و زمين است مشاهده مى‏كنيم كه بر اثر هميارى و همبستگى عناصر غير قابل شماره در اين آسمان و زمين دانه‏ها و نباتات و محصولات و ثمرات پس از رشد لازم در اختيار ما قرار مى‏گيرند، و ما از آنها براى حفظ حيات و تداوم آن بهره مى‏گيريم.

اگر به دقت بنگريم به اين حقيقت كه قرآن مجيد هم گوياى آن است پى مى‏بريم كه همه اين امور جلوه مالكيت و توجه تربيتى حضرت رب العزّه در پهن دشت هستى است و اگر يك لحظه اين توجه تربيت تكوينى را از سفره طبيعت باز دارد، خيمه حيات سرنگون مى‏شود، و بساط زندگى موجودات زنده بر باد مى‏رود، و سطح كره خاك به گورستانى خاموش كه در هر گوشه‏اش مليون‏ها مرده متعفن افتاده تبديل مى‏گردد!!

قرآن مجيد درباره‏ى رزق و روزى با توجه به سطور گذشته مى‏فرمايد:

وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ‏ «3»

رزق و روزى شما و آنچه به آن وعده داده مى‏شويد در آسمان است.

پس سوگند به مالك و مدبّر آسمان و زمين كه آنچه را كه وعده داده مى‏شويد يقينى و درست است، همان‏گونه كه شما هنگام سخن گفتن يقين داريد سخن مى‏گوئيد.

 

كثرت مشرق‏ها و مغرب‏ها جلوه ربوبيت است.

مالك و مدبّر زمين و همه ستارگان آسمانى تدبيرش اقتضا كرد، كه زمين و مجموعه ستارگان را كروى شكل بيافريند و همه آنها را در گردونه دو حركت وضعى و انتقالى قرار دهد، كروى بودن آنها و گردش وضعى‏شان در هر منظومه‏اى به دور خورشيد خاص آن منظومه سبب پديد آمدن مشرق‏ها و مغرب‏ها در هر كره‏اى شد.

قرآن مجيد كه ابتداى نزولش در مكه بود، سرزمينى كه به خاطر سايه ظلمانى بى‏سوادى يك خواننده و يك نويسنده نداشت در يك آيه به اين پديده طبيعى يعنى مشارق و مغارب هر كره‏اى با اتصالش به ذكر ربّ اشاره كرد، كه بايد آن را جزء معجزات علمى اين كتاب به حساب آوريم.

فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ‏ «4»

به مالك و مدبر مشارق ومغارب سوگند كه ما (بر هر كارى) توانائيم.

 

ولايت اميرالمؤمنين (ع) جلوه تام ربوبيت تشريعى است.

مالك جهانها و جهانيان كه مصالح مملوك خود را حكيمانه تدبير مى‏كند و در اين زمينه به انسان توجه ويژه‏اى دارد، نپسنديد كه زحمات پيامبرش در تبليغ و تبيين قرآن و امورى كه پس از او در جهت تكميل هدايت امت و رشد و كمال آنان ضرورى و لازم است هدر رود، و چراغى كه پيامبر در سايه وحى براى نجات مردم از تاريكى‏ها برافروخت، و همه لحظات عمر پرمايه و با ارزشش را براى روشن نگاه داشتن آن هزينه كرد خاموش شود.

واجب عقلى و ضرورت شرعى بود كه آن حضرت براى حفظ آثار زحماتش، و تداوم روشنى چراغ هدايت، و در امان ماندن امت از انحراف جانشينى را كه از هر جهت قدرت مديريت امور امت را داشته باشد، و در علم و عمل، و تقوا و پاكى، و سلامت روح و جان، و صداقت و شجاعت هم سنگ خودش باشد انتخاب و به امت معرفى نمايد و اطاعت و پيروى از او را واجب الهى اعلام كند، و مخالفت با او را مساوى كفر و ارتداد بشمارد.

مالك و مربى جهانها و انسان بر اساس اين ضرورت به پيامبرش اعلام كرد كه كسى براى اين مقام كه مقام امامت و ولايت و سرپرستى امت است جز على‏بن‏ابى‏طالب شايستگى و لياقت ندارد، و اوست كه از هر جهت مى‏تواند ربوبيت تشريعى را در امت تداوم بخشد و راه تو را ادامه دهد، و جامعه نوپاى اسلامى را از خطرات سنگينى كه از ناحيه يهوديت و مسيحيت و نفاق متوجه امت است حفظ نمايد، و آئين الهى را از ضربه تحريف نگاه دارد.

اين معنا در ضمن يك آيه كه به اتفاق همه دانشمندان و علما و حكما و عرفاى شيعه، و منصفين از مفسران و بزرگان اهل سنت در حق على‏بن‏ابى‏طالب نازل شده اعلام شد:

يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ: «5»

اى پيامبر حكمى كه از سوى پروردگارت، [مالك و مربى و مدبرت، درباره ولايت و رهبرى على‏بن‏ابى‏طالب‏] بر تو نازل شده است به مردم برسان و اگر به انجام اين كار بر نخيزى رسالت خدا را كه بر عهده تو بوده نرسانده‏اى، [نگران حسودان و دشمنان مباش‏] خدا تو را حفظ مى‏كند، بى‏ترديد خدا گروه ناسپاسان [نسبت به ولايت و رهبرى را به خاطر اين كه مى‏داند از شدت حسادت و كينه به پذيرفتن آن تن در نمى‏دهند] به صراط مستقيم و خوشبختى و سعادت هدايت نمى‏كند!

حضرت باقر و حضرت صادق (ص) مى‏فرمايند:

خدا به رسول خود وحى كرد كه: على‏بن‏ابى‏طالب را (براى رهبرى امت و تداوم حكومت عدل) جانشين خود قرار دهد، پيامبر بيم داشت كه ابلاغ اين حقيقت عظيم بر برخى از صحابه گران آيد!! لذا خداوند براى تشجيع به آشكار شدن اين امر حياتى و تهديد به اين كه اگر آن را ابلاغ نكند اصل رسالت خدا را به مردم نرسانيده است، فرمان عملى ساختن جانشينى على (ع) را صادر كرد.

مفسر بزرگ، امين‏الاسلام طبرسى در مجمع البيان مى‏گويد: عياشى در تفسير خود از ابن‏عمير، او از ابن اذنيه او از كلبى او از ابوصالح او از ابن‏عباس و جابربن‏عبدالله نقل نموده كه گفته‏اند: خدا به فرستاده خود رسول بزرگوار اسلام فرمان داد على‏بن‏ابى‏طالب را به جانشينى خود منصوب نمايد و پيامبر از اين موضوع مى‏ترسيد كه چنانچه پسر عموى خود را به اين مقام منصوب نمايد مورد طعن قرار گيرد، خداوند طىّ نزول اين آيه فرمان به اين معنى داد و رسول خدا در روز غدير خم به ولايت على قيام نمود، و نيز ابوالحمد از حاكم ابوالقاسم حسكانى در كتاب شواهد التنزيل طى اسنادى از ابوعمير و نيز در همين كتاب به سندى از حيان‏بن‏على‏علوى او از ابوصالح او از ابن‏عباس روايت كرده كه: گفته‏اند: اين آيه در شأن على (ع) نازل شده و رسول خدا على‏بن‏ابى‏طالب را بر روى دست بلند كرد و فرمود:

«من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»

هر كس من سرپرست و رهبر و مولاى او هستم، على رهبر و مولاى اوست، خدايا دوست بدار هر كه او را دوست بدارد، و دشمن دار هر كه او را دشمن باشد. «6»

چنانچه حضرت ربّ العزّه به اين خاكروبه آستان اهل بيت عنايت كند كه اين تفسير را به پايان برساند در ضمن تفسير و توضيح اين آيه شريفه مفصل و مشروح مطالب استوارى را بر اساس آيات قرآن و روايات شيعه و سنى انشاءالله به رشته تحرير خواهم كشيد.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- نبأ، 14- 16.

(2)- نمل، 60.

(3)- ذاريات، 22- 23.

(4)- معارج، 40.

(5)- مائده، 67.

(6)- نمونه بينات در شأن نزول آيات، 301.

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه