فضيلت بنىاسرائيل
ملاك فضيلت بنىاسرائيل بر جهانيان زمان خود ممكن است نعمت ايمان آنان به موسى و توارت و مقاومت و صبرشان در برابر فرعونيان تا زمان پيروزى، و شكافته شدن دريا براى آن قوم و غرق شدن فرعونيان در برابر چشمشان و رهائى از عذابها و رنجها و مشقتهائى كه به وسيله فرعونيان گرفتارش بودند باشد.
البته ايمان و عمل و عبادت و اطاعت و بندگى و ايستادگى در برابر دشمن و جلوههاى رحمتالهى بر آن قوم تا زمانى كه آنان حافظ اين حقايق در حياتشان بودند به آنان بر ملتهاى ديگر كه فاقد اين نعمتهاى عظيم و كرامتهاى كمنظير يا بىنظير مىبودند برترى داد، ولى پس از اين كه دچار كفران نعمت و ناسپاسى سخت شدند، و از موسى و تورات و فرهنگ حق روى گرداندند، و به عناد با حق و لجبازى با حقيقت و گوساله پرستى و پول پرستى، و تحريف حقايق و ظلم و ستم بر هم نوعان خود و ديگر اقوام شدند، مهر ذلت و مسكنت و داغ خشم خدا بر آنان خورد، و ميان يكديگر دچار دشمنى و كينه غير قابل علاج شدند و به پستى و ذلت نشستند و به عذابهاى گوناگون دچار شدند.
با توجه به اين تغيير كلى كه در حيات آنان پيدا شد و به عبارت ديگر ملاكهاى فضيلت را از دست دادند و به ويژه با ارزيابى حضرت حق نسبت به امت پيامبر كه در آيه شريفه.
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ.
جلوهگر است، به يقين و صددرصد مىتوان نظر داد كه منظور از عالمين در آيه شريفه برترى آنان در برههاى از زمان بر جهانيان بوده آن هم زمان كوتاهى كه ملاكهاى فضيلت در آنان عينيت داشت و دليلى بر فضيلت و برترى آنان بر همه جهانيان در همه اعصار وجود ندارد.
مگر مىتوان گفت خداى عادل ملتى را كه از پيامبرشان و پيامبران پس از او روى گردانيدند، و به ستمهاى فاحش دست زدند، و به انكار حقايق برخاستند، و به كتاب آسمانى دستبرد زده آياتش را تحريف كردند و به عبادت طاغوت دچار گشتند، و در پول پرستى و حيله و تقلب زبانزد جهانيان شدند، و از اختراع گناه و فساد از شيطان پيشى گرفتند و بلكه خود شيطان امتها شدند بر جهانيان تا قيامت برترى بخشيده!!
اعتقاد به چنين مطلبى تهمت و افتراء به حضرت حق، و ملتزم شدن به دروغى سنگين است.
نظر حق را نسبت به اين قوم پس از برباد دادن ملاكهاى فضيلت از طريق آيات قرآن مجيد ملاحظه كنيد تا بيش از پيش ثابت شود كه عالمين در آيه شريفه جهانيان زمان آن قوم است آن هم وقتى كه ملاكهاى فضيلت در آنان وجود داشت.
وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ.
داغ ذلت و خوارى و بيچارگى و مسكنت بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند، اين ذلت و مسكنت و دچار شدنش به خشم خدا به سبب آن بود كه همواره به آيات خدا كفر ورزيدند و پيامبران را به ناحق مىكشتند!!
اگر بگوئيم معناى عالمين در آيه شريفه همه جهانيان تا روز قيامت هستند با توجه به آيه شريفه بالا دچار تناقض غير قابل حل مىشويم. در سوره مجادله كسانى كه يهود مغضوب حق را به دوستى گرفتند مورد عتاب و توبيخ قرار مىدهد:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.
آيا به كسانى كه يهود مورد خشم خدا را به دوستى و ارتباط انتخاب كردند ننگريستى؟ اينان كه با يهود پيوند برقرار كردند نه از شمايند و نه از آنان و به دروغ سوگند مىخورند كه از شمايند و خود مىدانند كه دروغ مىگويند.
خدا براى اين پيوند خوردگان به يهود مغضوب عذاب سختى آماده كرده است زيرا آنچه را كه پيوسته انجام مىدادند بد است.
راستى مطلب عجيب و شگفتآورى است، دوستى و ارتباط با يهود مغضوب بر باد دهنده ايمان و عامل مردود شدن اعمال و سبب دچار شدن به عذاب دردناك دنيا و قيامت است!!
قومى كه پيوند با آنان موجب عذاب شديد است آيا ميتوانند بر همه جهانيان تا قيامت برترى داشته باشند، و آيا خداى عادل اين برترى دائمى را بر آنان مىپسندد؟!!
وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ.
ما ميان آنان تا روز قيامت كينه و دشمنى انداختيم هر زمان آتشى را براى جنگ با مؤمنان افرختند خدا آنان را خاموش كرد، و همواره در همه جاى زمين براى فساد مىكوشند و خدا مفسدان را دوست ندارد.
در سورهمباركه دخان مىفرمايد بر اساس آگاهى و عملى كه نسبت به ملاكهاى فضيلت در آنان داشتيم به انتخاب آنان بر جهانيان زمان خودشان اقدام كرديم:
وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ.
اين انتخاب و گزينش بر اساس آگاهى بود و اين ذلت و مسكنتى كه براى آنان خواسته شد و خشمى كه بر آن سزاوار شدند نيز بر اساس آگاهى به مفاسد و فسق و فجور و جنايات آنان بود.
و ممكن است گفته شود فضيلت و برترى آنان نه بر اساس فرد فردشان در برههاى خاص از زمان بود بلكه ملاك برترى آنان پيامبران بسيارى بود كه در ميان آنان مبعوث به رسالت شدند و برخى از آنان هم مانند داود و سليمان صاحب سلطنت و حكومت بودند حكومتى عادلانه و حكيمانه. بنابراين فضيلت براى آنان نه در همه امور است بلكه در برخى از امور از جمله داشتن پيامبران بسيار بود.
در هر صورت براى بار دوم به آنان هشدار مىدهد كه نعمتهايم را كه به شما ارزانى داشتم متذكر شويد باشد كه با يادآورى نعمتها به منعم نعمتها توجه كنيد و به فرمانهاى او از جمله به ايمان به قرآن و قبول نبوت پيامبر و ولايت اولياء حق گردن نهيد و از اين همه ناسپاسى و كفران نعمت و دشمنى عملى با منعم و پيامبرانش و آياتش بپرهيزيد.
«خدائى كه شما را بر جهانيان به نعمت هدايت در دنياى گمراهى، و توحيد در دنياى شركت و نور ايمان در دنياى جهل و تاريكى و قوانين و شرايع در جهان بىبند و بارى و توحش و پيوستگى در دنياى از همگيسخته برترى داد.
اين خلاصه بعثت و دعوت پيامبران است كه بيشتر آنان ازميان بنىاسرائيل برخاستند، بنىاسرائيل اين برترى را بر ساير مردم در آن زمان قدردانى نكردند، توحيد را به شرك و ايمان را به كفر و به جاى عمل صالح و اجراى شريعت به تشريفات غرورانگيز سرگرم شدند و آئين عمومى خدا را به صورت امتيازات قومى در آوردند، و آن را با اوهام ملل مجاور و معاشر درهم آميختند و بجاى تقوا و نگرانى از آثار و اعمال و روز واپسين به پروراندن آمال و اميدهاى بيپايه پرداختند تا آن كه عقيده عمومى آنان اين شد كه مردم دنيا هر چه باشند اهل دوزخ و عذابند و ما هرچه باشيم اهل نجات و بهشتيم و پيامبران و بزرگان كه از ميان ما برخاستهاند شافعين و مدافعين ما ميباشند، اين اوهام و عقايد بيپايه همان اوهام مصريان و ملل ديگر آن روز دنيا بود كه به صورت ديگرى در ميان بنى اسرائيل ظاهر گشت»
English