طبقات بهشت و جهنم بر اساس عمل در دنيا
مهم اين است كه ايمان به خدا و قيامت، بايد هم در قلب و هم همراه با كوشش مثبت باشد. اين واقعيت قلبى و عملى، هم عامل نجات و هم عامل پديد آمدن پاداشها و محصولات دنيايى و آخرتى است. ائمه عليهم السلام هم به ما راهنمايى كردهاند كه از همه مردم نسبت به ايمان و عمل، يك گونه توقع نداشته باشيد، چون ظرفيتها به علت حكمت و عدالت حق، مختلف آفريده شده است و از امتها، ايمان و عمل انبيا عليهم السلام را نمىتوان توقع داشت. هم چنين ايمان و عمل ائمه عليهم السلام را از شيعه و يا ايمان و عمل سلمان را از مادون سلمان نمىتوان توقع داشت.
به قول شيخ محمود شبسترى:
|
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست |
كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست |
|
نمىشود كه تمام عالم هستى آسمان يا زمين باشد. يا در مورد درختان، نمىشود كه همه آنها گردو يا سيب باشند. يا در باب روييدنىها، نمىشود كه تمام آنها نخود يا عدس باشند.
تفاوت ظرفيت وجودى افراد
يك ظرفيت بايد ابراهيم باشد، يك ظرفيت هم يونس، اسحاق، اسماعيل عليهم السلام، اميرالمؤمنين عليه السلام، وجود مبارك امام دوازدهم عليه السلام، سلمان و ابوذر باشد. اين ظرفيتها به تناسب سعه وجودى خود، ايمان به خدا و قيامت را در قلب مباركشان جلوه مىدهند و عمل را هم در اعضا و جوارح خود جلوه مىدهند.
به خاطر اين ظرفيتها است كه بهشت، هشت قسمت است و از آن طرف هم به خاطر ظرفيتها است كه جهنم هفت قسمت است. اينطور نيست كه عذاب جهنم براى همه يكسان باشد. قطعاً جاى افرادى كه در طبقه اول هستند، نسبت به طبقه هفتمىها مثل گلستان در مقابل خارستان است. عدالت و حكمتِ وجود مقدس او، اقتضا كرده است كه ظرفيت را، هم در نظام هستى و هم در نظام حيات انسان، متفاوت قرار بدهد. اين تفاوت در ظرفيتها، يقيناً در قيامت باعث گلايه احدى نخواهد بود، چون در روز قيامت، هر كسى حس مىكند كه سر جاى خود است. در اينجا ممكن است كه بعضىها گلهمند شوند. شكايت آنها مربوط به اين است كه حقيقت را نفهميدهاند. به قول حافظ:
|
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه |
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند |
|
English