لطفا منتظر باشید

قرآن: وحى الهى يا حكايت پيشينيان؟


خداوند متعال در آيه 15 از سوره مباركه مائه مى‏فرمايد:

«... قد جاءكم من اللّه نور و كتاب مبين».

بى‏ترديد، از سوى خدا بر شما نور و كتابى روشنگر آمده است.

جالب اين است كه خداوند در اين آيه از قرآن و پيغمبر به يك عنوان تعبير مى‏كند. درباره پيغمبر مى‏گويد: «نور»، و درباره قرآن مى‏گويد:

«كتاب مبين»، زيرا مبين هم به معناى نور و نوردهنده است. البته، خداوند در آيه‏اى ديگر به‏طور خاصّ قرآن را نور معرفى مى‏كند:

«يا أيّها النّاس قد جاءكم برهان من ربّكم و أنزلنا إليكم نورا مبينا».

اى مردم، يقينا از سوى پروردگارتان براى شما برهان (و دليلى چون پيامبر و معجزاتش) آمد و نور روشنگرى (چون قرآن) به سوى شما نازل كرديم.

پس، از نظر پروردگار هم پيغمبر نور است و هم قرآن. يك نگاه مردم به قرآن نيز همين بود، يعنى آن را نور و كتاب هدايت و وحى الهى مى‏ديدند.

در مقابل، گروهى هم بودند كه تنها چيزى كه از قرآن نمى‏ديدند نور بود. اين‏ها قرآن را مشتى حروف سياه بر روى سفيدى كاغذ مى‏ديدند و مى‏بينند.

به راستى، از چنين انسانى توقع داريد چه نظرى درباره اين كلام آسمانى بدهد، و از اين همه آيه چه بفهمد؟ قرآن در وصف حال آنان مى‏گويد:

«و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم؟ قالوا:

و هنگامى‏كه به آنان گويند: پروردگارتان چه چيزهايى نازل كرده، جواب مى‏دهند:

أساطير الأوّلين».

(چيزى نازل نكرده، آنچه به عنوان قرآن در دسترس مردم است همان) افسانه‏هاى دروغين پيشينيان است.

آن‏ها مى‏گفتند: شب‏هاى تاريك، محمد پيش داستان‏سرايان مى‏رود و افسانه‏هاى به‏هم‏بافته دروغ و مزخرف آنان را حفظ مى‏كند و به هم پيوند مى‏دهد و مى‏گويد اين‏ها از آسمان نازل شده است.

تعجبى ندارد. وقتى انسان روى وجدانش پا بگذارد و بى‏وجدانى پيشه كند اين‏طور مى‏شود. درست است كه قرآن سرنوشت پيامبران گذشته را نيز به دلايل خاصى در برخى آيات طرح كرده است، اما آيا قرآن همه‏اش داستان است و آن هم داستان‏هاى پيش‏پا افتاده و دروزغ؟ ساير آيات چطور، آيا همگى بافته‏هاى دروغ و حكايات گذشتگان‏اند؟ به راستى، چه چيز آياتى از اين دست دروغ و افسانه است؟

«إنّ اللّه يأمر بالعدل و الإحسان و ايتاء ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى ...».

به راستى خدا به عدالت و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏دهد و از فحشا و منكر و ستمگرى نهى مى‏كند ....

دعوت به عدالت و نيكوكارى دروغ به هم بافته است؟ آيا اين سخن قرآن در زمانى كه همه دانشمندان جهان مى‏گفتند زمين ساكن است و خورشيد به دور زمين مى‏گردد دروغ است كه فرمود:

«- ألم نجعل الأرض مهادا».

آيا زمين را براى شما چون گهواره‏اى بستر آرامش قرار نداديم؟

كه دلالت بر حركت زمين مى‏كند.

«- و هو الّذى خلق الليل و النّهار و الشّمس و القمر كلّ فى فلك يسبحون».

و اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد كه هر يك در مدارى شناور است.

آيا بيان حقايق آفرينش افسانه‏هاى پيشينيان و دروغ‏هاى خودساخته است؟ امان از آن لحظه‏هاى كه انسان از عقل و خرد و وجدان و فطرت و انصاف جدا شود و به تعبير قرآن‏ «كالأنعام» يا «كمن مثله فى الظّلمات» شود. وقتى انسان وجدان نداشته و در زمره‏ «لا يشعرون» ها باشد و با چشم گاو و گوسفند به حقايق نگاه كند، از اين بهتر نمى‏شود. او ديگر نور علم و وحى خدا را نمى‏بيند. كلمات سياه روى كاغذ را مى‏بيند.

مر مرا افسانه مى‏پنداشتيد

 

تخم طعن و كافرى مى‏كاشتيد

خود بد بديد اى خسيسان زمن‏

 

كه شما بوديد افسانه نه من.

     

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه