لطفا منتظر باشید

دعا امرى فطرى‏

دعا را براى بشر امرى فطرى و ضرورى مى‏داند، چه اين كه انسان در دريايى از محدوديت‏ها و گرفتارى‏ها و مشكلات و رنج‏ها دچار است و براى رهايى از اين امور، چاره‏اى جز دعا به پيشگاه حضرت او ندارد و دعا را در اين زمينه عامل هدايت و آشنايى با خدا دانسته، در عين اين كه عده‏اى را پس از دعا نسبت به حضرت حق فراموشكار و ناسپاس مى‏داند.

[وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ‏] .

هنگامى كه به مردم آسيب و گزندى برسد، پروردگارشان را در حالى كه به سوى او روى آورده‏اند، مى‏خوانند، سپس زمانى كه رحمتى از سوى خود [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنيت‏] به آنان بچشاند، ناگهان گروهى از آنان به پروردگارشان شرك مى‏ورزند.

[فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ‏] .

[مشركان تا در امنيت و آسايشند، بر آيين شرك تعصّب دارند،] پس زمانى كه در كشتى سوار مى‏شوند [و در وسط دريا امواج خطرناك آنان را محاصره مى‏كند] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هرگونه شركى‏] خالص مى‏كنند، مى‏خوانند و چون به سوى خشكى نجاتشان مى‏دهيم به ناگاه‏ به آيين شرك روى مى‏آورند.

[وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ] .

و چون آنان را [در دريا] موجى [به دنبال موجى‏] مانند ابرهاى سايه‏انداز فرو پوشد، خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هرگونه شركى‏] خالص مى‏كنند، مى‏خوانند و زمانى كه آنان را به خشكى مى‏رساند برخى از آنان به راه ميانه و معتدل [كه راه توحيد است‏] مى‏روند [و برخى پيمان مى‏شكنند] و آيات ما را جز هر پيمان‏شكن خائن و كفر پيشه‏اى انكار نمى‏كند.

[وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏] .

و چون انسان را گزند و آسيبى رسد، ما را [در همه حالات‏] به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده [به يارى‏] مى‏خواند، پس زمانى كه گزند و آسيبش را برطرف كنيم، آن چنان به راه ناسپاسى و گناه مى‏رود كه گويى هرگز ما را براى برطرف كردن گزند و آسيبى كه به او رسيده [به يارى‏] نخوانده است!! اين‏گونه براى اسراف كاران اعمالى كه همواره انجام مى‏دادند، آراسته شده [تا جايى كه زشتى اعمالشان را نمى‏فهمند.]

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه